گفت‌وگو با هدایت هاشمی بازیگر سریال چک برگشتی

آستانه تحمل سیاسیون را محک زدیم

هدایت هاشمی، بازیگر نقش دکتر کریم مشرفی در سریال «چک برگشتی» پیش از این بیشتر به عنوان بازیگر تئاتر و سینما شناخته شده بود، اما حضور پررنگ او در «چک برگشتی» باعث شد نگاه‌ها به سمت او جلب شود. با هاشمی که نقش یک نامزد نمایندگی مجلس را در این سریال به عهده داشت، به گفت‌وگو نشستیم تا از جزئیات نقشی که پیش از او کسی به این شکل آن را اجرا نکرده بود، با خبر شویم.
کد خبر: ۴۶۶۴۲۴

«چک برگشتی» یکی از سریال‌های موفق نوروز بود، همان‌طور که سال گذشته «پایتخت» یکی از کارهای موفق بود. از فضای پایتخت برای بازی در این سریال کمک گرفتید؟

از لحاظ لحن شبیه هم بودند. فکر می‌کنم هم برای سیروس مقدم، هم تلویزیون و هم مجموعه‌ بازیگران نسل ما، پایتخت یک نقطه‌ عطف محسوب می‌شود. از جایی کمدی‌های معمول دیگر جواب ندادند و ثابت شد که مردم دیگر مثل گذشته از آنها استقبال نمی‌کنند. تلویزیون هم با رقبایی مثل ماهواره و اینترنت روبه‌روست. در زمینه‌ کمدی به نظر می‌آمد باید تغییر لحن بارزی ایجاد شود. بعد از پایتخت تقریبا برای مردم و هنرمندان روشن شد که این تغییر لحن باید چگونه باشد. ما به نگاهی جزءپردازانه و واقع‌بینانه احتیاج داریم که در نهایت جدیت اتفاق بیفتد و باعث به وجود آمدن کمدی موقعیت شود. قدم بعدی که سیروس مقدم در چک برگشتی با رعایت فرمول‌های پایتخت برداشت این بود که جسارتش را در بیان مسائل اجتماعی بیشتر کرد. نگاه انتقادی چک برگشتی شدیدتر است و به مسائل جدی‌تری اشاره می‌شود. علاوه بر این که برای اولین‌بار سراغ جامعه‌ سیاسیون می‌رود. این جامعه جزو خط قرمزهای همیشگی است که کمتر نویسنده و کارگردانی سراغ آنها می‌رود.

من در حد دایره‌ فیلم‌ها و سریال‌هایی که دیده‌ام، بازیگری را به یاد ندارم که پیش از شما چنین نقشی را بازی کرده باشد. با این حساب شما جزو اولین کسانی هستید که نقش یک نامزد نمایندگی مجلس را بازی کرده‌اید. چطور در مورد کریم مشرفی به شناخت رسیدید؟ از تعریفی که کارگردان و نویسنده به شما ارائه دادند یا از طریق تحقیقات و تجربیات خودتان به نقش کریم نزدیک شدید؟

نقش‌هایی که برای اولین بار از سوی یک بازیگر اجرا می‌شود، هرکاری که هنرپیشه‌ جدید انجام دهد تبدیل به تألیف می‌شود. این تألیف ناخواسته است. وقتی با نقشم در چک برگشتی روبه‌رو شدم با خود فکر کردم چه خوب که تلویزیون چنین شجاعتی به خرج داد و برای اولین‌بار سراغ آدمی رفت که کاملاً به روز است و قرار است حرف‌هایی بزند که قبل از این در تلویزیون مطرح نشده است. کریم در قالب سیاه و سفید قرار نمی‌گیرد. قرار است بگوییم او هم یک آدم است، با این میزان خطا، اینقدر علاقه، انسانیتی که در او موجود است و غیره. بخشی از اینها در فیلمنامه وجود داشت، بخشی در گپ و گفت با سیروس مقدم به عنوان کارگردانی فهیم به وجود آمد و بخشی دیگر از همیاری و کار گروهی شکل گرفت. همین‌جا باید از تمام همبازی‌هایم و دوستانی که سال‌های سال است با هم کار می‌کنیم، تشکر کنم. ما در پروراندن شخصیت هایمان به همدیگر خیلی کمک کردیم. همان اندازه‌ای که نقش احمد دیده می‌شود، لطیف، کریم مشرفی، روحانی و علی برق نورد هم دیده می‌شوند. اینها همه بچه‌های تئاتر هستند و ما بشدت روی بازی یکدیگر تأثیر داشتیم. با سروش صحت هم دائماً در تماس بودیم. گاهی می‌گفتیم این دیالوگ‌ها را نمی‌گوییم، یا این تغییرات را در دیالوگ‌ها ایجاد می‌کنیم. آقای صحت گاهی اوقات روایت قصه را به درخواست ما عوض می‌کرد.

پس پیشنهادهای شما از طرف کارگردان و نویسنده پذیرفته می‌شد؟

بله. کار گروهی پیش می‌رفت.

فکر می‌کنم این همکاری گروهی یکی از دلایل موفقیت این سریال بود.

هرکس بیش از حدی که از او توقع می‌رفت، کمک می‌کرد. در بعضی از کارها، شیوه‌ رفتار بازیگران کارمندی می‌شود. یعنی هر کس به اندازه‌ وظیفه‌اش کار می‌کند و به بقیه‌ قضایا کاری ندارد، اما در چک برگشتی اصلا این طور نبود. همه با تمام توان حضور داشتند و می‌دانستند باید در هر حوزه‌ای که از دستشان بر می‌آید، مشارکت کنند تا به نتیجه‌ خوبی برسیم.

شما برای نقش‌تان الگویی داشتید؟

تکنیک بازیگری من تقلید و مشاهده است. تلویزیون باید زمان بیشتری برای کارهایی مثل چک‌برگشتی در نظر بگیرد چون اگر به سازندگان این آثار زمان کافی داده شود، شاهکارهایی می‌سازند که در ذهن نمی‌گنجد. به‌رغم این که دوره‌ کوتاهی به عنوان پیش تولید داشتیم، من به عنوان بازیگر مابه‌ازاهای مناسبی در اجتماع داشتم. آن موقع طرح سوال از رئیس‌جمهور مطرح بود، انتخابات در اوج اطلاع‌رسانی بود، در تمام شبکه‌ها نماینده‌ها مشغول حرف‌زدن و تبلیغ بودند و من با فراخوانی که خودم انجام دادم بلافاصله مجموعه‌ای سی‌دی به دستم رسید که سی‌دی تبلیغاتی نامزدهای نمایندگی در شهرستان‌ها بود که می‌خواستند به مجلس راه یابند. در چهار پنج روز تمام این سی‌دی‌ها را دیدم مطالعه کردم و چیزهایی را که خواستم از آن برداشت کردم، تمرین کردم، از فیلتر خودم عبور دادم و کریم مشرفی را ساختم. بخش بسیار زیادی از رفتار سیاسیون در اجرای من در نقش کریم مشرفی وجود دارد. کسانی که به حرکات آدم‌های سیاسی دقت کرده باشند، می‌توانند شباهت بعضی از حرکات دست را به یک نفر یا فلان لحن را به آدم سیاسی‌دیگر تشخیص دهند. این نقش محک‌زدن آستانه‌ تحمل سیاسیون هم بود. می‌خواستیم ببینیم چقدر می‌شود به این آدم‌ها نزدیک شد و با آنها شوخی کرد. اینها چقدر می‌پذیرند که خودشان و زندگی‌شان به نقد و چالش کشیده شود و با مردم در میان گذاشته شود. وقتی مردم از چیزی آگاهی و شناخت داشته باشند کمتر از آن صدمه می‌خورند و شایعات و دروغ‌ها تبدیل به بحران‌های بزرگ اجتماعی و سیاسی نمی‌شود. وقتی مردم فضای آدم‌های این چنینی را می‌شناسند کمتر تحت تأثیر دروغ و شایعه قرار می‌گیرند. باید این رویکرد جسورانه را انتخاب کنیم تا آگاهی عمومی را بالا ببریم و آرامش را به جامعه برگردانیم.

در منابعی مثل سی‌دی‌هایی که برایتان فرستادند، شما نحوه‌ تبلیغ کردن آنها یا روابط اجتماعی‌شان را دیدید، اما چطور زندگی شخصی و خانوادگی شان را برای خودتان تصور کردید؟

در برخی از سی‌دی‌ها، زندگی شخصی آنها هم وجود داشت. مثلاً یک نفر در مزرعه کار می‌کند، یک نفر کار خانه را انجام می‌دهد، یک نفر با بچه‌اش صبحانه می‌خورد، اینها در سی‌دی‌هایی که برایم فرستاده بودند وجود داشت. اینها را در سریال هم دیدیم. بخشی از اینها با پیشنهادهای محسن تنابنده، احمد مهرانفر و خودم حتی وارد فیلمنامه شدند.

کریم مشرفی به این پایبند است که دروغ نگوید، تظاهر نکند و در واقع ریاکار نباشد. یعنی خصایص مثبت بسیاری دارد. این شخصیت دافعه برانگیز نیست. او را جدا از خودمان نمی‌بینیم. وقتی درگیر مشکلات ناخواسته می‌شود هم سعی می‌کند تفکر سالم و مثبتش را حفظ کند. با این همه تبدیل به کلیشه نمی‌شود و خسته‌کننده نیست. چگونه این خصوصیات را وارد نقش کردید؟

نقش‌هایی از این دست این ویژگی را دارند که دچار شعارزدگی شوند. نقش منفی را راحت‌تر می‌توان بازی کرد. این نقش‌ها لبه‌ تیغ حرکت می‌کنند. اگر کمی منحرف شوند، به ورطه‌ لودگی و مسخرگی می‌افتند و از طرف دیگر ممکن است شعارزده و بی‌خاصیت ‌شوند. به نظرم بازیگران نسل جدیدی که در تئاتر ظهور کرده‌اند، نوعی نگاه واقع‌بینانه را به نقش اضافه می‌کنند که آن را از شعارگونه بودن دور می‌کند. اصلا لازم نیست من خودم به عنوان یک بازیگر در نشان دادن وجوه مثبت یک شخصیت زیاده‌روی کنم چون تماشاگر آن را نمی‌پذیرد. اتفاقا من وظیفه دارم امانتدارانه از مرزی که برای این شخصیت ترسیم شده عبور نکنم و سعی در گسترش بیش از حدش هم نداشته باشم. این باعث می‌شود نقش به اندازه‌ کافی به تماشاچی ارائه شود و باورپذیر باشد. هرچه میزان باور خود بازیگر از موقعیتش بالاتر باشد، میزان باور تماشاگر هم بالاتر می‌رود. برای این میزان باور یک کلید وجود دارد، این که دستمایه‌ کافی برای شناخت نقشت داشته باشی. من و امیر جعفری یکی از بهترین لحظاتی که داشته‌ایم لحظاتب بود که درباره نقش سوال داشتیم. بعضی از پیشنهادهایی که در متن وجود داشت را رد می‌کردیم و بشدت پایش می‌ایستادیم. یعنی آنقدر روی جزئیات شخصیت و نقشمان دقت می‌کردیم که بشدت قابل باور می‌شد.

در بیان کریم مشرفی دو خصوصیت می‌بینیم، لهجه و لحنی که دارد. کمی در مورد این موضوع توضیح دهید.

این برمی‌گردد به مهارت من در ابداع لهجه‌ها. بخش زیادی هم برمی‌گردد به نمایشنامه‌ «افرای» بیضایی که در آن بازی کردم. نوع نوشتار طوری بود که این شخصیت، اهل شهرستانی جلوه می‌کرد که مربوط به هیچ کجا نیست. بعد از هر اجرا مردم می‌پرسیدند شما کُرد یا شمالی یا کرمانی یا هستید؟ در مورد کریم مشرفی هم دستور سازمان و هم سیروس مقدم بود که لهجه مربوط به هیچ کجا نباشد. همان طور که در موسیقی سریال می‌شنویم، از سازهای مختلفی استفاده می‌شود که در نهایت تبدیل به یک صدای بومی و ایرانی می‌شود. شخصیت کریم مشرفی باید چنین چیزی می‌بود. بنابراین من با ترکیب چند تا از لهجه‌هایی که به آنها تسلط دارم و زیاد استفاده‌شان کرده‌ام به چنین نحوه‌ بیانی رسیدم. اما لحن، کاملا برداشت شده از جامعه‌ سیاسیون کشور است. اگر دقت کنید سیاسیون در صحبت کردنشان وضعیت پیشنهادگونه دارند. این لحن وقتی با این مجموعه‌ لهجه‌ها ترکیب شد صدا و گفتار کریم مشرفی را تشکیل داد.

شما به عنوان بازیگر روی جزئیات و ظرایف نقش یا دیالوگ‌ها به صورت شخصی چقدر تأثیر گذاشتید؟ مثلا چقدر از قدرت بداهه‌پردازی‌تان استفاده کردید؟

خط داستانی که سروش صحت پیشنهاد می‌کرد کاملاً درست بود. گاهی شوخی‌ها خیلی واقعی بودند که خیلی خوب بود و از آنها استفاده می‌کردیم، اما در بخشی هم واقعاً خودمان بداهه‌پردازی می‌کردیم. یعنی موقعیت‌هایی را به وجود می‌آوردیم که بتوانیم از شناختی که نسبت به یکدیگر داریم استفاده کنیم تا لحظاتی را بسازیم که در فیلمنامه نبود، اما خارج از آن هم نبود. بعضی چیزها را احمد مهرانفر یا محسن تنابنده پیشنهاد می‌کردند که به صورت بداهه وارد کار می‌کردیم.

بازیگران مقابل شما چقدر روی خلاقیت‌تان تأثیر دارند؟

بشدت از یکدیگر تأثیر می‌پذیرفتیم. این که مردم این طور با کریم مشرفی ارتباط برقرار کردند، به دلیل زحمتی است که همه‌ دوستان برای این کار کشیدند.

شما در زمینه‌های مختلفی در نمایش کار کرده‌اید، از تئاتر گرفته تا سینما و تلویزیون. خودتان با کدام یک از این قالب‌ها بیشتر ارتباط برقرار می‌کنید؟

تئاتر برایم از همه زیباتر است، چون آنجا می‌توانم کارهای درخشان‌تری ارائه کردم، اما نسبت به هیچ کدام از گونه‌های بازیگری حالت تدافعی ندارم. دوست دارم کار خوب انجام بدهم. متأسفانه مدتی است که سینما و تئاتر دچار سانسور و اعمال سلیقه‌های شخصی شده‌اند. دیگر قانون در آنها خیلی مهم نیست. این کار را خیلی سخت کرده، اما برعکس تلویزیون خیلی وضعیت بازتری پیدا کرده. طرح مسائل اجتماعی، نگاه جسورانه و انتقاد صریح در تلویزیون بیشتر نمود پیدا کرده است. بنابراین آدمی مثل من که در کار خودش دغدغه‌ اجتماعی زیادی دارد، رویکردش به تلویزیون بیشتر می‌شود. در حال حاضر از آمدن به تلویزیون اصلاً و ابداً پشیمان نیستم، در حالی که قبلاً نگاه سختگیرانه‌ای به آن داشتم. الان در تلویزیون بهتر می‌شود حرف زد. ضمن این که این تعداد مخاطب گسترده را تجربه نکرده بودم که الان با آن مواجه می‌شوم و به نظرم خیلی تعجب‌برانگیز است. آدم ترجیح می‌دهد در رسانه‌ای کار کند که مخاطب بیشتر و اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

فکر می‌کنید کمدی بودن چک برگشتی چقدر در دیده شدن کار و بیان حرف‌های جسورانه مؤثر بود؟

کمدی کلاً اثرگذار است. همیشه چنین بوده و هست که اگر قرار است حرفی با میزان اثرگذاری زیاد زده شود، بهتر است در قالب کمدی و شوخی قرار بگیرد. وقتی کلام با تلمیح همراه می‌شود بیشتر اثر می‌گذارد.

پس با کار کمدی مشکلی ندارید و حاضرید باز هم در این زمینه کار کنید؟

با کار خوب موافقم و کاری که در آن تکرار وجود نداشته باشد. قطعاً اگر کار دیگری انجام دهم، به طور کامل متفاوت از کریم مشرفی است. این را به کسانی که پیشنهاد نقش‌های مشابه دارند هم می‌گویم که به هیچ عنوان کار تکراری انجام نخواهم داد.

با گریم متفاوت‌تان در این سریال مشکل نداشتید؟

من عاشق گریمم بودم. در تمام کارهایی که قبلا انجام داده‌ام هم گریم‌های متفاوت را تجربه کردم. همیشه از عجیب و غریب بودن گریمم استقبال می‌کنم. مثلا در «یه حبه قند» سرم را کاملا تراشیدم، سبیل گذاشتم، شلوار گشاد پوشیدم، در «وقتی همه خوابیم» با موهای کاملا سفید نقش پیرمرد شصت ساله را بازی کردم. همیشه در حال بروز دادن چهره‌های عجیب و غریب از خودم هستم.

اگر به عنوان نکته‌ آخر چیزی مد نظرتان هست، بفرمایید.

بزرگ‌ترین دستاوردی که «چک برگشتی» داشت، یک نگاه بدون قضاوت و یک پیشنهاد اخلاق‌مدارانه است. ما با یک رجعت اخلاقی می‌توانیم آرامش را به جامعه برگردانیم. این آرزوی من برای همه است. خیلی مهم است که به این بیت شعر توجه کنیم: اقوام بشر به موجب اخلاق زنده‌اند/ قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی‌ست.

هاشمی به روایت هاشمی

متولد هفدهم اسفند سال 1353 هستم. در سال 77 وارد دانشکده‌ هنر و معماری دانشگاه آزاد شدم. لیسانس بازیگری‌ام را از آنجا گرفتم و فوق‌لیسانس کارگردانی‌ام را از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر. عمده‌ فعالیت‌هایم در 10 سال اول در تئاتر متمرکز بود. اولین فیلم سینمایی‌ام را با بهمن فرمان‌آرا با «یک بوس کوچولو» شروع کردم و بعد از آن با «خاک آشنا» همکاری‌ام را با او ادامه دادم. بعد از آن برای دوست جوانی به اسم رامتین لوافی‌پور فیلمی به نام «آرام‌باش و تا هفت بشمار» را بازی کردم که چندین و چند جایزه‌ بین‌المللی را برنده شد. بعد از آن شانس همکاری با بهرام بیضایی را در نمایش «افرا» پیدا کردم. بعد هم در فیلم «وقتی همه خوابیم» نقش کارگردان اصلی را بازی کردم. همان مقدمه‌ای شد برای آشنایی‌ام با محسن عبدالوهاب و بعد در «لطفا مزاحم نشوید» یکی از اپیزودها را بازی کردم و برای همان دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره‌ فجر برنده شدم. بعد از آن همکاری با رضا میرکریمی در فیلم «یه حبه قند» پیش آمد و بعد چندین فیلم دیگر از جمله «گلچهره» با وحید موسائیان و «میگرن» مانلی شجاعی‌فرد را کار کردم. آخرین فیلمم در سینما «شیر تو شیر» ابراهیم فروزش بود که در همدان بازی کردم. طی این سال‌ها چه در تئاتر و چه سینما روی لهجه خیلی کار کردم.

در بخش مهمی از کارهایی که انجام داده‌ام لهجه‌های مختلفی را پذیرفته‌ام. بنابراین در این کار متخصص شناخته شده‌ام. با محسن تنابنده هم‌دانشکده و دوستان قدیمی هستیم، همین‌طور با امیر جعفری، ریما رامین‌فر و احمد مهرانفر در تئاتر در یک گروه بودیم. با سیروس مقدم 10 سال بود که می‌خواستیم کار کنیم. زمان ساخت سریال «مزرعه‌ کوچک» سیروس مقدم از من و همسرم، نگار عابدی دعوت به کار ‌کرد، اما از بد حادثه یا از سر اتفاق هیچ وقت نمی‌شد با هم کار کنیم چون یا مشغول تئاتر بودم یا سینما یا اصلا ایران نبودم. ولی خوشبختانه امسال فرصت این همکاری به وجود آمد.

شروینه شجری‌‌کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها