سرمربی ابدی منچستر یونایتد:

هرکاری می‌کنم به صلاح بازیکنان است

در مورد الکس فرگوسن ابدی چه می‌توان گفت که پیشتر گفته نشده باشد؟ اواخر بیست و ششمین فصل حضورش در اولدترافورد، این اسکاتلندی 70 ساله همان‌قدر تشنه افتخار و موفقیت و سرحال و پرشور است که اوایل کارش بود.
کد خبر: ۴۶۴۷۰۰

با این‌که تیم فوتبال منچستریونایتد، فصل کم‌ثمری را سپری کرده و با حذف شدن از جام‌های متعدد امسال فقط در لیگ برتر انگلیس مدعی جدی قهرمانی بوده است، اما از ارزش و اعتبار او ذره‌ای هم کاسته نشده است.

کسب 12 عنوان قهرمانی در لیگ انگلیس و دو عنوان اولی و دو مقام دومی در جام باشگاه‌های اروپا و شش رتبه تصاحب جام حذفی انگلیس چیزهایی هستند که فرگی را بحق صاحب عنوان برترین مربی تاریخ فوتبال بریتانیا کرده و وارد جمع 10 مربی برتر تاریخ این ورزش ساخته است.

او در مصاحبه پیش رو به دلایل و ریشه‌های برخی کارها و توفیق‌های پایان‌ناپذیرش اشاراتی دارد و از وجوه مختلف ورزش محبوبش و البته خبرسازترین ورزش جهان می‌گوید.

الان 26 سال است که بر اولدترافورد حکم می‌رانید. راز این دیرپایی و دلایل توفیق‌تان چیست؟

قسمت عمده‌ای از قضیه به خود باشگاه منچستریونایتد بازمی‌گردد. به خاطر این‌که به من امتیاز کار طولانی‌مدت در این باشگاه داده شده، توانسته‌ام برنامه‌های متنوعم را که زمان زیادی می‌برند، به اجرا بگذارم و از حالا بتوانم آینده دور را ببینم. وقتی بتوانید برای حداقل دو سه سال بعد برنامه‌ریزی کنید، بدیهی است که کارتان عمیق‌تر و با ثمرات بیشتری همراه خواهد بود. شاید در باشگاه‌های دیگر چنین امکانی وجود نداشته باشد زیرا در فوتبال معمولا فرصت و مجالی به مربیان نمی‌دهند و چهار، پنج نتیجه بد هم برای برکناری آنها کافی است. سناریو در منچستر فرق می‌کند. نه‌تنها من توانسته‌ام بدون دغدغه برای سرنوشت و پست خودم طولانی‌مدت برنامه‌ریزی کنم بلکه اداره همه امور فوتبالی در دست خودم است و حتی شبکه شناسایی و استخدام بازیکنان جوان و امید نیز توسط خودم هدایت می‌شود و این یک امتیاز مهم است. در این حالت می‌توانید سریعا و بدقت بازیکنان جوانی را برگزینند که به درد تیمتان می‌خورند و آنها را در ذهن و برنامه‌های خود دارید.

با این حال تا چند سال پیش، یونایتد سرشار از نفراتی بود که از تیم‌های جوانان باشگاه بالا می‌آمدند ولی اینک چنین نیست. چه چیزی در این ارتباط تغییر کرده است؟

شاید ماجرا به قواعدی برگردد که اتحادیه فوتبال انگلیس در مورد جذب نفرات جوان گذاشته است. تا چند سال پیش شما این امکان را داشتید که هر بازیکن جوانی را از هر منطقه بریتانیا جذب کنید اما بعدها گفتند تنها قادر به گرفتن جوانانی هستید که مثلا تا شعاع 250 کیلومتری باشگاه‌تان زندگی می‌کنند و اگر دورتر از این باشند، نمی‌توانید آنها را جذب کنید. جوانان مستعدی که ما در دوره‌های قبلی جذب یا تربیت کردیم و در تیم بزرگسالان باشگاه درخشیدند، بر این اساس و با این تز از سراسر سطح کشور جذب ما شدند یا این‌که اصولا در باشگاه ما آموزش دیدند. بعدها که شرایط زمانی و مکانی عوض شد و جذب شش، هفت بازیکن جوان در طول هر سال نامیسر گشت، مجبور شدیم برای استخدام جوانان به خارج از کشور و نفرات خارجی نگاه بیندازیم و به اجبار از خیر جوانان بومی بگذریم. شاید در جذب جوانان خارجی سال‌های اخیر موفقیت‌هایی هم داشته‌ایم و فده‌ریکو ماکه‌دای ایتالیایی و برادران برزیلی رافائل نمونه‌های روشنی از این روند هستند اما دیگر نتوانسته‌ایم بکام‌ها، نویل‌ها، اسکولزها و گیگزهای تازه‌ای را بیابیم.

نقش شما در استخدام بازیکنان خارجی برای یونایتد دقیقا چیست؟

بد نیست در مورد خاویر هرناندز مکزیکی توضیحاتی به شما بدهم. یکی از اعضای گروه استعدادیابی باشگاه رابطی در مکزیک داشت که به ما نام هرناندز را اعلام کرد. این فقط قدم اول بود. تعدادی فیلم و نوار به دست ما رسید که بازی‌های چیکاریتو (لقب هرناندز)‌ در آنها ضبط شده بود.

وقتی آنها را دیدم مشخص بود که این بچه، بسیار با استعداد است. البته استخدام نفرات فقط براساس فیلم و نوار کار غلطی است و به همین سبب یکی از کارشناسان باشگاه را به مکزیک فرستادم تا بازی او را از نزدیک ببیند و به او گفتم یک ماه آنجا بماند و فقط به یک بازی هرناندز اکتفا نکند و حداقل چهار، پنج بازی او را ببیند و روی آنها مطالعه و سپس گزارشی را در این خصوص به من تسلیم کند. اینچنین بود که فهمیدیم خانواده هرناندز، همه فوتبالی بوده‌اند و پدربزرگ و پدر وی نیز در جام‌های جهانی برای مکزیک بازی کرده‌اند.

در نهایت تصمیم به آوردن او گرفتیم و کارهای لازم را سامان دادیم و مخصوصا این کار را قبل از شروع جام‌جهانی 2010 انجام دادیم زیرا مطمئن بودیم اگر به آن جام برود، می‌درخشد و قیمتش بسیار بیشتر می‌شود.

در این مدت طولانی که بازیکن و سپس مربی بوده‌اید، فوتبال چقدر عوض شده است؟

تغییرها و تفاوت‌ها عظیم بوده است. وقتی تازه مربی شده بودم، مدیر برنامه‌ها و افرادی که اینک به نام agent می‌شناسیم، تقریبا وجود نداشتند. اختیار بازیکنان روی قراردادهایشان نیز اندک بود و حرف و رای باشگاه همیشه بالاتر از نظرات بازیکنان تلقی می‌شد. حالا کار برعکس شده و برخی بازیگران روی اصول جذب و قواعد استخدامشان شرط می‌گذارند و حرفشان بالاتر از حرف باشگاه است، کسی هم نمی‌تواند قیمت نجومی جذب این بازیکنان را بپردازد. این قیمت‌های افراطی و بیش از حد که روی به اصطلاح سوپراستارها می‌گذارند، قطعا سودی به حال هیچ‌کس جز خود بازیکنان ندارد و اعدادی کاذب را بر فوتبال حاکم ساخته است.

رسانه‌ها چطور؟

خودتان هم می‌دانید که چقدر وسیع و قوی و تاثیرگذار شده‌اند و کسی که بخواهد بدون چرخه‌ها و مکانیسم‌های مطبوعاتی اوج بگیرد، کار تقریبا غیرممکنی خواهد داشت. سوی دیگر قضیه این است که به دلیل رقابت شدید بین مطبوعات، هرکدام مجبورند خبر و داستانی جذاب و دهان‌پرکن ارائه بدهند و به دنبال رویدادهایی جنجالی باشند و این هم باعث بیشتر شدن حاشیه‌ها و مسائل جانبی در این ورزش می‌شود.

می‌گویند در امور زندگی خصوصی بازیکنانتان حتی در ساعاتی که بیرون از باشگاه هستند، دخالت می‌کنید.

شاید همین‌طور باشد ولی این را بدانید که هرچه انجام می‌دهم، به خیر و صلاح باشگاه و با هدف سودرسانی به شاگردانم است. آنها باید زندگی نظام‌مند و دقیقی داشته باشند تا به اوج برسند و تامین این امر هم جزو وظایف هر مربی‌ای از جمله من است.

ظاهرا شما هم از پیشرفت‌های تکنولوژیک در این ورزش برای پیشرفت کارتان بهره می‌گیرید اما به چه میزان؟

تا جایی که بتوانم و لازم باشد. الان یک پیشرفت بزرگ در فوتبال و در کیفیت زمین‌های آن ایجاد شده است. همین‌طور در مدرن‌تر کردن ورزشگاه‌ها و امکانات تمرینی، پزشکی و حرفه‌ای علم ورزش و نحوه تغذیه بازیکنان و کارهای لازم در این زمینه نیز پیشرفت‌هایی دیده می‌شود و علم پزشکی ـ ورزشی به درجات خیره‌کننده‌ای رسیده است. وقتی تازه در منچستریونایتد مصدر کار شده بودم کل کادر فنی ما متشکل از 8 نفر بود، ولی الان فقط 10 پزشک و متخصص طب ورزشی داریم که برای بهتر شدن بازیکنان به ما ایده می‌دهند و نظراتشان برای پیشرفت فنی بسیار به کار می‌آید.

راجع به بازنشستگی‌تان 15 سال است خبر و پیش‌بینی و گمانه‌زنی درج و پخش می‌شود. واقعا چه زمانی از این هیاهو کنار می‌روید؟

همان‌طور که بارها گفته‌ام، تا زمانی که سالم و روبه‌راه هستم دلیلی برای این کار نمی‌بینم و اکنون چنین احساس و وضعی دارم. سن فقط به تقویم نیست، بلکه با شرایط فیزیکی‌ نیز ارتباط دارد. با این حال هرگونه برنامه‌ریزی درازمدت در سن و سالی که من دارم یک اشتباه است و احتمال دارد قابل انجام نباشد. در نتیجه من فقط می‌توانم راجع به یکی دو سال آینده فکر و برنامه‌ریزی و اقدام کنم و این کاری است که در این سال‌ها انجام داده‌ام. من کلا به بازنشستگی فکر نمی‌کنم!

منبع: یوفا - مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها