در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما دقیقا از چه زمانی به گروه خنده بازار پیوستید؟
در سری اول که عید سال 90 پخش شد، در خنده بازار حضور نداشتم و از سری ماه رمضان به گر وه پیوستم. من و شهاب عباسی قبلا در مرکز صدا وسیمای تبریز با هم همکار بودیم و در تئاترهای مختلف همبازی بودیم. چند تئاتر برونمرزی هم به زبان آذری اجرا کردیم. در حوزه هنری مرکز تبریز دوره های تئاتر را گذراندیم و آنجا با هم آشنا شدیم. با شهاب عباسی کارهای مختلف رادیویی و تلویزیونی هم داشتهام. من از سال 80 جذب کار دوبله شدم و از کار تصویر و نمایش فاصله گرفتم. در این مدت شهاب چند بار با من تماس گرفت که در تلهفیلمهایش بازی کنم، اما چون دوبله، تمام وقتم را میگرفت نتوانستم بروم. من از سال 80 عضو انجمن گویندگان هستم، البته بیشتر به بازیگری علاقه دارم.
گفتید وقت نداشتید. پس چطور شد بار دوم که شهاب عباسی برای خنده بازار پیشنهاد همکاری داد پذیرفتید؟
این گروه از ساعت 3 بعدازظهر به بعد مشغول کار میشوند. الان صبحها کار دوبله انجام میدهم و عصرها جلوی دوربین خنده بازار میروم.
در دوبله تا به حال به جای چه شخصیتهایی حرف زدهاید؟
در انیمیشن «شرک 3» به جای شخصیت «خر شرک» صحبت کردم. در سریال «لاست» جای «هارلی» حرف زدم و خیلی نقشهای دیگر.
در خنده بازار چه نقشها و تیپهایی را بازی کردهاید؟
علی پروین، شریفینیا، رسول نجفیان، مجید قناد، مجید جلالی، پیمان قاسمخانی، سجادپور، اکبر عبدی در بخش فرودگاه، پیامدهنده فرودگاه هستم. در مراسم کلنگ زنی هم مجری بودم.
از بین همه این تیپها کدام یک بازخورد بهتری داشته است؟
علی پروین با این که یک بار پخش شد بازخورد خوبی داشت. مردم به بخش فرودگاه هم خیلی توجه کردند. شاید به این خاطر که چهره خودم بود و گریمی نداشت. در خیابان وقتی مردم مرا میبینند پشت سرم میگویند دین دین دین! هر جا میروم این صدا را میشنوم. بخش پلیس نامحسوس هم طرفداران زیادی دارد. البته در آنجا نقش اصلی را سیاوش مفیدی بازی میکند و من دستیارش هستم.
تا حالا شده که نقشی را خودتان انتخاب کنید و به کارگردان پیشنهاد بدهید؟
تیپ مجید جلالی را خودم پیشنهاد دادم. به شهاب گفتم دیشب برنامه نود را دیدم و احساس میکنم میتوانم صدایش را تقلید کنم.
یعنی چون صداپیشه هستید، هنگام بازیگری هم بیش از هر چیز به صداها توجه میکنید؟
بله. مثلا در فردوگاه من یک مامور پیامدهنده بودم و صدای مامور را خودم پیشنهاد دادم. شهاب پیشنهاد داد که در بانک هم من همین صدا را اجرا کنم. اگر دیده باشید معمولا پیامهای اشتباه هم میدهم. مثلا در بانک میگویم ایستگاه بعد هفت تیر!
در خنده بازار به بازیگران چقدر اجازه بداههگویی داده میشود؟
ما بازیگران متن کلی را در اختیار داریم. حاشیهها و ریزهکاریهایش را با بداهه پر میکنیم. قبل از ضبط به شهاب عباسی میگویم اگر این جمله را بگویم چطور است. او هم نظرش را میگوید.
از لهجههای مختلف چقدر استفاده میکنید؟
من لهجههای مازندرانی و آذری را بلدم و تا حالا با این دو لهجه در خنده بازار صحبت کردهام، ولی در دوبله چون به جای شخصیتهای انیمیشن حرف میزنم نمیتوانم لهجه داشته باشم.
گروه گریم نقش زیادی در موفقیت خنده بازار دارند. گریمهایی که چهرهپردازان انجام میدهند، چقدر به شما به عنوان یک بازیگر کمک میکند؟
خیلی زیاد. الان گروه، خیلی حرفهای کار میکنند و دستشان تند شده است. در کارهای دیگر گریم به این سنگینی دو ساعت طول میکشد. ولی اینها در 20 دقیقه کار گریم را تمام میکنند.
شفیعی: در کارهای غیرسریالی نقش اصلی و فرعی خیلی مهم نیست. ممکن است بازیگری فقط یک دیالوگ داشته باشد اما از بقیه بیشتر دیده شود. در گروه ما چون فضا صمیمی است همه این قضیه را پذیرفتهاند
مثلا شهاب عباسی یک دفعه به من گفت عمو قناد را تو باید بازی کنی. من گفتم اصلا بلد نیستم. قبلا در فیتیلهها نقش یکی از عموها را بازی کرده بودم و تا گریم شدم دیدم خیلی شبیه قناد شدهام. گریم خیلی به من کمک کرد. راجع به عمو قناد در حرکات دستش اغراق کردم. تکیهکلامهایش را هم تکرار کردم. مثل تکیهکلامهایی چون یه برنامه ببینید و نگاه کنید.
وقتی یک تیپ به شما بازیگران خنده بازار پیشنهاد میشود چطور به خصوصیات آن فرد نزدیک میشوید؟
معمولا میرویم خود برنامه را میبینیم، اما بعضی وقتها هیچ تصویری از یک فرد پیدا نمیکنیم. مثلا کارهای شریفینیا را در اینترنت پیدا نکردم، اما درباره عمو قناد اطلاعات زیادی پیدا کردم.
علاقه ندارید در کنار بازیگری خنده بازار، کار نویسندگی را هم انجام دهید؟
من دوست دارم وقتی در کاری هستم فقط یک کار را انجام بدهم. اگر یک کار را درست انجام بدهم بهتر است. در دوبله خیلیها بعد از گویندگی به فکر این میافتند که مدیر دوبلاژ بشوند، اما من دوست دارم فقط گوینده باشم. من فقط راجع به متنها ایده میدهم. مثلا میگویم این موضوع خوب است.
خنده بازار به یک موفقیت نسبی دست پیدا کرده، راز موفقیت این گروه را در چه میدانید؟
موضوعاتی که خنده بازار رویش دست گذاشته متفاوت بوده است. ما هم موضوع سیاسی داریم و هم اجتماعی و هنری و ورزشی. ما با حوزهها و اشخاص مختلف شوخی کردهایم. قبلا مردم طنزهایی که اینقدر ما به ازا داشته باشد نمیدیدند. ما در قالب یک نقش خاص حرفهای خودمان را هم میزنیم.
به نظر شما خنده بازار تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟
خنده بازار تمامشدنی نیست. چون ما به موضوعات روز میپردازیم. مثل این است که بگوییم اخبار روزنامهها تا کی میخواهد ادامه داشته باشد. اخبار همیشه هستند. همیشه یکسری اتفاقات میافتد. کار شما خبرنگارها هم همینطور است، خبرنگاری هیچ وقت تمام نمیشود.
نمیترسید که دچار تکرار شوید؟
گروه ما همیشه یکسری بخشها را کم و زیاد کردهاند. با این کارها میشود جلوی تکرار را گرفت. ما وقتی ببینیم شخصیتی تمام شده و مردم خسته شدهاند دیگر تکرارش نمیکنیم.
البته الان مردم عادت کردهاند که در ایام جشن و عید، خنده بازار هم از تلویزیون پخش بشود.
بله. اتفاقا دیشب که خنده بازار پخش شد مهمان داشتیم. مهمانها گفتند مگر چه خبر است، عید است؟
اگر موافقید درباره بخش عمو قناد صحبت کنیم. چه ضرورتی باعث شد که یک بخش را به این موضوع اختصاص بدهید و با خالهها و عموهای تلویزیون شوخی کنید؟
من خودم در کارهای کودک بازی کردهام. الان از شبکه آموزش کار خانه باحال خان در حال پخش است که من در آن نقش باحال خان را بازی میکنم.
ملیکا زارعی تهیهکننده این کار است. این برنامه نمایشی بود. الان خاله و عمو در تلویزیون خیلی زیاد شده است. بیشترشان هم حرفی برای گفتن ندارند. مثلا همه میگویند کی از همه خوشگلتره؟ من من من من. همان حرفهایی که عمو پورنگ قبلا گفته است. ما بیشتر این نکته را مدنظر داریم. البته ما در قالب این فضا حرفهای دیگر هم میزنیم.
مثلا در یک بخش فیتیله به موضوع ساختن مسکن بیرویه در جنگلها میپردازیم. مخاطب این بخش بچهها نیستند. ما این قالب را انتخاب میکنیم که برنامهمان جذاب شود، اما حرفهایمان راجع به موضوعات اجتماعی هستند. این بخشها بهانهای هستند برای گفتن یک حرف دیگر.
برای بازیگران این مجموعه چقدر مهم است که نقش اصلی را بازی کنند یا فرعی؟
در کارهای غیرسریالی نقش اصلی و فرعی خیلی مهم نیست. ممکن است بازیگری فقط یک دیالوگ داشته باشد اما از بقیه بیشتر دیده شود. در گروه ما چون فضا صمیمی است همه این قضیه را پذیرفتهاند. گاهی وقتها شهاب عباسی یک جمعیتی میخواهد که بیایند تشویق کنند. بازیگران اصلی ما میآیند و در این جمع قرار میگیرند. خنده بازار یک کار گروهی است. من نمیگویم چون فلان نقش را بازی کردهام دیگر داخل جمعیت نمیآیم. بیننده هیچوقت فکر نمیکند که من سیاهی لشگر هستم. چون مرا در نقش اصلی عمو قناد دیده است.
به نظر شما بازی در یک سریال سختتر است، یا بازی در مجموعهای مثل خنده بازار که از بخشهای مختلفی تشکیل شده است؟
بازی کردن در کار غیرسریالی خیلی سخت است. چون بازیگر فرصت کمی دارد برای این که یک تیپ را در بیاورد و اجرا کند. در کارهای سریالی شما یک تیپ ثابت دارید و از اول تا آخر آن را بازی میکنید.
در سریال بازیگران دورخوانی دارند و کلی تمرین میکنند، اما در کارهای غیرسریالی این فرصت را ندارید. در 3ـ2 دقیقه باید یک تیپ را بامزه اجرا کنند. یک روزهایی بوده که من در یک روز با 4 گریم متفاوت جلوی دوربین رفتهام. خیلی از بازیگران سریالی وقتی به خنده بازار آمدهاند نتوانستهاند بازی کنند و رفتهاند.
به لحاظ دستمزد چطور؟ بازی در کدام یک بیشتر به نفع بازیگر است؟
فکر نمیکنم خیلی تفاوت داشته باشد. اینجا حسنش این است که کار طولانیتر است. در یک تلهفیلم شما ممکن است یک ماه جلوی دوربین باشید، اما خنده بازار تداوم دارد.
احسان رحیمزاده / رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: