در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه را علیرضا داوری و محمدحسین قرهتپهای تهیه میکنند و کارگردانیاش را قدرتالله صلحمیرزایی به عهده دارد.
شاید بزرگترین ویژگی این مجموعه طنز، حضور بازیگران شاخص طنز باشد.
بازیگرانی چون بهزاد فراهانی، سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی و میرطاهر مظلومی در این اثر در نقشهای مختلف ظاهر شدهاند.
حالا که این گزارش را میخوانید، این سریال در 13 قسمت 40 دقیقهای مراحل تصویربرداری را پشت سر میگذارد.
گروه تولید دختری به نام آهو از اواسط دی کار تولید را شروع کرده، اگرچه تا اواسط بهمن حدود نیمی از مجموعه، تصویربرداری شده است، اما معمولا در مجموعههای نوروزی این نگرانی وجود دارد که کارگروه تا رسیدن ایام نوروز تمام نشود. با وجود این، همه عوامل در تلاش هستند کار مطلوبی برای بینندگان شبکه تهران آماده کنند.
یکی از مکانهای اصلی تصویربرداری مجموعه دختری به نام آهو، منزل آقامرتضی یکی از شخصیتهای اصلی این سریال است.
در یکی از روزهای سرد زمستانی که گروه مشغول کارند، با آنها همراه میشوم تا گزارشی را از روند تولید تهیه کنم.
تلاش و تکاپو در گروه تولید
به اتفاق گروه تولید به منطقه اختیاریه در شمال شهر تهران میرسم، جایی که اهالی این منطقه از حضور عوامل سریال دختری به نام آهو بیاطلاع نیستند و حتی آنها هم تلاش میکنند تمهیدات لازم برای گروه تولید را فراهم کنند.
ونوس ابوذری، طراح لباس مجموعه براساس نماهایی که قرار است روزهای بعد تصویربرداری شود، فهرستی از لباس بازیگران را آماده کرده است.
برخی از لباسهای این مجموعه در اختیار خود اوست و برخی در اختیار بازیگران. او درباره لباسهای هر صحنه با بازیگران صحبت میکند تا برای روزهای بعد همه چیز آماده باشد.
شروع کار در این روزها هر روز با طلوع خورشید همراه است. برخی هنوز آفتاب نزده به سمت اختیاریه میروند تا ابزار صحنه، دوربینها و دیگر وسایل را آماده کنند و دیگران هم به نوبت به لوکیشن اصلی میرسند.
بازیگرانی که در صحنههای اول هر روز بازی دارند، زودتر برای گریم و بازی آماده میشوند و آنهایی که در صحنههای اول بازی ندارند، این شانس را دارند که کمی بیشتر از خواب صبح لذت ببرند، اما کارگردان، منشی صحنه و بسیاری دیگر از عوامل باید همراه با اولین گروه راهی لوکیشن اصلی بشوند و معمولا آخر از همه و بعد از اتمام تصویربرداری برمیگردند.
مهمترین نکتهای که با دیدن گروه تولید میتوان به آن رسید، تکاپو و تلاش فوقالعاده گروه تولید است، چون همه با جان و دل کار میکنند تا لحظات خوبی را برای بینندگان نوروزی تلویزیون تداعی کنند.
بهزاد فراهانی در آرزوی نوه دختری
تقدیر هم نقش بسزایی در مجموعه دختری به نام آهو دارد. از داستان این مجموعه گرفته که تقدیر، عدهای را گرد هم جمع میکند، بگیرید تا چیزهای دیگر. آقامرتضی حشمت (بهزاد فراهانی) بزرگ خانوادهای است که در آن چهار پسرش ازدواج کردهاند و تمام آنها صاحب پسر شدهاند.
آقامرتضی چون خودش دختر نداشته، خیلی دوست دارد نوه دختری داشته باشد و به همین جهت به تکاپو میافتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را که بتازگی از سربازی آمده، آماده کند؛ اما آماده کردن چنین مقدماتی آنقدرها هم که او فکر میکند، کار سادهای نیست.
علاقه او به داشتن نوه دختری باعث بروز ماجراهای بسیاری در خانواده 4 پسرش میشود. با وجود اتفاقاتی که میافتد، آقامرتضی همچنان در تلاش است پسر آخرش را با هر تمهیدی پای سفره عقد بنشاند؛ چیزی که دیگران به آن واکنش نشان میدهند.
در این لوکیشن بهزاد فراهانی، مریم امیرجلالی، میرطاهر مظلومی، شهره لرستانی و پندار اکبری حضور دارند. سکانسها با دقت صلح میرزایی و با چند برداشت ضبط میشود. فکر میکنم بازیگرانی که سابقه همکاری با هم را دارند، راحتتر هستند و بقیه برای هماهنگ شدن با این مجموعه نیاز به زمان بیشتری دارند. به هر حال بازیگران پیشکسوت با تجربه فراوانی که دارند، مطمئنا خواسته کارگردان را بخوبی اجرا میکنند تا با نظر او کار فاخری و ارزشمندی تولید و پخش شود.
البته در طول روز دوربین، میز صدابرداری، بوم و دیگر ابزار کار از منطقه اختیاریه به لوکیشنهای دیگر هم میرود. تصور کنید با این همه جابهجایی و تصویربرداری نماهای کوتاه و بلند قرار باشد یک نمای چند ثانیه از داخل بانک ضبط شود، در این شرایط چارهای نیست جز این که برای همین نمای چند ثانیهای، تجهیزات صحنه از جمله دوربین و مونیتورها همه به بانک منتقل شوند.
شاید برای خیلیها حضور در یک گروه تولید کار سختی باشد چرا که برخی لحظات آن با کار فشرده و متمرکز همراه است و برخی لحظات هم با انتظار و آماده باش.
در مجموعه دختری به نام آهو هر کسی به نوعی با این لحظات کنار میآید. صلح میرزایی با تجربهای که در سینما و تلویزیون دارد، مخاطبانش را شناخته است و میداند که بیننده تلویزیون چه نماها، دیالوگها و شخصیتهایی را دوست دارد.
در جمع بازیگران حرفهای
علیرضا سالمینیک مدیر تولید این مجموعه میگوید: سریالهای مناسبتی امسال در صددند بخش زیادی از مخاطبان را جلب کنند و به کانون توجه مخاطبان تبدیل شوند. البته من فکر میکنم علاوه بر فیلمنامه قوی، پیش تولید مناسب و گروه تولید به همراه بازیگران حرفهای میتواند در این زمینه به موفقیت یک مجموعه تلویزیونی کمک کند.
وی با بیان این که برنامهریزیهای لازم برای موفقیت این مجموعه صورت گرفته است، بیان میکند: در حال حاضر رسانه ملی از نظر تولید سریال به جایگاهی رسیده است که میتواند بخش عمدهای از مخاطبان خود را به دست بیاورد و با تنوع شبکهها مخاطبان هم قدرت انتخابشان بالا رفته است که این موضوع باعث میشود گروههای تولید هر کدام تلاش بیشتری را برای جذب بیننده بکنند و در ایام نوروز لبخندی روی لبان مخاطبانشان جاری کنند.
شخصیتهایی با طنازی خاص!
همانطور که گفتم، این مجموعه داستان زندگی آقا مرتضی و پسرانش است. پسران آقا مرتضی هر کدام دارای شغلی هستند که بخشی از مسائل روزمره و زندگی اجتماعی را به تصویر میکشند. گاراژدار و اسقاطی اتومبیل، کارواش، موسسه لیزینگ و آموزشگاه رانندگی شغل چهار پسر آقا مرتضی است و پسر پنجمش سربازیاش به اتمام رسانده و قرار است بزودی وارد اجتماع شود.
در واقع حضور اوست که ماجراهای این سریال را پیش میبرد. وجود شخصیتهای مختلف در یک مجموعه تلویزیونی میطلبد که بازیگران هم متناسب با کاراکترها بدرستی انتخاب شوند و با طنازیهای خاص بتوانند مخاطبان را جذب کنند.
مطمئنا شما هم برخی از بازیگرانی را دیدهاید که در شخصیتهایی ظاهر میشوند که اصلا توانایی ایفای آن نقش را ندارند و برای مخاطب اصلا قابل باور نیستند، اما به نظر میرسد در این سریال توجه جدی به این مورد شده است.
سالمی در این ارتباط میافزاید: در فیلمنامه ارتباط شخصیتها با دیالوگشان ایجاد شده است تا هر شخصیت در جایگاه خودش به دل مخاطب بنشیند.
حکایت پسر آخر آقامرتضی!
پندار اکبری پسر آخر آقا مرتضی است. او قرار بود در سریال «پنجره» با صلح میرزایی همکاری کند، اما بنا به دلایلی نتوانست در این مجموعه حضور داشته باشد.
اکبری برای اولین بار است که با صلح میرزایی کار میکند و از این بابت بسیار خوشحال است چون کارگردانیاش را قبول دارد و معتقد است: صلح میرزایی در سریال پنجره ثابت کرد که علاوه بر سینما، مدیوم تلویزیون را هم میشناسد.
او در اثر سینمایی «شاخه گلی برای عروس» توانست به موفقیت خوبی برسد و این فیلم با استقبال عمومی مخاطبان در سراسر کشور همراه بود پس مطمئنا میتوان به کارگردانی که در سینما و تلویزیون موفق است، اعتماد کرد و با قبول نقش، کار متفاوتی را به نمایش گذاشت.
اکبری در این سریال اتفاقات جالبی را به وجود میآورد و در نقشی کاملا متفاوت با نقشهایی که تاکنون داشته، دیده خواهد شد.
او با یک دنیا آرزو از سربازی برمیگردد؛ در حالی که برادرانش تصور میکنند هیچکاری از عهدهاش بر نمیآید.
البته او در موقعیتهایی قرار میگیرد که رفتهرفته به آنها ثابت میکند اشتباه کردهاند. این موقعیتها طنزهای خاصی را به همراه خواهد داشت.
اکبری در سال 81 هم سریالی را به کارگردانی رضا فیاضی به نام «پشت صحنه» کار کرده بود که از دوران قاجار تا دوران انقلاب اسلامی به شکلی طنز به آن پرداخته شده بود.
او میگوید: طنز را میشناسد و میتواند بخوبی نقشهایی را که به او واگذار میشود، ایفا کند. اکبری در سریال فاصلهها تواناییهای خودش را نشان داده است. باید منتظر بود و دید که این بازیگر در این سریال چگونه تا چه اندازه میتواند توقعات را برآورده سازد.
میخواهیم طنز اجتماعی بسازیم
شبکه تهران پرداختن به موضوعات اجتماعی و خانوادگی را همیشه یکی از رسالتهای خود عنوان کرده است؛ موضوعاتی که به صورت روزمره بین خانوادهها وجود دارد. اما باید دید صلحمیرزایی چگونه میتواند با توجه به موضوعاتی که در 13 قسمت به آن خواهد پرداخت، به نیازهای مخاطبان پاسخ بدهد. صلحمیرزایی تاکنون آثار مختلفی را کارگردانی کرده است.
او سریال پنجره را در ژانری خانوادگی و در بستری از درام کارگردانی کرده است. در این مجموعه، موقعیتهای پیش روی کاراکترها، گاه چنان به تلخی میگراید که کمتر تصور میشود.
این کارگردان سینما و تلویزیون می گوید سریال دختری به نام آهو یک طنز اجتماعی است که میکوشد در کنار روایت داستانش، پیامهای اخلاقی و دینی هم به مخاطب بدهد.
استفاده از موقعیت طنز
حالا به به گوشهای دیگر از خانه آقامرتضی میروم. سمتی که میرطاهر مظلومی به همراه شهره لرستانی در حال گفتوگو هستند.
به گفته مظلومی آنها مدتی است که درخصوص شخصیتهای خودشان تحقیق کردهاند تا به شخصیت مورد نظر برسند و دیالوگها و بازیشان برای مخاطب قابل پذیرش باشد. گریم متفاوت مظلومی در این سریال هم یکی از ویژگیهای او محسوب میشود.
مظلومی سالها شاگرد استاد برجسته تئاتر کشورمان حمید سمندریان بوده و همچنین یکی از دوبلورهای برجسته رادیو و رسانههای صوتی و تصویری است.
هنوز خیلیها بازی میرطاهر مظلومی را در مجموعه تا ثریا فراموش نکردهاند. او در سریال تا ثریا، نقش یک متکدی و دورهگرد خیابانی را بازی میکرد که به گفته خودش طراحی چهره خاصی که روی او انجام شده بود وی را در رسیدن به این نقش بسیار کمک کرد.
میرطاهر مظلومی در سریال دختری به نام آهو، نقش حمید را دارد که یکی از پسرهای آقامرتضی است و نقش همسر حمید را شهره لرستانی بازی میکند.
مظلومی میگوید: این مجموعه اولین کار من با صلح میرزایی است. وقتی به من پیشنهاد شد که در این سریال بازی کنم فیلمنامه را مطالعه کردم و زمانی که قابلیتهای کاراکتر حمید را دیدم از این شخصیت خوشم آمد، اما از همان ابتدا به فکر این بودم که شخصیت حمید را کامل کنم به همین جهت با همفکری دوستانم تلاش کردم تا به شکل صحیحی به این شخصیت دست پیدا کنم.
وی تصریح میکند: مجموعه دختری به نام آهو صرفا طنز نیست و موضوعات اجتماعی و خانوادگی را روایت میکند که با استفاده از طنز موقعیت درصدد به وجود آوردن لحظات شاد، مفرح و پندآموزی برای مخاطبانش است.
در این سریال سیروس گرجستانی ایفاگر نقش کمال، دوست آقامرتضی است. مریم امیرجلالی هم در نقش همسر آقامرتضی دیده خواهد شد. همچنین علاوه بر میرطاهر مظلومی و پندار اکبری، مجید یاسر، شهرام عبدلی و مهدی امینیخواه در نقش پسران آقا مرتضی نقشآفرینی میکنند.
شهره لرستانی، فلور نظری، آزاده ریاضی، مریم سلطانی، یلدا قشقایی و آزیتا ترکاشوند بازیگران دیگری هستند که در این اثر در نقشهای مختلف ظاهر شدهاند.
در ساخت این سریال ناصر کاووسی (مدیر تصویربرداری)، حمیدرضا اسلامی (مدیر صدابرداری)، حامد صلحمیرزایی (دستیار اول کارگردان و مدیر برنامهریزی)، مجید علی اسلام (طراح صحنه)، حسین یزدی (طراح گریم)، ونوس ابوذری (طراح لباس) و محمدمهدی توسلی (عکاس) همکاری میکنند.
سکانس برگزیده دختری به نام آهو
عالیه: با این ماشین چه جاها که نرفتیم.
مرتضی: اما الان راه رفتن به این ماشین واسه خودم خطر داره که هیچ، واسه بقیه رانندهها هم خطر داره.
عالیه: الان این حرفو میزنی آقا مرتضی. جوونیات یادت نیست چه سر پر بادی داشتی؟ هیشکی جلودارت نبود.
مرتضی: والله ما که همیشه سرمون افتاده بود پایین. عینهو بید مجنون!
عالیه: نه گذاشتی نه برداشتی یه راست اومدی خواستگاری عالیه دختر یکی یه دونه آقا نصرالله!
مرتضی: وصیت آقام بود. به آقا نصرالله میگفت داداش. از بس باهم رفاقت داشتند.
عالیه: یعنی وصیت آقات بود که اومدی در خونه ما رو زدی. اگه وصیت اون خدا بیامرز نبود نمیاومدی.
مرتضی: هزار دفعه پرسیدی. عیبی نداره. اینم واسه هزاریکمین دفعه. اون شب چله که با آقام اومدیم خونهتون یه نظر دیدم و هزار بار دلم لرزید.
عالیه: حالا شما پیاز داغشو زیاد نکن. میدونم از رختشوی محل پرس و جو کرده بودی. رختشوه هم گذاشت کف دست ننم. میدونی آقامرتضی، ننم خیلی دلش رضا نبود که عروس خونه شما بشم. میگفت توی خونه شما همشون مردن. توقع از عروس زیاده.
مرتضی: دلت که با ما بود.
عالیه: من فقط یه بار بیشتر که شما رو ندیده بودم. پیش خدا بیامرز آقات نشسته بودی و داشتی تخمه میشکستی زیر کرسی.
مرتضی: تو چه خوب یادتهها.
عالیه: وقتی اومدین خواستگاریم آقام با زبونش که مارو از لونش میکشید بیرون ننمو راضی کرد. آنقدر راضی شد که شیربها نخواست.
مرتضی: خواست. اسمشو نیاورد.
عالیه: وا! آقا مرتضی حواست کجاست. کی مادر من شیربها خواست.
مرتضی: نور به قبر همهشون بباره از دم، اما عالیه خانم مادر شما شیربها خواست.
فرشید قرهلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: