در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او اگرچه این روزها با کمترین دغدغه به کارش ادامه میدهد اما هنوز اتفاقی که در بازیهای آسیایی گوانگجو برایش افتاد را فراموش نمیکند؛ همان زمانی که روی پیست افتاد یا کمی بعدتر را که در اتاق پزشکان تک و تنها مانده بود، بدون اینکه مسوولی از فدراسیون کنار او باشد.
با سجاد هاشمیآهنگری خاطره آن روز را مرور میکنیم: «قبل از هیچ مسابقهای درباره نتیجهاش حرف نمیزنم. یعنی به طور مطمئن صحبت نمیکنم. قطعا هر ورزشکاری بهتر از هر شخص دیگری میداند که چه شرایطی دارد، اما به هر حال احتمالها را هم در نظر میگیرد، ولی قبل از گوانگجو وضعیت فرق میکرد. باورتان نمیشود که بدنم چقدر آماده بود. با در نظر گرفتن تمام احتمالات مطمئن بودم که جزو 3 نفر برتر هستم و مدال میگیرم. حالا شما حسابش را کنید که یک نفر با این دیدگاه به مسابقهای برود و بعد آن اتفاق بیفتد.»
این جمله سجاد، عکسی که لحظاتی بعد از مسابقهاش روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت را به یاد میآورد؛ همانی که روی برانکارد دراز کشیده بود و اشک میریخت. با این دوومیدانیکار لحظه قبل از زمین خوردنش را مرور میکنیم: «همه چیز داشت خیلی خوب پیش میرفت که یکدفعه دردی را در ناحیه شکمم احساس کردم. درد آنقدر شدید بود که نتوانستم ادامه بدهم و همانجا افتادم. در آن لحظات فقط به آرزوی بر باد رفتهام فکر میکردم. نمیدانستم چه اتفاقی برایم افتاده، اما افتادم و رد شدن رقبایم از خط پایان را دیدم و مدالی که به گردن آنها افتاد. بعد پزشک گفت که چه مشکلی برایم پیش آمده، اما این حرفها برایم مهم نبود. فقط مانده بودم چطور همه چیز بههم ریخت و تمام داشتههایم از دست رفت. بعد از آن اتفاق مدتی طول کشید تا دوباره روبهراه شوم. از آن روز به بعد هر وقت که میخواهم برای مسابقهای آماده شوم، سهم بیشتری برای آنچه که از دست من خارج است، قائل میشوم تا حس بد گوانگجو را یک بار دیگر تجربه نکنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: