شکست طلسم 40 ساله در المپیک

مربی بلندپروازی است. عادت کرده هیچ زمان به موفقیت‌های حداقلی در کشتی فرنگی فکر نکند، شاید اگر غیر از این بود، این همه فتوحات نصیب کشتی فرنگی ایران در عرصه رقابت‌های آسیایی و جهانی نمی‌شد.
کد خبر: ۴۶۱۶۵۰

محمد بنا را باید معمار موفقیت‌های کشتی فرنگی ایران در 4، 5 سال اخیر دانست. مربی توانمندی که حالا ماموریت خود را حول محور موفقیت در بازی‌های المپیک لندن 2012 قرار داده است تا بلکه با مدال‌آوری در این رشته، طلسم مدال نگرفتن کشتی فرنگی در عرصه این بازی‌ها، آن هم بعد از 40 سال شکسته شود.

آخرین مدال کشتی فرنگی ایران از بازی ‌های المپیک بر‌می‌گردد به مدال نقره رحیم علی‌آبادی در المپیک مونیخ 1972.

از آن سال تا به امروز هر چند حضورمان در عرصه بازی‌های المپیک به لحاظ کمی چشمگیر نبوده است، اما به نوعی دچار طلسم شده‌ایم تا بنا تمام هنر مربیگری خود را معطوف به شکستن این طلسم در لندن 2012 کند.

در فاصله پنج ماه به این بازی‌ها با سرمربی موفق تیم ملی کشتی فرنگی در خانه کشتی همکلام شدیم که در پی می‌آید.

صحبت را با قهرمانی اخیر تیم ملی در رقابت‌های کشتی قهرمانی آسیا آغاز ‌کنیم؛ جایی که تیم ایران با کسب سه مدال طلا، یک نقره و یک برنز بر سکوی نخست ایستاد. از عملکرد شاگردان جوان‌تان در این پیکارها راضی هستید؟

ابتدا باید بگویم کشتی فرنگی ایران فراتر از قاره آسیاست و این‌قدر در کشتی پشتوانه داریم که می‌توانیم در هر مسابقه‌ای مدعی باشیم. گرچه رقابت‌های امسال نسبت به دوره گذشته که در ازبکستان برگزار شد سطح فنی پایین‌تری داشت، اما کشتی فرنگی ایران در حال حاضر ظرفیت بسیار بالایی دارد و آن‌قدر به شکوه و بالندگی رسیده است که با وجود آن که در کره جنوبی با نفرات چهارم و پنجم حاضر شده بودیم باز هم قهرمان شدیم. البته افشین حاجی‌پور و حمید زارع در وزن‌های اول و دوم شکست‌های بدی را متحمل شدند.

اکنون چند سالی است که کشتی فرنگی روند رو به رشدی را در پیش گرفته و خود را از زیر سایه کشتی آزاد خارج کرده است تا به عنوان یکی از امیدهای اصلی مدال‌آوری ورزش ایران در بازی‌های المپیک مطرح شود. از طرفی فیلا هم با انتخاب شما به عنوان بهترین مربی سال 2011 دنیا مهر تاییدی بر این مهم گذاشت. اصولا رمز و راز این روند رو به رشد و موفقیت خودتان را چه می‌دانید؟

در مجموع در این دوره هشت ساله حضورم در اردوی تیم ملی دوران سخت و در عین حال زیبایی را پشت سر گذاشتم. من این موفقیت‌ها را تنها متعلق به خودم نمی‌دانم و برای همین جایزه فیلا را متعلق به همه مربیان سراسر کشور می‌دانم. به هر حال ریشه این موفقیت‌ها را باید در دوران کشتی‌گیری خودم جستجو کنم، جایی که می‌دیدم اگر بستر و شرایط خوبی فراهم بشود، کشتی فرنگی این شایستگی را دارد که در جمع قدرت‌های برتر دنیا قرار بگیرد. به هر حال با وجود تفکرات و دلمشغولی‌هایی که داشتم، سال‌ها طول کشید که توفیق کار کردن در تیم ملی به عنوان مربی نصیبم شد، اگر بخواهم خیلی کوتاه در این‌باره صحبت کنم باید گفت در کنار تفکر جوانگرایی، برنامه‌ریزی، حضور تمام وقت، نظم و انضباط و انتخاب همکاران خوب و توانا از جمله رموز موفقیت من طی این سال‌ها بوده است. ضمن این‌که تمام وجودم را با عشق در اختیار کارم گذاشتم.

از جوانگرایی به عنوان استراتژی اصلی خود یاد کردید؛ روشی که به نظر می‌رسد ریشه در حضور اولیه شما در راس کادرفنی جوانان دارد. یعنی از همان ابتدای قرار گرفتن در راس تیم جوانان با انتخاب و پرورش نفرات مورد نظر خود، آنها را به پختگی رسانده و سال‌های بعد حاصل این سرمایه‌گذاری خود را با درخشش این جوانان گرفتید.

همان‌طور که اشاره کردم یکی از مهم‌ترین اصول من نظم و انضباط تیمی است؛ نکته‌ای که هنوز هم بر محور آن تیم ملی را اداره می‌کنم. با توجه به این‌که این اصل را مد نظر داشتم و از طرفی رده‌سنی جوانان بیشتر و راحت‌تر این موضوع را می‌پذیرد در نتیجه کارم را در تیم جوانان شروع کردم. در این تیم یکی از اصلی‌ترین نقاط ضعف کشتی فرنگی یعنی نبود اعتماد به نفس را از بین بردم. سال‌ها بود این رشته از نظر روحی روانی مشکل داشت و کاری که من کردم این بود که خودباوری را به تیم جوانان و در واقع به یک نسل از کشتی فرنگی القا کردم. این باور در ذهن کشتی‌گیران جوان جا افتاد که ما هر کاری و هر هدفی را که دنبال کنیم در کنار وجود برنامه‌ریزی، نظم و انضباط و عشق و علاقه به کار، می‌توانیم به آن دست یابیم و همه دیدند ما طی این سال‌ها به چه دستاوردهای بزرگی دست یافتیم.

گرچه نمی‌توان در پرورش نسل جدید کشتی فرنگی از نقش شما به آسانی گذشت، اما برخی منتقدان معتقدند که یکی از موفقیت‌های بنا، ریشه در این دارد که با یک نسل طلایی همدوره شده است. چیزی که در گذشته خبری از آن نبود.

در پاسخ به منتقدان می‌گویم نمی‌توان همه چیز را در شانس خلاصه کرد. حقیقت این است من با در نظر گرفتن اهداف بلند، کار در تیم جوانان را به تیم ملی بزرگسالان ترجیح دادم، اما این به معنای نبود توانمندی نسل قبلی کشتی فرنگی ایران نیست. همیشه آرزوی داشتن تیم ملی بزرگسالان آن مقطع را داشتم، تیمی که با نفرات خوبی چون حسن رنگرز، علی اشکانی، پرویز زیدوند، مسعود هاشم‌زاده، علیرضا غریبی و بهروز جمشیدی تشکیل می‌شد. اینها کشتی‌گیران بااستعدادی بودند که به حقشان نرسیدند.

ما در گذشته کشتی‌گیر خوب کم نداشتیم و همه چیز مهیا بود. تنها در تفکرات بچه‌های ما خودباوری و صرف فعل خواستن وجود نداشت و اگر کم و بیش مهره‌هایی وجود داشتند به دلیل شرایط ذاتی خودشان بود. هنر من این بود که با پیاده‌کردن نظم و انضباط که در نوع خود اعتماد به نفس و خودباوری به دنبال دارد تیم ملی را با اصول خود به اینجا رساندم، اصولی که در گذشته وجود نداشت.

در آغاز کار شما در تیم جوانان بسیاری محمدرضا طالقانی رئیس وقت فدراسیون را به خاطر این انتخاب و با این استدلال که محمدبنا سال‌ها از کشتی دور بوده است، زیر سوال بردند. واقعا در آن سال‌ها شما به طور کامل از کشتی بریده بودید و هیچ فعالیتی در این ورزش نداشتید؟

نه. در سوئد هم که بودم در مقاطعی تمرین کشتی می‌دادم و در دو، سه کلاس مربیگری خیلی خوب زیر نظر سرمربی وقت سوئد شرکت کردم، آن هم در مقطعی که سوئد جزو کشورهای پرقدرت کشتی فرنگی بود. این درست است که من 20 سال در ایران نبودم، اما فراموش نکنید که من کشتی‌گیر بودم و طی این سال‌ها چارچوب کلی کشتی تغییر نکرده بود. شاید به لحاظ سرعتی و قدرتی شرایط تغییر کرده باشد، اما این تغییر چیزی نبود که من نتوانم خودم را با آن وفق بدهم. کلا مساله این است که حس و حال، شرایط و عشق کشتی همیشه در وجودم بود. این را هم اضافه کنم این انتقادات در حالی مطرح می‌شد که خود من در زمان کشتی گرفتن در کلاس خوبی بودم و کشتی را به طور کامل می‌شناختم. ضمن این‌که مربی درجه یک ایران بودم و خیلی از جوانانی که بعدا ملی‌پوش بودند از شاگردانم بودند. مهم این است هر جا که شرایطی پیش می‌آمد با عشق و علاقه مربیگری می‌کردم؛ خلاصه این‌که طی آن سال‌ها از مملکتم دور بودم، ولی از عشقم که کشتی بود، هیچ وقت دور نبودم.

همان‌طور که خودتان هم اذعان داشتید خیلی زود با شرایط جدید کشتی وفق پیدا کردید. به طور مشخص در این رابطه چه برنامه ای در پیش گرفتید؟

شما بگویید پشت تداوم یک موفقیت، تفکر هست یا نیست؟ پاسخ این سوال مثبت است، چراکه آن عشق و علاقه‌ای که داشتم به من کمک کرد تا در بازگشت به ایران به طور گسترده به مطالعه و تحقیق بپردازم، تمام کارم در آن زمان شده بود مطالعه و نوشتن. گرچه کشتی را می‌شناختم، اما به آنالیز کشتی‌گیران مختلف می‌پرداختم. البته در کنار تحقیقاتم بی‌انصافی است اگر به ویژگی‌های همکارانم اشاره نکنم، من هیچ وقت ادعای کامل بودن را ندارم، همکاران خوب و به روزی که داشتم شرایطی فراهم کرد که خیلی راحت با قوانین و شرایط موجود کشتی خودم را تطبیق بدهم.

در بحث چینش همکاران هم به نوعی سنت‌شکنی کردید و سراغ افراد سرشناس نرفتید. دلیل این کار چه بود؟

همان‌طور که گفتم انتخابم به عنوان بهترین مربی دنیا، هدیه‌ای بود که به تمام مربیان ایران (مربیان سازنده، همکارانم در کادر فنی از گذشته تا امروز) داده شد. اصولا هیچ مربی اهل منطقی نمی‌گوید موفقیت حاصل یک کار انفرادی است. ما در کشتی فرنگی مثل کشتی آزاد آنقدر افراد اسمی نداریم، با این وجود دوست دارم افراد متخصص کنارم قرار بگیرند نه افراد نامی. چرا که می‌توان 10 فرد نامی را کنار هم چید که حتی قادر نباشند، یک تیم معمولی را موفق کنند. خود خوزه مورینیو که الان بهترین مربی فوتبال دنیاست از مترجمی و دستیاری کارش را شروع کرد و به اینجا رسید. بنابراین اگر می‌بینید دستیاران من چندان نامدار نیستند، به لحاظ تخصص، خیلی بزرگ‌تر از نفرات سرشناس هستند. جمشید خیرآبادی یکی از این افراد است که نبض کشتی فرنگی ایران در حال حاضر در دست اوست. شاید اگر من نبودم هیچ وقت به این مربی بزرگ میدان داده نمی‌شد که این‌گونه لیاقت خود را نشان دهد یا ناصر نوربخش در مقطعی که از تیم نوجوانان کنار گذاشته شد و کسی سراغی از او نمی‌گرفت، من او را به عنوان یکی از همکارانم در تیم جوانان انتخاب کردم.

برای انتخاب مربی سنگین وزن‌ها یک سال و نیم تحقیق کردم و همه مربیان سنگین وزن سراسر کشور را مورد بررسی قرار دادم که در نهایت به رسول جزینی رسیدم. الان همه می‌بینند که بهترین بازده کاری را سنگین وزن‌های ما دارند و همین طور ایرج قلاوند و اسماعیل‌نژاد. می‌خواهم بگویم در کنار این‌که کار هدایت تیم را در حد توانم انجام دادم، از ساخت مربی هم غافل نبودم. در حالی که همه مربیان سازنده نمی‌توانند مربی تیم ملی بشوند، همکارانم همه و همه می‌توانند به تنهایی یک تیم را اداره کنند. در کنار این مربیان، «ریف» ماساژور بلغاری تیم و دکتر امیر ساسان متخصص تغذیه هم با تمام وجود در راستای موفقیت تیم گام برمی‌دارند و سهم من این است که کار آنها را زیر نظر دارم.

از نظم و انضباط به عنوان اصلی‌ترین محور فعالیت خود در تیم ملی نام بردید. این مساله در برخورد با کشتی‌گیران چطور متبلور می‌شود. به عبارتی در کارتان اقتدارگرا هستید یا رفاقت را برای خود اصل قرار داده‌اید؟

همیشه به کشتی‌گیران گفته‌ام دوست ندارم مربی آنها باشم، بلکه دوست دارم رابطه پدر و فرزندی بین ما وجود داشته باشد. وقتی یک کشتی‌گیر با چشم پدر به من نگاه کند پذیرش یکسری شرایط و سختی‌ها برای او قابل قبول‌تر است. خوشبختانه این حس ایجاد شده و اعتماد متقابل بین من و کشتی گیرانم به وجود آمده و ایمان و خودباوری هم در پی این اعتماد شکل گرفته است. الان همه می‌دانند من کجا سختگیرم و کجا مهربان. وقتی روی تشک می‌روم آن کسی که خارج از تشک جگر گوشه من است، برایش مثل شمر هستم و با کسی شوخی ندارم.

یکی از سیاست‌های شما در سال‌های گذشته که می‌تواند در روحیه کشتی‌گیران تاثیر مستقیم بگذارد، برگزار نکردن رقابت‌های انتخابی و تکیه بر انتصاب کشتی‌گیران و اعزام آنها به رویدادهای مختلف است. گرچه این سیاست به نوعی به نتیجه‌گیری کلی تیم ختم شده است، اما فکر نمی‌کنید همین موضوع به دلیل احتمال پایمال شدن حق یک کشتی‌گیر قابل انتقاد باشد؟

بنا: عشق و علاقه‌ای که داشتم به من کمک کرد تا در بازگشت به ایران به طور گسترده به مطالعه و تحقیق بپردازم، تمام کارم در آن زمان شده بود مطالعه و نوشتن. گرچه کشتی را می‌شناختم اما به تحلیل کشتی‌گیران مختلف می‌پرداختم

وقتی سرمربی تیم جوانان بودم همیشه مسابقات انتخابی برگزار می‌کردم، چون شرایط سنی و اقتضائات رده‌های سنی نوجوانان و جوانان ایجاب می‌کرد که کشتی‌گیران دائم در کوران مسابقه باشند تا جابه‌جایی آنها از یک رده به رده دیگر طبیعی انجام شود، اما در تیم بزرگسالان شرایط متفاوت است. شاید این حرف من به برخی بر بخورد؛ ولی وقتی از تیم جوانان کارم را شروع کردم دیدم جوانان شایسته‌ای داریم و به این دلیل که قالب و چارچوب بزرگسالان غیرقابل نفوذ بود، پشت خط مانده‌اند. گرچه مسابقات انتخابی بزرگسالان در گذشته برگزار می‌شد، اما بالاخره مهره‌هایی بودند که برایشان باب شده بود در هر شرایطی به مسابقات برون‌مرزی اعزام می‌شوند، حال چه نتیجه بگیرند و چه نگیرند.

در این شرایط وضعیت طوری بود که اگر جوانان به اردوی بزرگسالان می‌رفتند همه آنها را مسخره می‌کردند و اساسا جوانان را به اردو راه نمی‌دادند و می‌گفتند 10 مدال جوانان هم بگیری یک برنز بزرگسالان نمی‌شود! اما من ایمان پیدا کرده بودم که جوانانم خیلی سریع می‌توانند خود را به سطح بزرگسالان برسانند. بنابراین وقتی میدان پیدا کردم، انتخابی را کنار گذاشته و شرایط انتصاب را قرار دادم، چرا؟ چون نفرات با تجربه براساس سابقه شاید در مسابقات انتخابی جوانان را شکست می‌دادند و در نتیجه جوانان شایسته بازهم پشت خط می‌ماندند.

این در حالی بود که در کشتی‌گیران جوان این ظرفیت را می‌دیدم که اگر به آنان میدان داده شود خیلی زود رشد می‌کنند. برای این کار یک سال سعی کردم شکل و قانون راهیابی به تیم ملی را تغییر دهم. می‌دانستم قاسم رضایی می‌تواند در دنیا مدال بگیرد که گرفت. الان هم هیچ مخالفتی با انتخابی ندارم، اما شرط و شروطی دارم که هیچ موقع محقق نشده است. این نکته را در روز اول همکاری با رسول خادم، مدیر جدید تیم‌های ملی کشتی نیز یادآور شدم.

چه شرط و شروطی؟

مهم‌ترین شرط این‌که باید در مسابقات انتخابی تست دوپینگ از همه کشتی‌گیران گرفته شود، اتفاقی که هیچ وقت نمی‌افتد. دومین شرط مربوط به داوری است، این‌که هم در چیدمان داوری و هم پشت سر داوری‌ها باید همه شرایط قانونی و عادلانه در نظر گرفته شود. بارها دیده‌ام فلان فرد یا فلان رییس هیات به داور چیزی می‌گفت و نتیجه کشتی عوض می‌شد.

شرط سوم این‌که پس از غربالی که صورت می‌گیرد کشتی‌گیرانی به انتخابی راه یابند که شرایط کاملا مساوی داشته باشند و در یک مقطع زمانی مشخص زیر نظر کادر فنی بوده باشند. البته الان هم به نوعی مسابقات انتخابی داریم، مثل وزن 84 کیـلو که سه، چهار نفر را به مســابقات جام حیدر علی‌اف فرستادیم و آن نفری که بهتر ظاهر شد به تیم ملی راه پیدا کرد.

حالا با این وضعیت بیم آن می‌رود که روند پشتوانه‌سازی در کشتی فرنگی متوقف شود شما چه فکر می‌کنید، آیا چرخه پرورش کشتی‌گیران زبده و مستعد متوقف شده است؟

شک نکنید تا زمانی که من هستم اجازه نخواهم داد چنین روندی بر کشتی فرنگی حکمفرما شود، این را عملکرد و دوراندیشی‌‌ام در این سال‌ها به خوبی نشان می‌دهد. برای اثبات این ادعایم نگاهی بیندازید به تورنمنت‌های مختلفی که امسال در پیش داریم. سیاست من میدان دادن به همه نفرات حاضر در اردوی تیم ملی است. به عنوان مثال برای رقابت‌های بین‌المللی جام وهبی امره ترکیه 13 نفر را انتخاب کردیم که 10 نفر از آنها در ترکیه روی تشک رفتند، یک تیم کاملا مجزا مرکب از هفت کشتی‌گیر را به قهرمانی آسیا در کره جنوبی اعزام کردیم و چهار نفر دیگر غیر از این نفرات به رقابت‌های گزینشی اعزام می‌شوند و 14 نفر هم اردیبهشت به جام جهانی روسیه می‌روند. این یعنی ایجاد فرصت برای همه کشتی‌گیران و حفظ انگیزه برای تک‌تک آنها.

شاید اگر فرد دیگری جای من بود مثل کشورهای بلاروس، مجارستان و غیره هفت، هشت نفر مشخص را به همه رویدادهای بین‌المللی می‌فرستاد، اما من از مجموع 33 نفری که به اردوی تیم ملی دعوت کرده‌ام 13 نفر آنها کشتی‌گیران جوانی هستند که میانگین سنی آنها 19 تا 23 سال است. ممکن است این نفرات جوان در مسابقات سطح بالای جام وهبی امره شکست خورده باشند، اما هیچ ایرادی ندارد. مهم کسب تجربه آنها برای فرداست و من دوردست را مد نظر دارم. بنابراین نباید نگران بود، وقتی من خودم شخصا رقابت‌های انتخابی نوجوانان و جوانان را زیر نظر دارم و جایزه نفرات برتر را خودم می‌دهم یعنی این‌که حواسم به پشتوانه‌سازی هست و همواره سعی کرده‌ام کشتی‌گیران جوان را به تیم بزرگسالان تزریق کنم. هادی علیزاده که دو بار پیاپی قهرمان آسیا شد قبلا کشتی‌گیر تیم جوانان بود، محسن قاسمی و مهدی زیدوند هم شرایط مشابهی داشتند.

این رویه را در حالی دنبال می‌کنیم که در سال پایان کار هشت ساله خودم و رویای 40 ساله ورزش ایران مبنی بر قهرمانی کشتی فرنگی در المپیک، به سر می‌بریم. طبیعی است در این شرایط فکر کردن به دوردست کار سختی باشد، با این حال از این مهم هم غافل نیستم. این را هم اضافه کنم همه این شرایط در حالی است که در گذشته کشتی فرنگی ایران متکی به چهار کشتی‌گیر بود که آنها را کول می‌کرد و از این مسابقه به آن مسابقه اعزام می‌کرد.

می‌پذیرید‌که‌برای‌حفظ‌پشتوانه‌ها صرف میدان دادن به کشتی‌گیران جوان کفایت نمی‌کند و برای حفظ آنها باید تمهیدات دیگری هم اندیشید. در گذشته شاهد بودیم کشتی‌گیران جوان و مستعدی چون رضا زیدوند در وزن 96 کیلوگرم در حد یک ستاره چهره شدند، اما به ناگهان از دنیای قهرمانی کنار رفتند.

کاملا موافقم. گاهی در زندگی اتفاقاتی می‌افتد که باید یک عمر حسرت آن را بخوریم. در رابطه با همین رضا زیدوند، وقتی او را در جام جهانی گرجستان به میدان فرستادم، تدیاشویلی اسطوره کشتی گرجستان و شوروی سابق به من گفت خوشحالم که یک قهرمان المپیک پیدا کردید، اما همین ستاره الان در خوزستان به بیراهه کشیده شده است. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ وقتی ورزشکاری قهرمان می‌شود و در محل سکونتش یک نفر پیدا نمی‌شود بگوید حالت چطور است، باید انتظار چنین اتفاقات ناخوشایندی را هم داشت. تعارف نداریم ورزش قهرمانی برای سلامتی نیست. چیزی که سلامتی به دنبال دارد ورزش همگانی است. در ورزش قهرمانی ورزشکار همه سلامتی و تن سالم خود را می‌گذارد به امید این که به نان و نوایی برسد. وقتی یک جوان پس از سال‌ها درس خواندن در 40 سالگی پزشک متخصص می‌شود ماهانه 10 میلیون تومان درآمد کسب می‌کند، اما قهرمان چطور!؟ بعد از قهرمانی یک بدن آسیب‌دیده و داغان برای او باقی‌مانده است و کسی سراغی هم از او نمی‌گیرد. الان برخی باید پاسخگو باشند که برای دو قهرمان جوان فعلی امید نوروزی و سعید عبدولی چه کرده‌اند؟ در ورزشی که باشگاه‌های فوتبال سالانه 10 میلیارد تومان هزینه می‌کنند و تعطیلات نیم‌فصل و پایان فصل به اردو‌های استانبول و دبی می‌روند، تیم ما که قهرمان جهان است در چه وضعیتی به سر می‌برد و چقدر به قهرمانانش توجه شده است!؟ هفت، هشت ماه در اردوی رقابت‌های جهانی هستیم و کل این مدت هم در تاریکخانه خانه کشتی که عین زندان هارون‌الرشید شده، باید زندگی کنیم.

و به خاطر همین مسائل بود که می‌خواستید از مسوولیت خود کناره‌گیری کنید. مگر وعده و وعیدی برای رسیدگی به وضعیت کشتی‌گیران به شما نداده بودند؟

بگذارید این مساله را کمی باز کنم، در زمانی کشتی‌گیرانم را وعده می‌دادم که شما قهرمان جهان شوید آن وقت خوب به شما بها می‌دهند. آنها قهرمان جهان شدند و هیچ اتفاق خوبی در زندگی برایشان نیفتاد و وضعیت مثل سابق باقی ماند، حتی یک کار ساده را از قهرمان دریغ کردند. این در حالی است که باید برای قهرمانان شرایط خوبی فراهم شود. به راستی چه می‌شود 10 سال حقوق ماهانه خوب به ورزشکار بدهند تا آینده خود را تضمین کند؟ من چند بار استعفا دادم و هر زمان که کار را رها کردم به خاطر خودم نبوده است، آنقدر به تیم ملی کشورم افتخار می‌کنم که حاضرم مجانی برای خوشحالی دل مردم کار کنم. این هم شعار و تعارف نیست، دغدغه من کشتی‌گیرانم هستند. چون همه پشت و پناه، دلگرمی و تکیه‌گاه آنها من هستم. وقتی می‌بینیم از برآورده کردن خواسته آنها عاجزم، مجبورم خودزنی کنم. دقت کرده باشید شش ماه قبل از استعفایم بارها این مشکلات را هم به مردم و هم به مدیران می‌گفتم، اما گوش شنوایی وجود نداشت و در آن شرایط از این که به کشتی‌گیران خود نگاه کنم خجالت می‌کشیدم، می‌گفتم بروم که مجبور نباشم آنها را هر روز ببینم و دائم عذاب بکشم. به هر حال فکر می‌کنم مهر ماندن و ساختن تا المپیک روی پیشانی‌ام خورده و باید تحت هر شرایطی بسوزم و بسازم.

به المپیک لندن اشاره کردید، آیا جو المپیکی بر کشتی حاکم شده و تلاشی برای بهبود وضعیت صورت گرفته است؟

با این تغییر و تحولات که در فدراسیون کشتی صورت گرفت، گروهی علاقه‌مند، مدیریت کشتی را در دست گرفتند و وضعیت قدری بهتر شده. حجت اله خطیب، سرپرست فدراسیون مدیر با تجربه‌ای است و در کنار آن حسن رنگرز که به عنوان نایب‌ رییس فدراسیون انتخاب شده، خود قهرمان بزرگی بوده که با سختی‌ها بیگانه نیست. رسول خادم هم که در تمام سطوح کار کرده و مسائل و مشکلات را درک می‌کند. در این شرایط وقتی با این افراد درددل می‌کنیم، تخلیه می‌شویم، چرا که می‌دانیم آنها هم درد کشیده‌اند.

با این وجود هنوز با وضعیت ایده‌آل فاصله داریم چراکه تا زمانی که مدیریت کلان ما اهمیت المپیک را درک نکند و ابزار را در اختیار نگذارد مدیریت میانی نمی‌تواند کار زیادی پیش ببرد. این درست که من تا به حال به المپیک نرفته‌ام، اما از خیلی‌ها که تجربه حضور در المپیک را دارند بیشتر المپیک را درک می‌کنم و می‌دانم چه کار بزرگی قرار است انجام شود. بنابراین به درستی کارها را پیش می‌بریم. در این رابطه شما هم بدانید که هیات علمی کمیته المپیک تا به حال تنها از دو برنامه تیم‌های المپیکی تقدیر کرده است؛ یکی برنامه تکواندو و دیگری پیشرفت برنامه‌های کشتی فرنگی. بچه‌های ما از انگیزه بالایی برخوردارند، اما واقعا اگر یک ارزیابی درست داشته باشیم می‌بینیم با استانداردهایی که در راه آماده‌سازی برای المپیک وجود دارد، واقعا فاصله زیادی داریم. مثلا همین خانه کشتی را نگاه کنید، در این وقت روز (ساعت چهار بعدازظهر) که کشتی‌گیر هوشیاری می‌خواهد، با فضای تاریکی که وجود دارد، هورمون خواب ترشح می‌شود و در شب این هورمون دیگر ترشح نمی‌شود، در نتیجه کشتی‌گیر در وقت استراحت به بی‌خوابی دچار می‌شود. با این وضعیت کشتی‌گیر چگونه تمرکز کامل برای تمرین کردن داشته باشد.

چرا تنوعی در برنامه‌های تدارکاتی ایجاد نمی‌شود و اردوهای دیگری در نقاط مختلف کشور یا خارج از کشور برپا نمی‌کنید؟

بنا: دوست دارم رابطه پدر و فرزندی بین من و کشتی‌گیرانم وجود داشته باشد. وقتی یک کشتی‌گیر با چشم پدر به من نگاه کند پذیرش یکسری شرایط و سختی‌ها برای او قابل قبول‌تر است

اردوی خارج از کشور بودجه بالایی می‌خواهد، داخل کشور هم که می‌گوییم، اول موافقت می‌کنند، چرا که فکر می‌کنند ما می‌خواهیم برویم هتل یا لب دریا. در حالی که اگر بخواهیم اردوی سطح دریا برپا کنیم جایی را می‌خواهیم که در آن هم سالن کشتی باشد، هم سالن بدنسازی و دیگر امکانات مورد نیاز، متاسفانه چنین جایی در ایران نداریم.

به حضور حسن رنگرز به عنوان نایب‌رئیس فدراسیون اشاره کردید، در بدو این انتصاب با توجه به این‌که شما در دوران قهرمانی رنگرز او را از تیم ملی کنار گذاشتید، برخی شایعات درباره کنار رفتن شما از تیم ملی به گوش رسید؟

در حال حاضر اصلا مشکلی با هم نداریم. همان روز اولی که پست نایب‌رئیسی گرفت به خانه کشتی آمد و نشستیم با همدیگر حرف زدیم. رنگرز پس از خداحافظی از دنیای قهرمانی در مقطعی سرمربی تیم جوانان بود و شرایط مربیگری را درک کرده است. الان نه‌تنها هیچ مشکلی در این رابطه وجود ندارد بلکه افتخار می‌کنم عضوی از خانواده کشتی فرنگی به چنین جایگاهی دست یافته است.

درباره حضور رسول خادم به عنوان مدیر تیم‌های ملی چه فکر می‌کنید؟

گرچه دوست ندارم کسی به لحاظ فنی بالاتر از منِ سرمربی باشد و باید اینقدر بزرگ شده باشیم که خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم، اما وقتی اسم رسول خادم مطرح می‌شود، آدم افتخار می‌کند که چنین فرد جوانی با این سن و سال تا این حد انسانیت دارد و در کنار آن کلی تجربیات ارزنده در سطوح مختلف ورزشی و مدیریتی دارد.

این تعریف و تمجید از خادم به این خاطر نیست که به شما اختیار تام داد؟

نه، مساله اختیار تام نیست، یکی از نکاتی که من به آن توجه دارم و شاید برخی‌ها به آن بی‌توجه باشند، سلسله مراتب است من نه به بالاتر از حدود اختیاراتم ورود می‌کنم و نه در کار مدیران پایین دستی دخالت می‌کنم. خادم، مدیر و انسان بزرگی است و با هم مشاوره می‌کنیم و به لحاظ فکری کمک بزرگی برای ما محسوب می‌شود. امیدوارم روزی برسد در کشتی فرنگی هم چنین آدم‌هایی داشته باشیم که خودمان مسائل را پیگیری کنیم.

یعنی اگر کسی غیر از خادم مدیر تیم‌های ملی می‌شد با او همکاری نمی‌کردید؟

قبل از خادم هم محمدعلی صنعتکاران مدیر تیم‌های ملی بود و به خاطر سابقه و سن و سالش خیلی هم به او احترام می‌گذاشتم و هیچ مشکلی بین ما نبود. خادم گرچه به لحاظ سنی از من کوچک‌تر است و کسوتش از من کمتر، ولی بزرگی به سن وسال نیست و خادم آنقدر بزرگ است که هیچ مشکلی با هم نداریم. البته من هم کاری نمی‌کنم که مشکلی در این رابطه پیش بیاید. آنهایی که با من کار کرده‌اند به درستی می‌توانند در این مورد قضاوت کنند، نه آنهایی که از دور و بی خبر از همه جا می‌برند و می‌دوزند!

گفته می‌شد حضور عبدالله چمن گلی در راس تیم جوانان که به دنبال حضور رسول خادم بود، خواسته خادم بوده نه شما.

نه اصلا این طور نیست. واقعیت این است که تیم جوانان دو سالی بود نتایج خوبی نمی‌گرفت و چمن‌گلی با پیشنهاد خود من و موافقت رسول خادم به عنوان سرمربی تیم جوانان انتخاب شد.

با وجود همه افتخاراتی که شما کسب کردید امسال یک اتفاق تلخ در تیم مــلی کــشتی فرنــــگی رخ داد و آن، مثبت اعلام شدن نمونه دوپینگ بابک قربانی و امیرعلی اکبری - 2 کشتی‌گیر وزن 96 کیلوگرم - بود، خودشان مقصر بودند یا ماجرا چیز دیگری بود؟

صددرصد چیزی جز غفلت خودشان نبود. این دو نفر از کشتی دنیا گذر کرده بودند و هر دو می‌توانستند با قاطعیت قهرمان جهان و المپیک شوند، اما آنها نمی‌توانستند از همدیگر عبور کنند یعنی چون هم وزن بودند؛ یکی باید دیگری را کنار می‌گذاشت تا به جهانی استانبول راه یابد. وضعیت طوری بود که امیر خوب بود، بابک هم خوب و همه دنیا این را می‌دانستند. وقتی در تمرین با هم کار می‌کردند هر کدام امتیازی به حریف می‌داد، 2 روز خوابش نمی‌برد و می‌ترسید انتخاب نشود، این شرایط هر دو نفر را به دردسر انداخت.

پس نقش شما به عنوان سرمربی وسط این رقابت داغ چه بود، نمی‌شد یک نفر را به یک وزن بالاتر بفرستید تا هر دو ستاره حفظ شوند؟

آنها نگاهشان یکی بود، هر دو حضور در 96 کیلو و در نهایت طلای المپیک را می‌خواستند. امیر دو مدال جهانی داشت و بابک در اوج آمادگی طلای جهانی را می‌خواست. در آن زمان هیچ یک حاضر نمی‌شدند به وزن 120 کیلو بروند. الان که محروم شده‌اند قربانی یک 96 کیلوی خوب باقی مانده و علی‌اکبری یک کشتی‌گیر 120 کیلوی خوب شده است و ما هم باید حسرت از دست دادن این دو ستاره را داشته باشیم. به هر حال ما مصلحت تیم را می‌خواستیم چون هدفمان تضمین طلای 96 کیلو بود و چاره‌ای نداشتیم جز این‌که هر دو را در یک وزن حفظ می‌کردیم تا همیشه در اوج باشند.

اما این استراتژی شکست خورد.

من قدرت تیم را در نظر می‌گیرم و همه صحبت‌هایم را با اعضای تیم انجام می‌دهم. از صبح تا شب به آنها می‌گویم مواظب باشید حتی یک لیوان آب از کسی نگیرید و بشدت مراقب دوپینگ باشید، اما من که نمی‌توانم شبانه‌روز کنار آنها حضور داشته باشم. کشتی‌گیر خودش باید حواسش جمع باشد، همچنان که من قبل از هر مسابقه‌ای همه نکات فنی را می‌گویم و روی تشک این کشتی‌گیر است که باید آنها را به کار بگیرد.

مهم‌ترین رویداد پیش روی شما رقابت‌های گزینشی المپیک در قزاقستان است، چه برنامه‌ای برای این کار دارید؟

حمید سوریان، فرشاد علیزاده، طالب نعمت‌پور و قاسم رضایی را برای حضور در این مسابقات انتخاب کرده‌ایم و می‌خواهیم در قزاقستان کار را تمام کنیم، چرا که در غیر این صورت یک ماه بعد در چین و بعد در فنلاند باید به میدان برویم که این کمی تمرکز ما را به هم خواهد ریخت. قصد داریم از فروردین با تمرکز کامل برای حضور در المپیک لندن آماده شویم.

شکستن طلسم 40 ساله را در المپیک نشانه رفته‌اید، گرچه این هدف می‌تواند با یک مدال برنز محقق شود، اما به نظر می‌رسد که سقف آرزوهای شما بالاتر از اینهاست.

بله، سقف آرزوی من در المپیک قهرمانی است هر چند خیلی سخت است. البته ما خیلی غیرممکن‌ها را ممکن و خیلی رکورد‌ها را طی این سال‌ها شکستیم. دو بار قهرمان جام جهانی شدیم که سال دوم آن روسیه را در روسیه و در فینال مسابقات شکست دادیم. در بازی‌های آسیایی گوانگجو با 4 طلا و یک برنز، بهترین تیم کاروان ورزش ایران شدیم.

اینها همه یک خواب و رویا بود. در جهانی امسال با پنج نفر روی سکوی جهانی رفتیم و حتی می‌توانستیم قهرمان جهان شویم. با تیمی جوان در قهرمانی آسیا در ازبکستان 7 مدال رویایی گرفتیم، همه این موفقیت‌ها با تلاش و کوشش تمام کسانی که در کشتی فرنگی زحمت می‌کشند به دست آمده است. بنابراین سقف آرزوی من آرزوی نابجایی نیست. شاید بلند پروازی باشد، اما همین بلندپروازی باعث شده به بالاترین نقطه نگاه کنم که همانا قهرمانی المپیک است. این‌که می‌گویم می‌خواهیم بعد از 40 سال رکورد بزنیم صرف یک مدال را توجه ندارم، به عبارتی اگر در لندن یک برنز بگیریم آن را برای خودم شکست می‌دانم.

و سوال آخر،آیا به لحاظ روانی کشتی‌گیران با شما همراه هستند؟

در این رابطه تصویرسازی ذهنی برای کشتی‌گیران صورت گرفته و از این نظر مطمئن باشید کشتی‌گیران را آماده خواهیم کرد، هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ روانی. نباید فضایی را که در گذشته وجود داشت دوباره در تیم ایجاد کنیم این که 10 مدال جهانی یک برنز المپیک هم نمی‌شود، فشار روانی را متوجه کشتی‌گیران می‌سازد. این درست که در المپیک ضریب خطا در حد صفر است و از هر نظر باید در بالاترین سطح آمادگی قرار داشته باشیم، اما نباید میدان را آنقدر بزرگ کنیم که خواب بر کشتی‌گیرانمان حرام شود. من همیشه این نکته را به سوریان می‌گویم که حریفانت را برای خودت بزرگ نکن، تو بهترین 55 کیلوی دنیا هستی و آنها باید از تو بترسند نه این‌که تو از آنها بترسی. به هر حال در صورتی که این روحیه در همه نفرات ما شکل بگیرد مطمئن باشید به اهداف مورد نظر خود در المپیک لندن خواهیم رسید.

امید توفیقی - گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها