باآغاز تیتراژ پر ریتم برنامه به لطف بلند گوهای موجود در استدیو صدای واقعی موسیقی ها شنیده می شود. در چنین لحظاتی است که می توان فهمید صدا برداران چه زحمتی برای صدابرداری یک برنامه می کشند.
برای دیدن برنامه زنده در استودیو اگر به کدهای نوشته شده زیر تلویزیون های موجود در استودیو توجه نکنید حسابی گیج می شوید.
در آن واحد، بیش از شش مونیتور تصاویر گوناگونی پخش می کنند. در یکی از این تصاویر، شما مجری برنامه را در حال تمرین می بینید.
در تصویر دیگری یک گزارش پخش می شود. یک تلویزیون وله ها را پخش می کند و..... در تصویر اصلی که روی آنتن قرار دارد، مجری در باره دفتر چه خاطرات صحبت می کند.
از نظر او دفترچه خا طرات برای دختران یعنی دنیای خاطرات ، این جمله مقدمه ای می شود برای ورود به خاطرات هیجان آمیز. تصاویری از بازی ایران و امریکا در سال 78 پخش می شود و در ادامه تصاویری از وزنه برداری حسین رضا زاده این حس و حال را کامل می کند. در پس فضای نوستالوژیکی که در برنامه در حال بخش ایجاد شده ، داخل استودیو لحظات شلوغی را پشت سر می گذارد.
تعداد زیادی دست و انگشت روی میزی که هدایت دوربین ها را به عهده دارد در حرکت است تا نور، صدا، تصویر و دیگر نکات فنی را کنترل می کنند.
بلوریان با لحنی که به بازیگری شباهت دارد می گوید که خاطره ها تحت انتخاب ما نیستند. نمی توانیم به خاطره ای بگوییم بمان یا برو و پس از آن نوبت به دعوت از میهمان برنامه می رسد.
فهرستی طولانی از موفقیت های علمی و ورزشی (شادی طباطبایی) دختر موفق 28 ساله ایرانی خوانده می شود. او نفر اول دکترای ژئوفیزیک دانشگاه تهران ، نفر اول ورزش بانوان کشورهای اسلامی در رشته والیبال و مربی تیم نوجوانان در رشته والیبال است.
پس از چند دقیقه در استودیو باز و میهمان برنامه وارد می شود. لحظاتی بعد با ظاهری بشاش روی صندلی قرار می گیرد و به تمام پرسشها با لحنی صمیمی پاسخ می دهد و حتی راجع به تقلب کردن در سر جلسه امتحان نیز پرسشهای مجری را بی پاسخ نمی گذارد.
در این بخش پس از پرسش و پاسخهای مجری ومیهمان در باره ورزش بانوان ، تحصیل زنان و.... بلوریان ومیهمان برنامه روبه روی هم قرار می گیرند تا با هم والیبال بازی کنند.
یکی از عوامل می گوید: آنتن رو ترکوندیم. هنوز یک بخش تمام نشده است ، بخش دیگر آماده پخش می شود. (سریال 20سالگی) بخشی است که در آن با افراد مختلف درباره وضعیت زندگی آنها در 20 سالگی گفتگو می شود.
شیوه تصویر برداری این برنامه بسیار ابتدایی است و حتی به نظر می رسد بعمد تلاش شده تا ساختاراین برنامه ابتدایی باشد.
ایرج راد و چند فرد عادی که در کوه و پارک با آنها مصاحبه شده ، افرادی هستند که در این برنامه با آنها گفتگو می شود.
در آسانسور
پایان برنامه به طور همزمان با ورود فردی با جعبه شیرینی و ظاهر شدن تیتراژ روی مانیتور اعلام می شود. در فرصتی بسیار کوتاه استودیو از عوامل قبلی خالی می شود و گروه تازه ای برای پخش برنامه ای جدید وارد استودیو می شوند.
کل گروه تولیدی (دختران) با برداشتن آبمیوه و شیرینی های کشمشی ، سوار بر آسانسور راهی طبقه ششم می شوند. با پایان پخش برنامه ، تازه بخش دیگری از کار آغاز شده است.
در یکی از اتاق های گروه خانواده دست اندرکاران برنامه دور میزی گرد هم می آیند تا علاوه بر تماشای دوباره برنامه در باره موضوع های روزهای بعد و روال کاری همان روز گفتگو کنند.
با ورود ما به اتاق ، نویسنده به بالکن سیمانی می رود تا برای مصاحبه آن روز پرسشهایی را درباره دختران فراری برای مصاحبه عصر همان روز طرح کند. فرصت مناسبی برای مصاحبه با دیگر عوامل است.
غفاری درباره هدف این برنامه می گوید: دختران یک شعار ژاپنی دارد: تو با مایی یا ما با تو. به این معنی که هر چه ما در این برنامه می گوییم تنها پیشنهاد است و چیزی را به مخاطب تحمیل نمی کنیم.از سوی دیگر تلاش می کنیم تا در کلیت برنامه بحث افزایش مهارت های زندگی را برای دختران مطرح کنیم.
طرح مسا ئل مرتبط با جنبش نرم افزاری و القای غیرمستقیم مفاهیم و ارزش های والای یک دختر مسلمان ایرانی از دیگر محورهای این برنامه است.
شیوا بلوریان هم در رشته تئاتر تحصیل کرده ، آن هم تا مقطع فوق لیسانس و در حال حاضر سرپرست گروه تئاتری ترمه است.
او سابقه اجرای حدود 500 برنامه در شبکه جام جم برای خردسالان ، علاوه بر فیلمها و سریال هایی که بازی کرده را در کارنامه حرفه ای خود دارد.
بلوریان اجرای برنامه زنده را شبیه جنگ تن به تن مجری با 3 دوربین می داند و توضیح می دهد: گاهی مجبورم بدون متن 6 دقیقه مقابل دوربین حرف بزنم.
مجری برنامه دختران مخاطبان این برنامه را دختران 16 تا 25 ساله می داند.