در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیگر از دورانی که منصور بهرامی و نامدارانی دیگر در تیم ملی حضور داشتند و در سطح اول آسیا میدرخشیدند خبری نیست.
تیم ملی سالها محل تاخت وتاز چند بازیکن خاص شده بود که بیآنکه خطری جایگاه آنها را تهدید کند برای مدتها بیدغدغه در این تیم توپ زدند و عاقبت خوشی را برای این تیم رقم نزدند.
خیلیها معتقدند که پشتوانهسازی در این رشته بخوبی انجام نگرفته است. برخی نیز باور دیگری دارند و پتانسیل سالهای اخیر را کم استعداد دانستند. هر کس عقیدهای دارد و در این باره به اظهار نظر میپردازد.
در این بین فرضیه عامی نیز وجود دارد، مثل اینکه تنیس را متعلق به قشر خاص دانسته و همین عامل را مهمترین دلیل پسرفت تنیس ایران عنوان میکنند.
در چنین اوضاعی مسوولان فدراسیون به فکر نجات تیم ملی افتادهاند و با انجام جوانگرایی ، مصطفی صالح تنیسور سالهای نه چندان دور ایران که در آلمان و فرانسه هم بازی کرده است را به عنوان ناجی برگزیدهاند.
با این مربی به گفتوگو نشستهایم که از نظرتان میگذرد.
چند هفتهای از حضور شما در تیم ملی میگذرد، شرایط را چطور ارزیابی میکنید؟
بچهها تمرینات را شروع کردهاند. نیروی جوانی در تیم ملی داریم و تمام تلاش ما این است که سطح کیفی آنها را ارتقا بخشیم.
میگویند فدراسیون شما را آورده که تیم ملی تنیس را از این وضعیت نجات بدهید؟
تنیس با من تنها نجات پیدا نمیکند، همانطور که بدون حضور من هم سقوط نمیکرد. وضعیت همین است که مشاهده میشود و از من خواستند تجربهام را در اختیار تیم ملی قرار دهم. فدراسیون با جوانگرایی نگاه به آینده دارد و من امیدوارم برنامهریزیها در این جهت جواب بدهد.
خودتان با جوانها راحتتر کار میکنید یا با تجربه ها، چون به هرحال باید نتیجه هم بگیرید؟
برای من فرقی نمیکند. بازیکنان جوانتر انگیزههای زیادی دارند ولی آنها که سن بالاتری دارند تجربهشان بیشتر است که یک مواقعی کاربرد زیادی دارد. من با هر دو رده کار کردهام و مشکلی ندارم.
هدف شما در کوتاه مدت با تیم ملی تنیس چیست؟
اولین هدف ما دیویس کاپ است که اردیبهشت 91 برگزار میشود. ما با جوانهایمان در این رقابتها شرکت میکنیم و امیدواریم صعود کنیم. اعتقاد دارم نباید به این جوانها فشار زیادی وارد کرد. آنها که با ورزش سر و کار دارند میدانند تیم ما در چه وضعیتی است،ما در تهران میزبان هستیم و کشورهایی مثل سوریه، کویت، عمان، قرقیزستان و... حریفان کشورمان خواهند بود.
گفتید یک تیم جوان را در اختیار دارید، به لحاظ فنی امیدوارکننده هستند؟
بچهها تکنیک خوبی دارند. یک چیزی که باید جوانهای تنیس ما یاد بگیرند این است که باید حرفهای فکر کنند. یکی از دلایل اصلی عقب ماندن تنیس ما همین حرفهای فکر نکردن است.از همان اول باید دیدگاههای آنها حرفهای شود. این هم فقط در چگونه ضربه زدن به توپ نیست، بلکه باید استراحت، تغذیه و همه چیزشان حرفهای بشود. بازیکنان باید در خارج از زمین هم شخصیت حرفهای پیدا کنند.
البته این مشکل عمومی ورزش ایران است.
اگر بتوانیم در تنیس این بخش را به بازیکنانمان منتقل کنیم یکی از ابعاد اصلی پیشرفت را رعایت کردهایم. من بهخاطر همین مسائل دوست ندارم راجع به صعود تیم ملی به رده بالاتر حرف بزنم. اگر این بچهها حرفهای فکر کنند شک نکنید آنوقت تیم ملی هم نتیجه میگیرد. حریفان ما نیز بیکار ننشستند، آنها تمرین میکنند و به روز هستند و باید به روند پیشرفت مان شتاب بیشتری ببخشیم.
یک فرضیه عمومی درباره تنیس ایران وجود دارد و آن حرکت آسانسوری است. چرا تنیس ایران به این روز افتاده است؟
به نظر من این مساله به چند عامل برمیگردد. ما همیشه ستارههایی در آن حد نداشتیم که بتوانند تیم ملی را در کلاس بالایی نگه دارند. پشتوانهسازی هم خوب نبوده، نمیگویم که کاری صورت نگرفته چون دوستان تلاش کردند.
صالح: نتایج نشان میدهد که تنیس ایران در سالهای گذشته خوب کار نکرده است. منصور بهرامی، درفشی جوان، خدایی و چند چهره دیگر برای مدتی ما را در سطح بالا نگه داشتند اما بعد از آن کاری صورت نگرفت
شما در کشورهای دیگر هم میبینید که در مقاطعی ستارههایی دارند که تیم را در سطح بالا نگه میدارند. همین مالزی در بازیهای آسیایی سال 92 هیروشیما دو بازیکن خیلی خوب داشت که قهرمان شدند، ولی بعد که آنها رفتند تیمشان افت کرد.ما هم دو بار به فینال دسته یک و دو رفتیم. بازیکنانی مثل بهرامی در تیم ملی بودند ولی وقتی بازیکن زبده نداشتیم در مسیر پسرفت قرار گرفتیم. به نظرم این سیاست فدراسیون برای جوانگرایی خیلی خوب است. الان اگرچه بازیکنان میانگین سنی 20سال را دارند ولی قطعی نیستند. با این حال بازیکنان کنونی به طور قطعی در ترکیب تیم ملی نیستند، اما اگر سرمایهگذاری مورد نظر را روی آنها انجام دهیم دستکم 10 سال میتوانند تیم ملی ما را بیمه کنند و حتی این تیم را به دسته اول آسیا برسانند.
به نظر شما آیا در سالهای گذشته پشتوانهسازی خوبی برای تیم ملی تنیس صورت نگرفته است؟
دوست ندارم در این باره حرفی بزنم. قبلیها هم سعی خود را کردند اما تمرکز کلی روی این مطلب نبوده است. به هرحال باید خیلی مسائل در نظر گرفته شود تا استعدادها شکوفا شود.
اما یک نکته دیگر هم وجود دارد.این که خیلیها تنیس را منحصر به قشر خاصی میدانند و برای همین شاید جمعیت زیادی برای این رشته نداریم؟
من در خیلی از کشورها تنیس را زیر نظر گرفتم. تنیس در اکثر کشورهایی که در این رشته پیشرفت کردهاند هم جزو رشتههای خیلی گران است ولی قهرمانسازی با این موضوع فرق میکند. هند با این وضعیت اقتصادی چرا اینقدر روی تنیس سرمایهگذاری میکـــند؟ کـــویــت دو بازیکن دارد که روی آنها خوب سرمایهگذاری کرده و دارند نتیجه هم میگیرند. حتی محمد غریب بازیکن این تیم به رده 300 دنیا هم رسید.
با این حساب سقف تنیس ایران کجاست؟
نمیتوان جایگاه خاصی را برای این سوال در نظر گرفت. الان میگویم که واقعیت حال حاضر تنیس ایران همین است. بازیکنی مثل شاهین خالدان در رده 1000 دنیا قرار دارد ولی اگر سرمایهگذاری خیلی خوبی صورت بگیرد حتی میتواند به 500 هم برسد. زمانی که بوریس بکر در آلمان به آن سطح رسید یک موج بزرگ در تنیس این کشور به راه افتاد. در همه کشورها همین طوری است. من دوست ندارم درخصوص نتیجه گرفتن صحبت کنم. تا زمانی که آن اتفاق رخ نداده نباید بگوییم که میتوانیم تیم ملی را به سطحی بالا برسانیم.
اگر بخواهیم مقایسهای بین تنیس نسل شما با حال حاضر داشته باشیم، کدام یک بهتر است؟
بهتر است این کار صورت نگیرد چون شرایط فرق کرده است.کشورهای دیگر با تمام شرایط به سمت جلو حرکت میکنند ولی ما نه! آنها علمی کار میکنند ولی ما چه کردهایم. نتایج نشان میدهد که تنیس ایران در سالهای گذشته خوب کار نکرده است. منصور بهرامی، درفشی جوان، خدایی و چند چهره دیگر برای مدتی ما را در سطح بالا نگه داشتند اما بعد از آن کاری صورت نگرفت.
علی رضایی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: