پرافتخارترین قهرمان شنای جهان:

بی‌سوادی انحراف‌ می آورد

میشاییل گروس ‌، یکی از بزرگ‌ترین و پرافتخارترین شناگران جهان‌، یکی از سمبل‌های افتخار‌آفرینی در عرصه ورزش و تحصیلات عالیه است.
کد خبر: ۴۲۹۵۹۰

این قهرمان بازنشسته 46 ساله 3 دهه قبل که به عنوان یک جوان جویای نام در عرصه شنای آلمان و بعد جهان مطرح شد، یک هدف کلی داشت؛ افتخارآفرینی در شنای جهان بدون آنکه از تحصیلات عالیه غافل شود. او به این هدف و خواسته که البته دشوار نیز بود، رسید.

شناگری که در رشته‌های علوم سیاسی و ارتباط جمعی در شهر فرانکفورت مدارج عالی را طی کرد، آنقدر پشتکار داشت که 21 مدال جهانی را درو کند و قهرمان 3 دوره المپیک شود.

گروس که اکنون کوله‌باری از تجربیات گوناگون دارد، توصیه اکید می‌کند حتی در عصر حرفه‌ای‌گری کنونی در ورزش، ورزشکار نباید از تحصیلات عالیه غافل شود. چرا که ورزشکار تک‌بعدی بسیار آمادگی انواع انحراف‌ها مثل توجه و استعمال دوپینگ را خواهد داشت.

آقای گروس، بازار کتاب مملو از کتاب‌های روان‌شناسی است که به دیگران توصیه می‌کنند. هر نویسنده مدعی است براساس رعایت اصولی که توصیه می‌کند، خواننده کتابش زندگی سعادتمندی خواهد داشت. کتاب شما نیز در ردیف این گونه کتاب‌هاست؟

من کتابی برای توصیه به مردم ننوشته‌ام. خواستم شوکی به زندگی‌ها وارد کنم. یکسری سوالات مطرح کنم و بعد پاسخ دهم. این اثر را با اتکا به 3 ویژگی نوشتم؛ اول تجربیاتم به عنوان یک ورزشکار، دوم دانشی که از تحصیلات عالیه و چند سال مدرسی کسب کرده‌ام و سوم چالشی که در زندگی و شرایط حرفه‌ای با آن مواجه شدم. خواننده در هر موقعیت خودش را مجددا پیدا نخواهد کرد، اما خودش را با شرایطی که نزدیک به خود است،‌ وفق خواهد داد.

زندگی شما همواره روی 2 محور اساسی حرکت کرده است؛ اول شنا دوم تحصیلات عالیه. گاهی هم فعالیت‌های جانبی مثل مسوولیت ورزشی یا گزارشگری تلویزیون داشته‌اید. چرا به ورزشکاران توصیه می‌کنید همواره این دو موضوع یعنی ورزش و تحصیلات را توام با هم انجام دهند؟

وقتی یک ورزشکار جوان هدف‌گذاری کرده و به خود می‌گوید باید قهرمان جهان یا المپیک شود، تمام امکانات زندگی‌اش را به چنین مدینه فاضلی تقلیل می‌دهد. اگر هم به هدفش برسد، سریع با این سوال مواجه خواهد شد که اگر برای خود، اهداف بیشتری قائل شوم، شانس بیشتری دارم و به همان میزان چالش‌های بیشتری نیز خواهم داشت. من یک‌بار در زندگی‌ام با پیشنهادی سرنوشت‌ساز روبه‌رو شدم که مربوط به ایون تیراک، مدیر برنامه معروف ورزشی بود. او از من خواست که فقط به شنا به طور صددرصد بپردازم. این درخواست مربوط به سال 1984 بود که او هنوز با بوریس بکر، قهرمان معروف تنیس همکاری می‌کرد. من هم به او پاسخ منفی دادم. زیرا تنها پرداختن به شنا، برای من غیرممکن بود. چون می‌خواستم تحصیلات عالیه داشته باشم و فعالیت غیرورزشی‌ام صرفا به حضور در چند برنامه خاص اسپانسر‌ها ختم نشود.

با اوج‌گیری روند حرفه‌ای‌گری در ورزش، ‌واقعا فکر می‌کنید فعالیتی مثل تحصیل عالیه به طور همزمان میسر باشد؟

در این که انجام چنین کاری بسیار دشوار است، هیچ جای تردیدی وجود ندارد. به‌طور طبیعی ‌ورزش‌هایی هستند که به شما اصلا امکان انجام کاری دیگر را نمی‌دهند. راینر شوتلر، دونده معروف برایم تعریف می‌کرد که یک سال قبل آنقدر در اوج کار ورزشی قرار داشته که حتی فرصت یک لحظه سرخاراندن هم نداشته است. من این را هم می‌گویم که هیچ ورزشکاری به انجام 2 کار توام مجبور نمی‌شود. خودش باید بخواهد و علاقه‌مند باشد.

فلیکس ماگات، سرمربی تیم فوتبال وولفسبورگ، سال گذشته که مربی تیم شالکه بود، از یولیان دراکسلر، پدیده 17 ساله تیمش خواست که درس و مشق را رها کند، به مدرسه دیگر نرود و تمام توان خود را روی فوتبال متمرکز کند. فکر می‌کنید ماگات توصیه‌ای نادرست کرده است؟

من به همه نظرات احترام می‌گذارم، ولی این موضوع را مشکل‌ساز می‌بینم. مثلا از خود می‌پرسم اگر بازیکن فوتبالی مثل دراکسلر با کلی امید و آرزو به 20 سالگی رسید و بعد گرفتار پارگی رباط صلیبی شد، یا گرفتار یک مصدومیت بسیار سنگین دیگر شد؛ طوری که مجبور به کناره‌گیری از عالم ورزش شد، چه کاری باید انجام دهد؟ مسلما اگر او به یک کار دیگر مثل تحصیلات عالیه مشغول باشد، جلوی فشار این گرفتاری را خواهد گرفت و تازه می‌تواند مسوول یا مربی شود و به جوان‌تر‌ها تجربیاتش را منتقل کند و آموزش دهد. من تازه یک خطر دیگر را در این حالت می‌بینم.

... چه خطری؟

آدمی که تنها یک هدف دارد و به یک کار می‌پردازد، تمام توانش را به کار می‌گیرد تا هر طور شده به آن برسد. در این حالت بسیار مستعد خواهد بود که سمت هرگونه انحراف مثل دوپینگ کشیده شود. حتی در زندگی شخصی می‌بینیم آدم‌های تک بعدی گرفتار چه کارهای نادرستی می‌شوند. به عنوان مثال رشوه می‌دهند و تبانی می‌کنند. باورکردنی نیست و‌لی من چندی پیش در یک کمیسیون مربوط به امور ضددوپینگ رشته دوچرخه‌سواری حضور یافتم. دیدم چگونه ورزشکاران برای رسیدن به نقطه اوج، ‌حاضر به هر کاری مثل دوپینگ هستند.

در ورزش شنا این اواخر شاهد افزایش خیره‌ کننده برخی از بازگشت‌ها هستیم. یان تروپ دوباره بازگشته و برای رقابت‌های المپیک تمرین می‌کند. لاوره ماندانو و حتی ژانت ایوانس می‌خواهند برای حضور در رقابت‌های ورزشی تلاش کنند. این رویداد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعا مایه تاسف و ناراحتی است ورزشکاری که سال‌هاست ورزش حرفه‌ای را کنار گذاشته و سنش از 40 سالگی فراتر رفته، بخواهد دوباره به عرصه ورزش حرفه‌ای باز گردد. من این نوع حرکت‌ها را منطقی، اصولی و به سود پیشرفت ورزش جوانان نمی‌دانم، خیلی ایراد دارد. فقط خطاب به این دسته از قهرمانان می‌گویم در زندگی خیلی کارهای دیگر است که می‌توانند انجام دهند، به عنوان مثال آلبوم تمبر درست کنند.

اما شخصی مثل میشائیل شوماخر در 42 سالگی بازگشته و به جای تمبر جمع کردن، در حال جمع‌آوری اتومبیل است.

خب، برای یک قهرمان کنار رفته از عرصه ورزش، دوری از رده حرفه‌ای خیلی سخت است. در این میان احساسات، فوق‌العاده نقش بازی می‌کند. این که مثل شوماخر، 35 سال تمام رانندگی کنی و یکباره کنار بکشی، خیلی سخت است. من هم موقعی که کناره گرفتم‌، برایم خیلی سخت بود.

برخی از تحلیلگران می‌گویند ورزشکاری که در پایان دوران ورزشی‌اش است و قابلیت گذشته‌اش را از دست داده، بهتر است هرچه سریع‌تر کناره بگیرد تا اعتبارش حفظ شود. به باور آنان ادامه چنین وضعیتی باعث یک‌سری اشتباهات و ضد و نقیض گویی‌ها می‌شود. دلخوری‌هایی نیز به وجود می‌آورد. آنها برای این منظور به موضوع این روزهای میشاییل بالاک،‌ هافبک بایرلورکوزن اشاره می‌کنند.

ببینید، میشاییل بازیکن شاخص و بزرگی است. تنها چیزی که در کارنامه ورزشی‌اش نبوده، یک قهرمانی اروپا و جهان است. اما در گذشته بازیکنان فوتبالی داشتیم که افتخاراتشان به اندازه همین میشاییل بالاک هم نبود، ولی در اذهان باقی ماندند. او بی‌شک به همه اهداف خود نرسیده است، ولی خیلی‌ها هستند که به اندازه او موفق نبوده‌اند.

هفته‌نامه بیلد ‌‌
مترجم: محمدرضا ارسلان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها