دهکده ای بدون مک لوهان!

جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما یکی از راه هایی است که موجب ارتقای کیفی برنامه صدا و سیمای مرکز می شود. هرچه این برنامه ها با کیفیت و کمیت بهتری تولید شوند
کد خبر: ۴۲۸۴۸
،گامی در راه توسعه محلی برداشته شده و بسیاری از معضلات پنهان و پیدای شهرستان ها را بهبود می بخشد.
نویسنده - مدیر تولید شبکه تهران (بزرگ ترین شبکه محلی) - سعی دارد نگاهی به اهمیت و ضرورت های شبکه های محلی بیندازد. وقتی مارشال مک لوهان ، دکترین دهکده کوچک جهانی را طرح کرد، همگان بر این باور بودند که رسانه ها - بویژه تلویزیون - وضعیتی را برای باورها، فرهنگها، خرده فرهنگها و... به وجود خواهد آورد که بتدریج همه اینها از دامنه محل ، منطقه و کشور فراتر خواهد رفت و خرده فرهنگها رنگ می بازند و فرهنگ جهانی (بین المللی) جای آنها را خواهد گرفت.
اینک می شنویم برخی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه ، خواهان کاهش نمایش فیلمها و برنامه های امریکایی در شبکه های تلویزیونی خود هستند که این از آثار شکست دکترین دهکده کوچک جهانی است. ارائه این دکترین ، نوعی تسلط و تهاجم استکبار جهانی است.
در کنار این موارد، مدتی است که علاوه بر توجه به شبکه های رادیویی و تلویزیونی ملی ، توجه به ایجاد رادیو و تلویزیون های محلی یا منطقه ای (Local) بیشتر شده است.
خوشبختانه در چند سال اخیر، در کشور ما با توسعه شبکه های رادیویی و تلویزیونی ، قدمهای موثری برای پاسخگویی به نیازهای مختلف در جامعه برداشته شده است.
کشور انقلابی ما در جهان امروز، نیازمند وحدت ملی ، تقویت دین باوری مردم و توسعه در ابعاد گوناگون فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی است.
محدودیت منابع و ظرفیت ها بخصوص عامل زمان ، استفاده از رسانه رادیو و تلویزیون - و به طور اخص تلویزیون - را در مقایسه با دیگر رسانه ها امری اجتناب ناپذیر می کند. تنوع اقلیم ، فرهنگ ، زبان و نژاد و گستردگی کشور ما و انتظاراتی که از شبکه های سراسری می رود، نمی تواند نیازهای محلی و منطقه ای را برآورده سازد.
دیگر این که نیازهای منطقه ای بعضا، به دلیل ماهیت و شکل ، قابل طرح در شبکه های سراسری نیستند؛ اما در نوع خود با اهمیتند.
یا در طرح و تامین برخی از نیازهای ملی ، به طرح حرفهای ملی یا زبان محلی و منطقه ای نیازمندیم. این گونه موارد، ما را به ناچار به سمت استفاده از شبکه های محلی (Local) رادیویی و تلویزیونی سوق می دهد.
مخالفان ، ایجاد این گونه شبکه ها را خطری در جهت تضعیف وحدت ملی می دانند. از آنجا که دین ما اسلام است و این مولفه در میان تمامی مناطق ما مشترک است ، همه اجزای دیگر نیز حول محور آن خواهند بود.
بنابراین تقویت باورهای دینی در مردم از طریق برنامه هایی که از رسانه های محلی تولید و پخش می شوند، در مرتبه بالای اهمیت قرار می گیرد. همین عامل به وحدت ملی کمک می کند.
شناسایی مولفه هایی در منطقه که وحدت ملی را تقویت کند، از دیگر وظایف رسانه در طرح آن است. از آنجا که رسانه ، جزو لاینفک توسعه است ، شناسایی و تقویت محورهای توسعه منطقه ای به توسعه ملی کمک می کند و می تواند ضامن بقا و موفقیت رسانه های محلی و منطقه ای باشد.
در ادامه یادآور می شویم با شناخت دقیق از رسانه رادیو و تلویزیون و ارزیابی آن در فعالیتی نظام دار، می توان از شبکه های محلی هم برای تقویت شبکه های ملی و هم برای تقویت دین باوری مردم ، وحدت ملی و توسعه ، کمک های شایانی گرفت.
با توجه به آنچه در بالا بدان اشاره شد و نیز ایجاد و توسعه شبکه های استانی صدا و سیما در مراکز، آنچه امروز بدان نیازمندیم آسیب شناسی این شبکه هاست.
تا چه اندازه شبکه های ایجاد شده به اهداف مورد نظر پاسخ داده اند؛ آیا ضرورتی بر تغییر اهداف جزیی (ساعات تولید، پخش ساختارها، تامین برنامه ها و...) احساس می شود؛ آیا در خصوص این شبکه ها نیازمند باز مهندسی هستیم؛
با توجه به تغییرات روزافزون رسانه رادیو تلویزیون در دنیا از حیث ساختارها، الگوها و استانداردها، آیا به منابع (انسانی ، تجهیزاتی ، هزینه ای و...) فکر کرده ایم؛
سوالاتی از این قبیل و سوالاتی دیگر می تواند شبکه های ایجاد شده را از فرآیند افزایش به فرآیند توسعه سوق دهد. در خاتمه ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد: ابتدا از آنجا که عمده فعالیت های مراکز شبکه های استانی به تولید و پخش برنامه در منطقه و برای منطقه معطوف شده است ، به جز حوزه صدای مراکز که حضور نسبتا خوبی در شبکه های سراسری (در مقایسه با سیما) دارد، جای برنامه های موفق و جذاب تلویزیونی مراکز در شبکه های سراسری خالی و اگر هم برنامه ای وجود دارد، گم است.
متاسفانه شبکه های سراسری بیشتر آیینه تمام نمای تهران هستند تا کل کشور. نه خود در جهت تولید برنامه سطح ملی و برای وحدت ملی حرکت می کنند (البته ویژه برنامه های انتخابات و گزارش های برنامه های مشترک با مراکز از این امر مستثنی هستند) و نه این که فضایی در جدول پخش برنامه های آنها برای تولیدات مراکز ایجاد شده است.
بدیهی است این رویکرد بر شبکه های استانی نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. بنابر این ضرورت دارد بنحوی برنامه ریزی سالانه برای شبکه های سراسری و شبکه های استانی صورت گیرد که درصدی از تولیدات شبکه های استانی از شبکه های سراسری برای پخش از شبکه های سراسری در نظر گرفته شوند (این تعهد جدای از تعهد تولید برنامه های منطقه ای و محلی است).
نگاهی به آمار تعهدات تولید سال 1382 مراکز (در رادیو 102070 ساعت و در تلویزیون 21930 ساعت) گواه مناسبی از توان تولید مراکز است.
مقایسه عملکرد ساعات حضور برنامه های تولید شده مراکز و برنامه های مشترک آنها با شبکه ها با آمار یاد شده وضعیت مطلوبی را به ما معرفی نمی کند. دیگر این که پخش برنامه های شبکه تهران به عنوان برنامه های تامینی در شبکه های استان (اعم از سریال های داخلی و خارجی و فیلمهای سینمایی).
استفاده از این برنامه ها در بدو راه اندازی شبکه های استانی مورد توجه قرار گرفته بود که مراکز بتوانند در کنار برنامه های تولیدی خود (روزانه حدود 2ساعت ) از این گونه برنامه ها استفاده کنند.
با توجه به پیشرفت کمی و کیفی شبکه های استانی و عدم تجانس و سنخیت عمده برنامه های شبکه تهران که با هدف خاصی تولید یا تامین می شوند با شرایط مناطق مختلف کشور، ضرورت دارد تغییراتی در حجم و چگونگی تولید و نیز استفاده از منابع تامینی در این گونه شبکه ها (شبکه های استانی) صورت گیرد.
از آنجا که آثار ارائه شده و برگزیده در جشنواره تولیدات مراکز با هدف الگوسازی صورت می گیرد، می توان آثار یاد شده را آیینه تمام نمای همه برنامه های شبکه های استانی در طبقات و ساختارهای مختلف برنامه سازی دانست.
بنابر این با تقویت نظام ارزیابی مستمر برنامه ها در طول سال و توجه جدی ، می توان وضعیت کیفیت برنامه های شبکه های استانی را تقویت کرد و بهبود بخشید.

محمدرضا نورالدین موسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها