در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انواع و اقسام مشکلات زندگی گاهی اوقات آنقدر به روح و روان هر انسانی فشار میآورد که فراموش میکند، چطور باید درست رفتار کند و عکسالعملهای غیرعادی از خود نشان ندهد. در مورد من و هر زن دیگری که در شرایط من قرار داشته باشد این وضع ممکن است به بدترین شکل پیش بیاید؛ چرا که صبر و استقامت بالاخره ناگهان به طور کامل از بین میرود. وقتی در سالن انتظار فرودگاه و داخل هواپیما آنقدر فشار روحی تحمل و احساس کردم هر لحظه ممکن است دچار حمله قلبی شوم، چارهای جز آنکه عصبانیتم را تخلیه کنم، نداشتم. گرچه اکنون میفهمم که بهتر بود با هر وضعیت بدی که داشتم، خونسردیام را حفظ میکردم و به دردسر بزرگی که اکنون دچار شدهام، نمیافتادم. دردسری که هم از لحاظ مالی فشار بسیاری به زندگیم وارد کرده و هم زندگی زناشوییام را به طور کامل از بین برده است. گاهی اوقات خونسردی موهبتی بزرگ است که هر کسی داشتنش آرزو میکند.
خانم کارول کلوز، زن 45 سالهای است که از 6ماه قبل دستکم 4بار در دادگاه حاضر شده تا در مورد رفتار غیرعادیاش در هواپیما و در برابر 2 مهماندار و همسرمیانسالش پاسخگو باشد. این زن که به عنوان داوطلب در موسسات مختلف خیریه کار میکند، متهم است حین پرواز به علت مشکلات شدید عصبی، رفتارهای بسیار نابهنجاری از خود نشان داده است که در نهایت خلبان هواپیما مجبور به فرود اضطراری شده است تا امنیت پروازش را حفظ کند. کارول که مدعی است هنگام آن حادثه تحت تاثیر مصرف مشروبات الکلی قرار داشته، دستکم حکم 20 ماه حبس و مقدار زیادی جریمه نقدی را برای مختومه کردن پروندهاش پیشرو خواهد داشت.
آرامش ندارم
من از سالها قبل که به عنوان داوطلب در موسسات خیریه مختلف در منچستر مشغول به کار شدهام و حالا احساس میکنم که دیگر آدم سابق نیستم و نمیتوانم پرخاشگریهایم را متوقف کنم. از نظر خودم این رفتارهای احساساتی تنها یک دلیل میتواند داشته باشد و آن هم ارتباط من با مسائل غمانگیزی است که در خیریهها با آنها مواجه میشوم. اینکه کارمند جایی باشی که مدام با قشرهایی با مشکلات بسیار روبهرو باشی، مطمئنا روی روحیهات تاثیرگذار خواهد بود و من هم مثل هرزن دیگری از دیدن درد و رنج دیگران بشدت متاثر شده و دچار آسیبهای جدید روحی شدهام. بارها و بارها همسرم برای آنکه به این کار ادامه ندهم با من صحبت کرد و برایم شرح داد که بهتر است این وظیفه را افرادی به عهده بگیرند که از نظر اعصاب در آرامش بیشتری هستند؛ اما انگار علاقه من برای کمک به دیگران باعث میشد، نتوانم درست تصمیم بگیرم و مدام ناخواسته به دنبال پروژههای بزرگی بودم که میتوانست کمک حال دیگران باشد. از یک سال قبل بود که به طور جدی متوجه شدم، آرامش همیشگیام را از دست دادهام و انگار خشمی در وجودم زبانه میکشد که دلیل آن را هم درست نمیفهمم. اما چارهای به جز ادامه کار نبود و تنها گاهی اوقات برای فرار از حالتهای غیرعادیام از قرصهای ضد افسردگی و استرسی که پزشک برایم تجویز کرده بود، استفاده میکردم. در این میان همسرم که بیشتر از هر کسی حالات روحی مرا میفهمید سعی میکرد با مسافرتهای پیاپی که برنامهریزی میکرد مرا به آرامش برساند تا کمکی در این راه به من کرده باشد. غافل از اینکه برای روحی که در آرامش نیست هیچ سفری نمیتواند لذتبخش باشد و حتی میتواند دردسرهای بزرگی برایمان به بار بیاورد.
رفتار وحشیانه در هواپیما
ماموران حفاظت فرودگاه جزیره برمودا با تماس خلبانی که ادعا میکرد حامل مسافری غیرعادی و خطرناک است فورا به حالت آماده باش درآمدند. خلبان که باید هواپیمایش را از منچستر به جمهوری دومینیکن میرساند با دیدن وضعیت غیرعادی که یک مسافر زن 45 ساله برای خدمه و هواپیمایش بهوجود آورده بود به ناچار درخواست فرود اضطراری کرده و از ماموران امنیت خواسته بود تا به محض فرود، این مسافر را دستگیر کنند. طبق آنچه در پرونده این زن درج شده است او از 30 ساعت تاخیر خط هوایی بشدت عصبانی بوده و پس از بلند شدن هواپیما بلافاصله شروع به ناآرامی و پرخاشگری کرده و حتی به همسرش آسیب رسانده است. خدمه هواپیما که از دیدن رفتار خشن و حتی کتکهایی که این زن به شوهرش میزد شوکه شده بودند با جدا کردن این زن و شوهر قصد آرام کردن شرایط را داشتند که خانم کارول که به نظر میرسید هیچ کنترلی روی رفتارش ندارد به آنان نیز حملهور شد، دهها مشت و لگد به 2 خدمه هواپیما زد و آنان به ناچار خلبان را در جریان ماجرا قرار داده و از او درخواست فرود اضطراری کردند. مسافران حاضر در هواپیما که از دیدن رفتار وحشیانه و غیرقابل کنترل این زن وحشتزده شده بودند تا فرود هواپیما خونسردی خود را حفظ کردند تا در نهایت ماموران امنیتی فرودگاه برمودا این زن را با دستبند از هواپیما خارج کردند. از زمان بیرون رفتن این زن از هواپیما او علاوه بر آنکه از هرگونه سفر با خطهای مختلف هوایی منع شده است به اتهام متشنج کردن جو هواپیما و آسیب رساندن به خدمه و شوهرش در مقابل چشمان دهها مسافر دادگاهی شده است. دستکم 3000 پوند جریمه نقدی و 20 ماه حبس حداقل حکمی است که دادگاه منچستر برای این زن که ادعا میکند تحت تاثیر مشروبات الکلی قرار داشته و متوجه رفتارش نبوده صادر خواهد شد.
واقعا متاسفم
برنامه سفر به دومینیکن را شوهرم برایمان ریخته بود و اصرار زیادی برای انجامش داشت. من که از هفتهها قبل احساس استرس شدید میکردم و اصلا آمادگی سفر کردن نداشتم، مدام از او میخواستم تا هر طور شده این مسافرت را به تعویق بیندازد، اما او قاطعانه از من میخواست تا همراهش بروم و مطمئن باشم این سفر حالم را بهتر خواهد کرد. روز پرواز دوباره دچار حملههای شدید استرس شده بودم و حالت عادی نداشتم، اما به خاطر همسرم چیزی نگفتم و با چمدانهایم راهی فرودگاه شدم. وقتی به محل گرفتن کارت پروازمان رسیدیم، متوجه شدیم که پرواز به علت نقص فنی در هواپیما به چندین ساعت بعد موکول خواهد شد و تا آن زمان هم هیچ راهی برای گذران وقت نداشتیم. گذشت ساعتها از این ماجرا سبب شد لحظه به لحظه بد حالتر شوم اما برای آرامش همسرم هم که شده چیزی نمیگفتم و سعی میکردم با نوشیدن مشروبات الکلی ذهنم را از این مساله دور کنم. وقتی بعد از 30 ساعت راهی هواپیما شدیم، بدحال بودم. هواپیما که از زمین بلند شد حالتهای من شکل بدتری به خود گرفت. حدود یک ساعت بعد از پرواز بود که مشاجره لفظی با همسرم را شروع کردم.
اصلا کنترلی روی رفتارم نداشتم و هر چه بیشتر با او بحث میکردم، عصبانیتر میشدم. او را مقصر همه معطلیهایمان در فرودگاه میدانستم و مدام بد دهنی میکردم. کار به جایی رسید که به خاطر وارد کردن چند ضربه به صورت شوهرم او را از کنار من منتقل کردند تا بلکه کمی آرامش بگیرم، اما انگار دیوانه شده بودم و چیزی نمیفهمیدم. انگاز اثر مشروبات الکلی زیادی که خورده بودم تازه معلوم شده بود و کسی جلودار رفتار غیرعادی من نبود. وقتی 2 نفر از خدمه هواپیما برای آرام کردن من و نشاندنم روی صندلی به من نزدیک شدند، شروع به کتک زدن و حتی گاز گرفتن آنها کردم که هنوز هم وقتی به یادش میافتم، عرق شرم بر پیشانیام مینشیند.
چند ساعت زجرآور در هواپیما با فرود در فرودگاه برمودا پایان یافت و من که تازه متوجه شده بودم در چه دردسر بزرگی افتادهام با دستبند پلیس از پرواز خارج شدم. پرونده قطوری که برایم تشکیل شده مرا از سفر با هواپیما منع کرده و بهخاطر خسارت زیادی که به خط هوایی وارد کردهام و فرود اضطراری در برمودا مقدار زیادی جریمه نقدی باید بپردازم. از همه بدتر آنکه همسرم که بیش از 20 سال با من زندگی کرده به خاطر رفتار شرمآورم درخواست طلاق داده و به عنوان شاکی در پروندهام معرفی شده است. بارها با خودم فکر کردهام، اگر با زور و اجبار خودم در موسسات خیریه کار نمیکردم و از نزدیک با انواع مشکلات مردم رودررو نمیشدم، این حملات عصبی به من دست نمیداد و اکنون اینگونه زیرسوال نمیرفتم. تنها چیزی که میدانم این است که از رفتار شرمآورم متاسفم و امیدوارم روزی برسد که شوهرم مرا درک کرده و به خاطر همه کارهای زشتم در هواپیما مرا ببخشد. 20 ماه حبس در زندان برای من که حتی چند ساعت را هم در یک اتاق نمیتوانم دوام بیاورم، مدت بسیار زیادی است که دعا میکنم دادگاه از آن صرفنظر کرده و با در نظر گرفتن نداشتن حالات عادی در من، از آن گذشت کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: