در جستجوی اصالت خویشتن

کوندون (1997) در بین فیلمهای مارتین اسکورسیزی حال و هوای دیگری دارد. این فیلمساز نیویورکی که در بسیاری از آثار خود زندگی اهالی شهر خود را در مقاطع مختلف تاریخی و اجتماعی به تصویر کشیده
کد خبر: ۴۲۶۲۸
، در این اثر تاریخی به سراغ مردم چین و مسائل مربوط به تبت و بحث مربوط به جدایی و استقلال این محل از کشور چین رفته است.
در تبلیغات این فیلم درام آمده است: «سرنوشت یک ملت در قلب یک پسربچه نهفته است.»
فیلمنامه فیلم را ملیسا ماتیسن نوشته است. اهالی تبت ، دالای لاما، رهبر معنوی خود را با نام کوندون می شناسند. این کلمه به معنی حاضر و آشکار است.
کوندون زمانی که کودکی بیش نبود، مجبور شد از خانه کوچک روستایی خود فرار کند.
این حادثه زمانی اتفاق افتاد که (طبق گفته فیلم) چین کمونیست به تبت حمله کرد و برای مردم صلح طلب این منطقه یک حاکم اجباری تعیین کرد.
دالای لاما سال 1959 به هند گریخت و از آن زمان تاکنون در دارامسالا به عنوان یک تبعیدی زندگی و فعالیت سیاسی می کند.
قصه فیلم در سال 1937 در نقطه ای دورافتاده از تبت که در نزدیکی مرز چین قرار دارد، رخ می دهد. یک پسربچه 2 ساله از سوی مردم و اهالی محل موردتوجه و احترام ویژه قرار دارد.
2 سال بعد این بچه را به لهاسا می برند. در این محل او وارد یک مدرسه مذهبی می شود، تا تبدیل به یک آدم روحانی شود.
او با فرهنگ و سنن محل آشنا می شود و فیلم قصه او را تا دوران جوانی دنبال می کند. زمانی که 14 ساله می شود، چین به تبت حمله می کند.
وی مجبور می شود حاکمیت ائتلافی موجود را قبول کند؛ اما بزودی علیه آن قیام می کند. کوندون به چین سفر می کند تا مائو رهبر چین را ببیند.
بالاخره در سال 1959 وی که بیمار و تحت تعقیب است ، به هند فرار می کند. در این بین ، او در ذهن و تخیل خود قتل عام اهالی تبت در زیر انقیاد حکام چینی را می بیند.
نقش دالای لاما را در این فیلم چندین بازیگر مختلف محلی بازی کرده اند. تغییر سنی او باعث می شود تا هر بار یک نفر در این نقش ظاهر شود.
این بازیگران عبارتند از: تنزین توتوب تسارونگ (جوانی دالای لاما)، گیورمه تتونگ (دالای لامای ده ساله)، تولکو جامیانگ کونگا تنزین (دالای لامای 5 ساله) و تنزین شیوی پایچانگ (دالای لامای 2 ساله) دیگر بازیگران فیلم عبارتند از: تنچو گیالپو (مادر دالای لاما)، تسوانگ میگیور کانگسور (پدر دالای لاما)، سونم پونستوک ، گشی یشی گیاتسو، لوبسونگ سمتن و گیاتسو لوکانگ.
فیلم به 2 زبان انگلیسی و تبتی ساخته شده و شاید زمان طولانی و ریتم کند و مستندوار آن تا حدودی حوصله تماشاچی را سر ببرد؛ اما لوکیشن های جذاب و چشمنواز و ترکیب بندی رنگ آن ، به نوعی جبران ریتم کند فیلم را می کند.
افسانه های تبتی در این فیلم به شکلی عریان و غیررمانتیک بیان می شوند. این افسانه چندان شاد نیست و شباهتی به افسانه های شاه پریان کتابهای قصه های کودکان ندارد.
گروهی از منتقدان سینمایی از کوندون به عنوان فیلمی زیبا یاد کرده اند که ارزش تماشاکردن دارد. این گروه از منتقدان عقیده دارند فیلم را باید روی پرده سینما تماشا کرد و صفحه کوچک تلویزیون تا حدی جذابیت و شکوه آن را کمرنگ می کند.
قدرت ویژه فیلم در این است که روحیات دالای لاما را در مقاطع مختلف صادقانه به تصویر می کشد. اسکورسیزی در فیلم تلاش می کند جادوی «راننده تاکسی» و «بروبچه های خوب» خود را دوباره زنده و خلق کند.
از همین رو فیلم اثری موفق و پرافتخار است. همان زمان که این فیلم ساخته شد، بسیاری این پرسش را مطرح کردند که آیا کوندون در چین به نمایش عمومی درخواهد آمد یا خیر؛
در بخشهایی از نقد جیمز براردینلی منتقد معروف بر این فیلم می خوانیم: «با فیلم کوندون مارتین اسکورسیزی فرصت تازه ای به دست آورده است. اما متاسفانه او نمی تواند استفاده خوب و درستی از این فرصت بکند، ریسک و خطر او پاسخ شایسته و مناسبی را روی پرده سینما خلق نمی کند.
آنچه روی پرده دیده می شود، یک روایت معمولی از یک هجرت و یک بیانیه سیاسی رو و آشکار است. همین نکته باعث می شود فیلم فاقد شماری از مهمترین عناصر یک اثر سینمایی باشد: انرژی ، درام و حس و حال.
با وجود فیلمبرداری عالی راجر دیکنز و موسیقی متن جذاب و شنیدنی فیلیپ گلاس ، تصاویر فیلم نمی توانند شعارزدگی آن را پنهان یا کم عمقی آن را کم اثر کنند.
مارتین اسکورسیزی بیش از هر چیز به خاطر فیلمهایش که درباره خشونت و فساد هستند، شهرت دارد. زمانی که نام این فیلمساز شنیده می شود، بلافاصله فیلمهایی مثل «گاو خشمگین»، «راننده تاکسی» و «کازینو» به یاد آدم می آید.
کوندون اولین فیلم و نخستین تلاش فیلمساز برای دورشدن از دنیای قدیمی و ورود به یک محدوده تازه نیست. او در درام دوره ای تاریخی خود «عصر بیگناهی» هم دست به چنین تلاشی زد، اما از آنجا که کوندون درباره یک موضوع عمومی نیست و چهره های آشنایی در آن حضور ندارند (بازیگران نقشهای اصلی و مختلف فیلم همگی اهل تبت هستند و تا قبل از این فیلم هیچ تجربه حرفه ای کار هنری نداشته اند) به همین دلیل است که می گویم تلاش اسکورسیزی بی نتیجه بوده است.»
جان میروک ، منتقد تلویزیونی هم نظر خود را درباره فیلم چنین بیان می کند: «استفاده از نابازیگران برای ایفای نقشهای مختلف فیلم ، بهترین کاری بود که اسکورسیزی می توانست انجام دهد.
او گروهی بازیگر را که کارشان کاملا باورپذیر است گردهم آورده است. تصورش را بکنید، اگر یک ستاره مشهور سینما نقش جوانی دالای لاما را بازی می کرد، چه اتفاقی می افتاد!
صحنه پردازی های فیلم باشکوه است و لوکیشن ها خودشان به عنوان یکی از شخصیت های اصلی قصه در دل ماجراها حضور دارند.
به هر حال فراموش نکنیم کوندون اسکورسیزی فیلمی مثل «هفت سال در تبت» براد پیت نیست. اسکورسیزی در کار خود سعی کرده است قصه ای واقعی را در دل یک موقعیت رئال به تصویر بکشد.
در این فیلم ، نباید به دنبال هیجانات و اکشن موجود در فیلمهای عامه پسند بود. کوندون فیلمی آرام و ساده درباره مردمی آرام و ساده است که می خواهند در صلح زندگی کنند و سرنوشت خود را در دستهای خود بگیرند.»

کیکاوس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها