در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که چرا باشگاهها انتصاب یا انتخاب روسا و سرپرستان خود را در شرایطی که هنوز استقلال پیدا نکردهاند، خصوصی نشدهاند و سهامدارانی در کار نیستند باید با اجازه سازمان لیگ انجام دهند، مسالهای است که میتوان درست یا غلط بودن آن را در بحثی کارشناسانه بررسی کرد. اما جای این پرسش هست که سازمان لیگ چه پاسخی دارد تا خود اشتباهاتش را در برنامهریزی لیگ و مسابقههایی که روز به روز موجبات زیان و ضررهای مادی و جانی باشگاهها و بازیکنان و کاهش تماشاگران بازیها میشود بپوشاند.
سقف قرارداد
اخیرا سیاست بگیر و ببند در فوتبال موجب بحثها و اظهار نظرهایی شده است که به یقین حاصل درست و معقولی به دست نمیدهد، از جمله این که 2 سالی است باشگاهها، مربیان و بازیکنان برخلاف قوانین عرضه و تقاضا و بیتوجه بر رعایت آنچه در فوتبال حرفهای دنیا رایج است، موظف شدهاند قراردادهای خود را براساس سقف معینی از پرداختها و دریافتها تنظیم کنند و در این سیاست اقتصادی عجیب و غریب که هزاران راه «دررو» و «خلاف» را به روی مجریان این امر باز کرده است، فقط به سقف قراردادها اشاره شده و تکلیف باشگاه را در مقابل مربیان گوناگون و دوره دیده با واکنشهای متفاوت و موفق باتجربه یا ... و بازیکنان ملی، خارجی یا داخلی، جوان یا با تجربه، دسته یکمی یا کمتجربه روشن نکرده و در ابهام قرار داده است.
در اقتصاد و تجارت هنوز «عرضه و تقاضا» وجود دارد و کالایی با کیفیت برتر یا نامرغوب و آنچه مهر استاندارد خورده و حفظ سلامتیاش تضمین شده است با آنچه تقلبی است و ممکن است به لحاظ شباهت ظاهری هم از زمین تا آسمان متفاوت باشند ارزشگذاری میشوند. حال چگونه است که با یک تصمیم نه چندان صحیح و کارآمد کاری را که در ارزیابیاش بسیار تفاوتهاست و در آن اظهار نظرهای مختلف و کارشناسانه صورت میگیرد با چنین حکمی داوری میکنیم؟ در زمانهای که هندوانهای آبکی را در آغاز ورود به بازار میوه کیلویی 1000 تومان میفروشند و هر نوبرانهای گویی مارک بازار زرگرها بر آن خورده است به دلیل گرانی به دست هیچ آدم تهیدستی نمیرسد، آیا در چنین شرایطی میشود در فوتبال با این همه پراکندگی کیفی و کمی آدمهایش سقف قراردادها را با سیاست بگیر و ببند به اجرا درآورد؟
برنامهریزی
سازمان لیگ در برنامهریزی مسابقاتش هم ایراد فراوانی دارد و به بهانههایی نظیر مطابقت با برنامههای تیم ملی یا برنامه مسابقههای کنفدراسیون فوتبال آسیا، رقابتهای قارهای، بازیهای آسیایی و المپیک یا مسابقههای جهانی، به هر شکل که میخواهد عمل میکند و گاهی با همین دلیلها نظر باشگاهها را نیز با برنامههای خود موافق میسازد و در عمل فراموش میکند که انجام مسابقه در گرمای 50 درجه و گرد و غبارهای مضر و گاه مسمومکننده برای جوانانی که اختیار خود را به دست باشگاه و سازمان لیگ سپردهاند چه زیانی دارد.
فدراسیون و سازمان لیگ که دم از اخلاق، جوانمردی و صفات حسنه میزنند و با کمترین خطا، بازیکنان را به جریمههای سنگین و باشگاهها را به بازی در زمینی بدون تماشاگر محکوم میکنند در مقابل این رفتار نامناسب و برنامهریزی غلط که سبب از دست رفتن سلامت جوانها میشود چه غرامتی باید بپردازند؟
به گمان ما حتی داورانی که با حکم قانونی اجازه دارند به وقت نامناسب بودن هوا و خطر سرخوردگی و لغزندگی زمین و خطر ازدحام و درگیری چند بازیکن و شرایط نامطلوب روی سکوها، فقط به قصد حفظ سلامت بازیکنان، بازی را تعطیل و به وقت دیگر موکول کنند وظیفه دارند در چنین شرایط جوی هم فرمان به توقف و تعطیل بازی بدهند. اما بالاتر از هر مقامی در مسابقههای فوتبال یک کشور، سازمان لیگ است که میتواند در انتخاب فصل و زمان مناسب و برای سلامت بازیها و حفظ جان بازیکنان و بالا بردن درآمد باشگاهها، ارزش قایل شود و از چنین پیشامدهایی بپرهیزد.
نکته: سازمان لیگ در عمل فراموش میکند که انجام مسابقه در گرمای 50 درجه و گرد و غبارهای مضر و گاه مسمومکننده برای جوانانی که اختیار خود را به دست باشگاه و سازمان لیگ سپردهاند چه زیانی دارد
شاید سازمان لیگ که خود را بسیار مقید به دستورات و بخشنامههای کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا میداند، به یاد نیاورد و مطلع نباشد که در شرق آسیا برنامه مسابقههای بسیاری از کشورها مطابقت با آب و هوا و مصلحتهای اقلیمی همان نواحی دارد و شاخص تراز این در اروپا و در کشورهای شمالی این قاره نظیر کشورهای اسکاندیناوی و روسیه است که فصل فوتبالشان کاملا متفاوت و مغایر با کشورهای جنوبی این قاره است یا در آمریکای جنوبی که فصل فوتبال بسیاری از کشورهایش کاملا تطبیق یافته با برنامههای مسابقات قارهای و جهانی نیست. سرراست بگوییم، ورزش را در هر مرام و مسلک و سیاستی به خاطر حفظ سلامت جامعه و بالا بردن نشاط و شادابی و کارایی ملتها ارزش قایلند و هیچ بهانه و ایرادی برای دور شدن از این اهداف بر گردانندگان امور ورزشی جایز نیست و کوتاهی در این راه بخشودنی نخواهد بود.
چه باید کرد؟
به این منظور و برای آنکه امور فوتبال بدرستی اجرا شود و علاوه بر رعایت اخلاقیات و احترام به شعائر اسلامی و احترام به منش انسانی، سلامت کار و حفظ نشاط و شادابی جامعه حفظ شود چه باید کرد تا فوتبال به جای آنکه به سمت گلادیاتوریسم پیش برود، بیش از پیش، علاوه بر سرگرمی و حفظ هیجان در جوانها به عنوان یک صنعت اشتغالزا و مفید شناخته شود؟
فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و کمیتههای انضباطی یا منشوری لیگ به جای آنکه خود مستقیما وارد هر مقوله و ماجرایی شوند و به تصمیمات شتابزده و نادرستی دست بزنند، بهتر است وظایف هر صنف و ردهای را روشن و مشخص نمایند. مثلا چه ایرادی دارد به جای ارزشگذاری روی بازیکنان، قرار گرفتن مقابل تماشاگر و تعیین سقف قراردادها و درگیر شدن با همه اهالی فوتبال، به نظارت در کار باشگاهها، درآمد و هزینه آنها و تراز مالی سالیانهشان بپردازد که در عمل میزان پرداختها و شکل قراردادها نیز در آن منظور میشود.
منع آشوبها و جلوگیری از اخلال تماشاگران چرا به باشگاهها سپرده نمیشود و جریمههایی مثل جبران خسارت و کسر امتیاز برای تیمها در نظر گرفته نمیشود. تماشاگران بجز عدهای که بیشترشان از بین لیدرها و گردانندگان آنها موجب دردسر میشوند چه گناهی دارند که از تماشای بازیها محروم شوند؟
لزوم تنظیم آییننامهای در هر باشگاه که بازیکنان باید از نظر اخلاقی و انضباطی تابع آن باشند و قوانین دیگری که باشگاهها را موظف به حفظ نظم در میادین میکند میتواند از بسیاری مسائل موجود که گریبانگیر فوتبال ما شده است، بکاهد. در کل رعایت قوانین و آییننامههایی که در فوتبال حرفهای قابل اجراست و در کشورهای دیگر هم جاری است میتواند فوتبال ما را از این گردابها که هنوز کوچکاند و خلاصی از آنها ممکن است، نجات دهد.
تماشاگر
سعی باشگاهها، سرپرستان ورزشگاهها و سازمان لیگ باید بر این باشد که تماشاگران از نظر رفاهی، احساس کمبودی نکنند. آبونهکردن آنهایی که مشتریان پر و پا قرص بازیها هستند و شمارهگذاری بخشهایی از سکوها که بهتدریج باید گسترش یابد، ایجاد دستشوییها و دکههای فروش تنقلات و کافه تریا در هر گوشه، سکوها و به خصوص دسترسی به آب و نوشیدنیها نباید فراموش شود.
علاوه بر این، دیده میشود که این روزها در آغاز جام یازدهم لیگ برتر که هنوز تیمها به آمادگی لازم نرسیدهاند و بازیها هنوز دلچسب و دلانگیز نشدهاند و از دست دادن امتیازها حیاتی به نظر نمیرسد و در ایام ماه مبارک رمضان بازیها به ناچار در ساعت 22 و پایان شب برگزار میشود، همه ورزشگاهها مملو از تماشاگر است اما در روزهای پایانی فصل پیش، با آن رقابت فشرده که در بالای جدول دیده میشد، به دلیل بدسلیقگی در برنامهریزی و تعیین روزهای میان هفته و انتخاب ساعتهای نامناسب، درست در اوقاتی که همه بر سر کارند یا به استراحت نیمروزی پرداختهاند، میل و رمقی برای رفتن به ورزشگاه باقی نمیماند. از یاد نبریم روزهای پر آب و تاب دیدارهای پایان فصل جام دهم را که استقلال و پرسپولیس با کمتر از 10 هزار تماشاگر چقدر حقیر نشان میدادند و حال در روزهای دوم و سوم فصل یازدهم با حضور 70 تا 80 هزار نفر به دور از نتایج بد و خوب احساس غرور میکنند. سازمان لیگ با یک برنامهریزی بهتر میتواند در جذب تماشاگر بیشتر و گرمی بخشیدن به میدان مسابقهها و بالا بردن درآمد باشگاهها بسی موثر باشد. کمی تدبیر و دلسوزی و هماهنگی لازم است. از برج عاج پایین بیایید.
پرویز زاهدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: