در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادتان هست چه زمانی برای اولین بار مقابل دوربین رفتید؟
بله. وقتی 2 ساله بودم در یک تلهتئاتر به کارگردانی پدرم (جلیل فرجاد) مقابل دوربین رفتم و از 7 سالگی به بعد هم به طور حرفهای این کار را ادامه دادم. البته چند سالی هم کارهای عروسکی انجام میدادم، چون به این کار علاقه ویژهای داشتم.
پس چرا دیگر این کار را ادامه ندادید؟
چون موقعیت خوبی برایم پیش نیامد. به نظر من بچهها پاکترین و زیباترین موجودات دنیا هستند و کار برای آنها باعث میشود که همیشه تازه و شاداب بمانند.
خب برویم سراغ ساختمان پزشکان. چه شد که در این مجموعه ایفاگر نقش کتی شدید؟
از طرف سروش صحت برای بازی در این سریال دعوت به کار شدم. ابتدا خلاصهای از داستان را برایم تعریف کردند و چون دوست داشتم با گروه ساختمان پزشکان همکاری کنم بازی در این مجموعه را پذیرفتم.
با توجه به این که متن کامل فیلمنامه نبود، چطور بازی در نقش کتی را پذیرفتید؟
به نظر من کامل نبودن فیلمنامه و در عین حال پذیرش نقش، یک جور ریسک کردن است، چون تکلیف نقشها مشخص نیست. وقتی سریال «سلام» را بازی کردم به خودم قول دادم هیچ وقت کاری را که فیلمنامه آن کامل نیست، نپذیرم ولی در مورد ساختمان پزشکان واقعا به کارگردان و نویسنده اعتماد کردم، وگرنه کار کردن با این شرایط بسیار دشوار است.
اما نبود فیلمنامه تبدیل به یک اصل شده است؟
بله. متاسفانه همین طور است و دیگر این بازیگر است که باید ریسک کند و شرایط را بپذیرد.
برای ارائه بهتر نقش کتی خودتان چه کارهایی انجام دادید؟
سعی کردم ایدههایم را با پیمان قاسمخانی به عنوان نویسنده مطرح کنم و هر روز به یک مساله تازه در مورد کتی میرسیدم که طبیعتا به اجرای بهتر این نقش کمکم میکرد.
در نهایت نقش کتی چیزی شد که در ابتدا فکر میکردید؟
خیر. انتظارم این بود که نقشم پررنگتر باشد، اما نبود. درسته که حرف کتی زده میشود، اما ای کاش حضورم بیشتر از اینها بود، اما به هر حال فکر میکنم نقش کتی به اندازه کافی جذاب است.
اساسا جایگاه خانمها را در کارهای طنز چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من جایگاه زنان در این گونه کارها هنوز مشخص نشده است و برخی خط قرمزها برای بازیگران زن در آثار طنز وجود دارد. بههمین دلیل بیشتر به سمت طنز موقعیت میرویم تا طنز بداهه و شخصیتپردازی. به هر حال امیدوارم در آینده بتوانیم به شرایط ایدهآلتری برسیم.
به نظر شما خود بازیگر چه تاثیری در دیده شدن بهتر نقشش دارد؟
باور کنید هیچ تاثیری ندارد. بخصوص در مورد خانمها که این مساله بیشتر هم هست. بازیگر، یک مهره از صدها مهرهای است که کنار هم قرار گرفتهاند، تا یک کار ساخته شود. وقتی متن، کارگردان یا حتی طراح صحنه و لباس محدودیتهایی برای بازیگر ایجاد میکنند، طبیعتا دیگر خلاقیتی برای بازیگر باقی نمیماند که بخواهد نقش ماندگاری را به نمایش بگذارد.
طنز این سریال از هر لودگی و بیمعنایی بهدور است و سعی نکرده به هر قیمتی مخاطب را بخنداند و حتی میتوانگفت یک مدل تازه از طنز در تلویزیون را بهنمایش گذاشته است
در تلویزیون و سینمای ما نقشهای ماندگار زیادی وجود دارند؟
بله. اما اولا نقش ماندگار آقایان بیشتر از خانمها بوده است، دوما در آثار طنز کمتر این مساله به چشم میخورد.
در کارهای هر شبی طبیعتا نظرات بیشتری از طرف مخاطبان مطرح میشود و کار شما را سختتر میکند.
من قبلا تجربه این کار را داشتم و فکر میکنم مخاطبان امروز بیشتر به تماشای آثاری که هر شب پخش میشود، علاقهمندند و برایشان سخت است که بخواهند کارهای هفتگی را دنبال کنند. به هر حال بازی در این کارها ریسک خودش را دارد، چون همانطور که میتواند یک بازیگر را مطرح کند، همانطور هم میتواند او را نابود کند. در این نوع کارها هم میتوانی یک شبه مطرح شوی و هم میتوانی به همان سرعت برای همیشه محو شوی، بنابراین نظر مخاطبان برایم اهمیت بسیاری دارد و با بازی در این سریال ریسک آن را هم پذیرفتم.
بازی در ساختمان پزشکان برایتان یک اتفاق مثبت بوده یا نه هیچ تغییری برای شما ایجاد نکرده است؟
نمیدانم، هنوز زود است که بخواهم در مورد این مساله قضاوت کنم.
اساسا مطرح شدن و دیده شدن چقدر برایتان مهم است؟
خب خیلی زیاد. البته خدا را شکر در این مدت عکسالعملهای خوبی از سوی مخاطبان دریافت کردهام که برایم دلگرمی بودهاند، البته این را هم بگویم که من نمیتوانم همه مخاطبان را راضی نگه دارم، چون این کار واقعا نشدنی است و من فقط سعی کردم کارم را درست انجام بدهم.
برای پذیرش یک نقش چه ملاکهایی دارید؟
ابتدا برایم مهم است که بدانم نقشی که قرار است بازی کنم چه جایگاهی در قصه دارد و تکلیفش چیست و بعد کارگردان و نویسنده برایم مهم هستند. برای بهتر ارائه کردن نقشم هم باید بگویم که من تمامی نقشهایم را ابتدا از فیلتر خودم رد میکنم، به این معنا که از خصوصیات خودم هم وارد نقش میکنم تا طبیعیتر به نظر برسد.
دوست داشتید کدام وجه کتی بیشتر نمایان شود و مخاطب با آن رویارویی بیشتری داشته باشد؟
فخرفروشی و خودخواهی او. کتی سعی دارد به همه بفهماند بیشتر از بقیه میفهمد و برگ برنده دست اوست.
هیچ وقت از سروش صحت نپرسیدید که چرا شما را برای نقش کتی انتخاب کرده است؟
چرا. او معتقد بود فیزیک و صدای من به شخصیت کتی نزدیکتر است و برای همین مرا برای اجرای این نقش انتخاب کرده است.
از این نترسیدید که روانشناسها و روانپزشکان از شما انتقاد کنند؟
چرا. متاسفانه در این سالها و در هر سریالی و با هر کسی که شوخی کردیم برخورد کردهاند، اما به نظرم روانپزشکان آدمهای فرهیخته این جامعه هستند و پذیرش بالاتری نسبت به سایر افراد دارند، بنابراین احساسم این بود که کمتر اعتراض خواهند کرد.
خودتان چه تصوری از رشته روانپزشکی دارید؟
عاشق این رشته هستم و کتابهای زیادی را هم در این زمینه مطالعه کردهام. به نظرم روانشناسی و روانپزشکی به آدم کمک میکند که جهانبینی دقیقتر و متفاوتتری نسبت به آدمهای دیگر داشته باشد.
ارتباطتان با بهنام تشکر چطور بود؟ با توجه به این که او اولین طنز تصویریاش را تجربه میکرد؟
بهنام تشکر بازیگر بسیار مستعدی است و در تئاتر بازیگر مطرح و فوقالعادهای است. همه فکر میکردند که حضور او در این کار، آن هم بازی در نقش اول سریال یک ریسک است که جواب هم نخواهد داد، اما خوشبختانه او خیلی خوب ظاهر شد و توانسته مخاطب را جذب کند.
اگر بخواهید یک نقد به این سریال داشته باشید چه میگویید؟
هیچ ماستبندی نمیگوید که ماست من ترش است. به نظر من طنز این سریال از هر لودگی و بیمعنایی به دور است و سعی نکرده به هر قیمتی مخاطب را بخنداند و حتی میتوان گفت یک مدل تازه از طنز در تلویزیون را به نمایش گذاشته است. اما با این همه شاید پربازیگر بودن این سریال، کمی خارج از حوصله مخاطب باشد.
آیا بازیگر بودن و بازیگر ماندن نهایت آرزوی شماست؟
خیر. من کارگردانی را خیلی دوست دارم. از این که پشت دوربین بنشینم و چیزهایی که در ذهنم هست را یکی یکی بهتصویر بکشم، لذت میبرم و از آنجا که قدرت نوشتن ندارم، دوست دارم اگر فیلمنامه خوبی به دستم برسد آن را کارگردانی کنم و این مساله یکی از دغدغههای بزرگ من است.
چه تعریفی از بازیگری دارید؟
بازیگری یک جور عشق است. یک بازیگر هر روز برایش اتفاقی میافتد که تا به حال آن را حس نکرده و رسیدن به تجربههای جدید به او کمک میکند که به ابعاد جدیدی از خود پی ببرد.
راستی چرا اینقدر گزیده کار هستید؟
نمیگویم که خیلی پشنهاد دارم و نمیگویم که اصلا پیشنهاد ندارم، اما خیلی از کارهایی که پیشنهاد میشود را دوست ندارم، چون به هیچ چیز تازهای دست نخواهی یافت. نقشها یکی از یکی کلیشهایتر و بیمعناتر است. برای همین ترجیح میدهم منتظر بمانم تا یک نقش ایدهال پیشنهاد شود تا بعدها از کارهایی که انجام دادهام، راضی باشم.
فکر میکنید مخاطب مونا فرجاد او را به واسطه کدامیک از نقشهایش بیشتر میشناسد؟
بازیام در سریالهای خوشرکاب، خوشغیرت، سلام و فیلم سینمایی عاشق در ذهن مخاطبان بیشتر مانده است و اکثرا در مورد آن کارها با من صحبت میکنند.
با نقشهای منفی راحتتر ارتباط برقرار میکنید یا نقشهای مثبت؟
به نظر من اصلا نقش مثبت یا منفی وجود ندارد، چون هیچ چیز مطلق نیست. من با نقشهایی که حرفی برای گفتن دارند و اثری از خود در قصه باقی خواهند گذاشت، ارتباط بهتری میتوانم برقرار کنم.
آیا با مارال فرجاد (خواهرت) حس رقابت دارید؟
خیر، اصلا. مارال در تئاتر خیلی بهتر از من است و همیشه نقشهایش را دوست داشتهام.
نقشی که مارال بازی کرد و شما دوست داشتید جای او بودید؟
نقش مارال رادر سریال «تا صبح» خیلی دوست داشتم و همیشه فکر میکردم ایکاش من آن نقش را میتوانستم بازی کنم، هرچند مارال واقعا بهتر از من آن را بازی کرده بود.
بازی در تلویزیون یا تئاتر کدامیک را ترجیح میدهید؟
در این سالها من گرایش بیشتری به تلویزیون داشتهام که کاملا ناخواسته بوده است. به هر حال عشقی که در تئاتر وجود دارد در هیچ جای دیگر نمیتوان تجربهاش کرد، چون یک عشق ناب و بینظیر است. امیدوارم بزودی بتوانم کاری در این زمینه انجام دهم.
و در نهایت تنهاییهای مونا فرجاد با چه چیزهایی میگذرد؟
کتاب خواندن، فیلم دیدن و زیاد فکر کردن در مورد کارهایی که انجام ندادهام و حتی گذشتهای که قدرش را آنطور که باید، ندانستم.
محبوبه ریاستی/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: