مهم‌ترین عضو بدنت کجاست؟

مادرم همیشه از من می‌پرسید مهم‌ترین عضو بدنت چیست؟ طی سال‌های متمادی با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می‌کردم، پاسخی را حدس می‌زدم و با خودم فکر می‌کردم که باید پاسخ صحیح باشد. وقتی کوچک‌تر بودم، با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسان‌ها بسیار اهمیت دارند، بنابراین در پاسخ سوال مادرم ‌گفتم: مادر، گوش‌هایم. او گفت: نه، خیلی از مردم ناشنوا هستند، اما...
کد خبر: ۴۰۵۸۴۸

مادرم بارها و بارها این سوال را تکرار کرد و هر بار پس از شنیدن جوابم می‌گفت: نه، این نیست. اما تو با گذشت هر سال عاقل‌تر می‌شوی، پسرم. سال قبل پدربزرگم از دنیا رفت. همه غمگین و دل‌شکسته شدند. همه در غم از دست رفتنش گریستند، حتی پدرم گریه می‌کرد و من آن روز برای دومین بار در زندگی، گریه پدرم را دیدم. وقتی نوبت آخرین وداع با پدربزرگ رسید، مادرم نگاهی به من انداخت و پرسید: عزیزم، آیا تا به حال دریافته‌ای که مهم‌ترین عضو بدن چیست؟

از طرح سوالی، آن هم در چنان لحظاتی بهت‌زده شدم. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این، یک بازی بین ماست. او سردرگمی را در چهره‌ام تشخیص داد و گفت: این سوال خیلی مهم است. پاسخ آن به تو نشان می‌دهد آیا یک زندگی واقعی داشته‌ای یا نه. برای هر عضوی که قبلا در پاسخ من گفتی، جواب دادم که غلط است و برایشان یک نمونه هم به عنوان دلیل آوردم، اما امروز، روزی است که لازم است این درس زندگی را بیاموزی.

او نگاهی به من انداخت که تنها از عهده یک مادر برمی‌آید. من نیز به چشمان پر از اشکش چشم دوخته بودم. او گفت: عزیزم، مهم‌ترین عضو بدنت، شانه‌هایت هستند.

پرسیدم: به خاطر این که سرم را نگه می‌دارند؟

جواب داد: نه، از این جهت که تو می‌توانی سر یک دوست یا یک عزیز را در حالی که او گریه می‌کند، روی آن نگه داری. عزیزم، گاهی اوقات در زندگی همه ما انسان‌ها، لحظاتی فرا می‌رسد که به شانه‌ای برای گریستن نیاز پیدا می‌کنیم. من دعا می‌کنم که تو به حد کافی عشق و دوستانی داشته باشی که در وقت لازم، سرت را روی شانه‌هایشان بگذاری و گریه کنی. از آن به بعد دانستم مهم‌ترین عضو بدن انسان، یک عضو خودخواه نیست، بلکه عضو دلسوزی برای خالی شدن دردهای دیگران روی خودش است.

مردم گفته‌هایت را فراموش خواهند کرد، مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد، اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند، از یاد نخواهند برد، خوب یا بد.

وبلاگ رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها