در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کمدی درام جنایتکارانه پلیسی، کار و فعالیت روزمره واحد جنایتهای مجهول پلیس متروپولیتن و واحد پروندههای باز را دنبال میکند. مدیر این گروه ساندرا پولمن است و اعضای آن را تعدادی از پلیسها و کارآگاهان کارکشته و بازنشسته اداره پلیس تشکیل میدهند.
این افراد که تخصصهای ویژهای دارند، در این واحد دوباره به کار و خدمت گرفته شدهاند تا به کمک تواناییهای منحصر به فردی که دارند به اداره پلیس کمک کنند تا پرده از راز جنایتهای مشکوک و حلنشدهای بردارند که کسی بهصورت طبیعی قادر به حل آنها نیست.
این مجموعه با نام واقعی «حقههای جدید» اولین بار در سال 2003 روی آنتن رفت. این نام برگرفته از یک جمله قصار قدیمی و معروف است که میگوید: «تو نمیتوانی به یک سگ پیر حقههای جدید را یاد بدهی.»
طبق یک سنت قدیمی، سگهای پیر توانایی بسیار خوبی در انطباق تجربیات و مهارتهای خود با سیاستهای جدید دارند. آگاهی قبلی آنها از پروندهها و ماجراهای گذشته به آنها کمک میکند تا از تجربههای قبلی خود استفاده خوبی در زمان حال کنند. این توانایی از آن دسته قابلیتهایی است که در بین عموم مردم نمیتوان پیدا کرد. چنین وضعیتی را در بین شخصیتهای اصلی قصه مجموعه هم میتوان دید. در حقیقت آنها ماموران پیری هستند که از خاطرات و تواناییهای گذشته خود بهره میگیرند تا یک سری پروندههای مدرن و ظاهرا لاینحل را حل کنند.
پروندههای مجهول گرهگشایی میشود
مجموعه کارآگاهان کهنهکار در زمان پخش خود موردپسند دوستداران کارهای پلیسی و کارآگاهی قرار گرفت و راه را برای تولید فصلهای بعدی هموار کرد. به این ترتیب 6 فصل دیگر مجموعه هم تهیه شد و نمایش آن تا سال 2010 ادامه یافت. این 7 فصل در کل شامل 57 اپیزود شد.
آلن آرمسترانگ، بازیگر اصلی مجموعه است که در نقش برایان لین ایفای نقش کرد. او که از بازیگران باسابقه تئاتر و تلویزیون انگلستان است، در این مجموعه در نقش کارآگاهی بازی کرد که با وجود یک سری مشکلات شخصی و خانوادگی که دارد، تخصص و تجربیات حرفهای قدیمی خود را در اختیار اداره پلیس قرار میدهد تا پروندههای مجهول حل و راه برای تکرار جرم و جنایت بسته شود.
بازی آرمسترانگ در نقش لین مورد توجه فراوان تماشاگران قرار گرفت و حضور و بازی او در کارآگاهان کهنهکار یکی از عوامل اصلی موفقیت مجموعه عنوان شد. آماندا رادمن، دنیس واترمن و جیمز بولم دیگر بازیگران اصلی مجموعه هستند که در تمام 57 قسمت آن حضور داشتند. آماندا رادمن، دومین بازیگر اصلی مجموعه در نقش ساندرا پولمن بازی میکند که مدیر واحد است.
او تا پیش از این در اسکاتلندیارد کار میکرده و توانسته بود در این محل به عنوان یک پلیس زن موفق و فعال خود را معرفی کند. اما وقوع یک حادثه که منجر به تیراندازی به یک سگ در جریان یک گروگانگیری خطرناک میشود (و این موضوع در طول اپیزودهای مختلف مجموعه به بهانههای گوناگون مطرح میشود و نقش مهمی در روند حوادث و رویدادهای قصه بازی میکند) باعث انتقال وی از اسکاتلندیارد به این واحد ویژه میشود.
آماندا رادمن درباره نقش خود میگوید: اتفاقاتی که رخ میدهد باعث توقف موفقیت وی در مسیر اصلیاش میشود. فرماندهان مافوق او عقیده دارند حضور در واحد جدید یک امتیاز برای اوست ولی خود او که پلیس اهل رقابت است، علاقهای به قبول این پست ندارد. این زن عمر و زندگیاش را وقف حرفهاش کرده است و میخواهد در هر شرایطی تمام وضعیت و موقعیتها را تحت کنترل خود داشته باشد.
ساندرا زنی تنهاست و فکر میکند حرفهاش میتواند خلأ مربوط به این تنهایی را پرکند. در عین حال وی تلاش دارد مانع از آن شود که شکستهای فردی در زندگی شخصی، تاثیر منفی بر کار و تصمیمگیریهای حرفهایاش بگذارد. یکی از چیزهایی که بهشدت مرا جذب بازی در این مجموعه کرد، نوع معرفی شخصیتها و روابط پیچیده (و گاهی متضاد) آنها با یکدیگر است.
در یک کلام، این شخصیتها همان شخصیتهای کلیشهای معمول دیگر کارهای پلیسی نیستند و شما میتوانید تازگی و سرزندگی را در آنها ببینید. کاملا مشخص است که نویسندگان فیلمنامه تلاش زیادی به خرج دادهاند تا این شخصیتها را به صورت موجوداتی واقعی، زنده و غیرکلیشهای به تصویر بکشند. این نوع نگارش شخصیتها در دل یک فیلمنامه، به بازیگران این شخصیتها کمک بسیار زیادی میکند تا یک بازی روان و طبیعی که متناسب با نقش موردنظر است،ارائه دهند.»
پلیس بازنشسته، کارآگاه میشود
خالقان شخصیتهای اصلی قصه مجموعه نایجل مککرری و روی میچل هستند که کار نگارش تمام 57 اپیزود مجموعه را با همکاری یکدیگر انجام میدهند. آنها از همراهی 7 فیلمنامهنویس دیگر هم برای نگارش قسمتهایی از مجموعه استفاده کردند.
مککرری با یادآوری دورانی که هنوز کار نگارش فیلمنامه را شروع نکرده بود، میگوید: «در جریان بحثی که با دوستان تهیهکنندهام داشتم، به این نتیجه رسیدیم که باید فیلمنامهای را برای کار انتخاب کرد که تازگی خاص خودش را داشته باشد. واقعیت این است که رسانه تلویزیون تا قبل از این بارها دست به تولید مجموعههای مختلف پلیسی زده و متاسفانه در بسیاری از موارد، قصه این مجموعهها بشدت کهنه و تکراری بودهاند.
نکته: آلن آرمسترانگ، بازیگر اول مجموعه، بدیع و غیرمتعارفبودن قصه سریال را مهمترین عامل موفقیت کلان آن در بین برنامههای تلویزیونی میداند
طی صحبت با تهیهکنندگان به آشناییام با یک پلیس بازنشسته اشاره کردم که فعالیت اصلیاش تازه پس از پایان دوره کاریاش در اداره پلیس شروع شد.
از او نقل کردم که میگفت ما را زمانی که تازه راه و چاه کار را یاد گرفتهایم و تخصص لازم را پیدا کردهایم، بازنشسته و خانهنشین میکنند. این در حالی است که این افراد تازه تواناییها و مهارتهای لازم را برای انجام یک کار خوب و دقیق پیدا کردهاند و وقت آن است که از این تخصص استفاده شود. این صحبتها مسیر بحث را به سمتی کشاند که فیلمنامهای بنویسم که شخصیتهای اصلی آن را همان پلیسهایی تشکیل دهند که پس از اعلام بازنشستگی تازه کار اصلی خود را شروع میکنند.»
به گفته منابع داخلی شبکه بیبیسی، فیلمنامهای که مک کرری نوشت بشدت مورد پسند مسوولان شبکه قرار گرفت و تحلیلگران تلویزیونی از آن به عنوان یکی از پدیدههای چند دهه اخیر رسانه تلویزیون اسم بردند. باور تهیهکنندگان مجموعه این بود که کارگردانی اپیزودهای مختلف را به دست فیلمسازان متفاوتی بسپارند که در کنار تازگی فیلمنامه، نگاه کارگردانان مختلف به آن کمک کند تا هنر ساخت آن هم متفاوت و تازه باشد و اپیزودهای مختلف مجموعه رنگ و بوی یکسانی پیدا نکنند. مارتین فرند تنها کارگردان همکار مجموعه بود که بیشترین تعداد اپیزودهای آن را (10 اپیزود) کارگردانی کرد. حدود 15 فیلمساز تلویزیونی که گرایشات و دیدگاههای کاملا متفاوت هنری داشتند، کار ساخت 57 اپیزود مجموعه را به عهده گرفتند.
یکی از نویسندگان اولیه فیلمنامه، روی میچل از طرفداران یکی از تیمهای فوتبال انگلستان بود. به همین دلیل، او نام تعدادی از بازیکنان تیم محبوب خود را روی شخصیتهای فصل اول مجموعه گذاشت.
این کار او در انگلستان باعث بحث و ارائه نظر توسط تماشاگران شد. در حالی که برخی از آنها از این کار استقبال کردند برخی دیگر با خردهگیری به آن گفتند انجام چنین کارهایی چندان درست نیست.
تهیهکنندگان در مرحله اول متوجه این نکته نشدند و زمانی قضیه را فهمیدند که پخش فصل اول مجموعه شروع شده بود. تعدادی از منتقدان تلویزیونی از این اقدام به عنوان یک حرکت تبلیغاتی به نفع آن تیم یاد کردند.
مخاطبان بیشتر میشوند
نگاه منتقدان تلویزیونی به کارآگاهان کهنهکار مثبت و گرم بود. آنها از این کار تلویزیونی به عنوان یک مجموعه بدیع با حال و هوای تازه اسم بردند که با قصههایش سنتشکنی کرده و کلیشههای متداول کارهای پلیسی تلویزیونی را به چالش میطلبد. تماشاگران تلویزیونی هم اگرچه چنین نقدهایی را در ارتباط با آن ارائه نمیدادند، ولی با استقبال خود مهر تایید روی چنین تحلیلهایی میزدند.
به گفته رسانههای گروهی، با گذشت هر هفته بر شمار تماشاگران مجموعه اضافه شد و این افزایش تعداد بیننده چیزی بود که بشدت مورد توجه تحلیلگران و منتقدان تلویزیونی قرار گرفت. در بین برنامههای تلویزیونی بندرت چنین اتفاقی میافتد که یک مجموعه با گذشت هر هفته که از پخش آن میگذرد، تماشاچی بیشتری پیدا کند.
فصل پنجم مجموعه توانست در طول 2 هفته از پخش خود، تبدیل به پربینندهترین برنامه هفتگی در انگلستان شود. این در حالی بود که اپیزودهای مختلف کارآگاهان کهنهکار همیشه جزو موفقترین برنامهها بود و از لحاظ تعداد تماشاچی در سکوهای بالا قرار داشت. حتی همزمانی پخش فصلهای پنجم و ششم با چند کار موفق دیگر تلویزیونی، شمار بینندگان آن را کاهش نداد.
آلن آرمسترانگ، بازیگر اول مجموعه، بدیع و غیرمتعارفبودن قصه سریال را مهمترین عامل موفقیت کلان آن در بین برنامههای تلویزیونی میداند. به گفته او: «هر بار که رسانه تلویزیون به سراغ یک مضمون تازه میرود، بیشترین موفقیتها را کسب میکند.
البته این هم واقعیتی است که این مضمون تازه هم بعد از مدتی به قدری در کارهای دیگر تکرار میشود که به صورت یک مضمون نخنما شده درمیآید. ولی در آغاز کار، همه جذب آن میشوند و روی صفحه کوچک تلویزیون ماجراها و اتفاقاتی را میبینند که تا به حال مشابه آن را ندیده و برایشان تازگی دارد.
مجموعههای پلیسی معمولا فرمولهای مشترکی را به کار میگیرند که تماشاگران این ژانر بخوبی با آنها آشنا هستند. این فرمولها و حقهها کارکرد خود را از دست دادهاند، زیرا به مجرد استفاده مورد شناسایی بیننده قرار میگیرند و نمیتوانند او را گول زده و درگیر خود کنند.
اما کارآگاهان کهنهکار این تماشاگران حرفهای و کارکشته را وارد ماجراها و دنیایی میکنند که برایشان ناشناخته است و نمیتوانند حدس بزنند که دنباله ماجرا چه خواهد شد.
این مساله باعث خلق تعلیقی در کل داستان میشود که آن جذابیت لازم را برای یک کار پلیسی موفق هموار و فراهم میکند. البته رسانه تلویزیون همیشه این شانس را دارد که با چنین موضوعات بکر و تازهای روبهرو شود و ما بازیگران هم کمتر فرصت و امکان آن را پیدا میکنیم که در چنین مجموعهها و چنین نقشهایی بازی و حضور داشته باشیم.
به همین خاطر است که میگویم هم ما بازیگران و هم تماشاگران، باید تولید چنین کارهایی را به فال نیک بگیریم و امیدوار باشیم که باز هم مجموعههایی از این دست تهیه و تولید شود.
فصل هفتم مجموعه در شرایطی به پایان رسید که هنوز انبوه تماشاگران خود را داشت. تقاضاهای مکرر بینندگان مجموعه برای ادامه ماجراجوییهای کارآگاهان کهنهکار باعث شد تا تهیهکنندگان آن خبر تولید فصل هشتم آن را نیز اعلام کنند.
این فصل برای پخش عمومی در اواسط فصل پاییز امسال آماده میشود و مدت کوتاهی پس از آن، پخش بینالمللی آن هم آغاز خواهد شد.
آیامدیبی
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: