در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم»، روز دوم اردیبهشت والدین دختر 21 سالهای با حضور در کلانتری 129 جامی با ارائه شکایتی عنوان کردند چند ساعتی است که از فرزند خود اطلاعی ندارند و تمام تلاشها برای یافتن او بینتیجه بوده است.
با تشکیل پروندهای در این ارتباط و صدور دستور قضایی، تحقیق برای یافتن دختر گمشده در شعبه 11 پلیس آگاهی آغاز شد.
یک روز پس از این شکایت، کارگران یک ساختمان در حال ساخت در خیابان ولیعصر(عج) با مشاهده شعلههای آتش روی بام ساختمان، پس از خاموش کردن آن، چشمشان به تعدادی مدارک شناسایی افتاد که متعلق به دختری بود.
با تحویل بقایای مدارک به کلانتری و بررسی آن، والدین دختر گمشده به کلانتری احضار شدند و تایید کردند این مدارک متعلق به فرزند گمشدهشان است.
کشف جسد سوخته
2 روز پس از تشکیل پرونده، روز چهارم اردیبهشت راننده سرویس یکی از کارخانههای تولیدی در مسیر حرکت خود در بزرگراه تهران ـ قم، متوجه جنازهای شد که درون یک چادر خودرو به آتش کشیده شده است.
در پی تماس مرد راننده با مرکز فوریتهای پلیسی 110، ماموران کلانتری 176 حسنآباد پس از حضور در محل موضوع را به بازپرس کشیک و پلیس آگاهی اطلاع دادند.
با حضور ماموران در محل و تحقیقات اولیه، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و با بررسی پرونده افراد گمشده و دعوت از والدین دختر گمشده آنها با شناسایی ساعت مچی دخترشان، هویت او را تایید کردند.
با شناسایی جسد دختر گمشده، پرونده به دستور بازپرس شهریاری برای ادامه تحقیقات در دستور کار ماموران شعبه 10 پلیس آگاهی قرار گرفت.
با شروع تحقیقات ماموران اطلاع یافتند از چندی پیش جوانی که از همسایههای مقتول است، به این دختر ابراز علاقه میکرده و قصد ازدواج با او را داشته است.
با به دست آمدن این سرنخ، تحقیقات میدانی پلیس مشخص کرد خانه وی در نزدیکی ساختمانی قرار دارد که روی بام آن مدارک شناسایی مقتول به آتش کشیده شده بود.
دستگیری متهم
با جمعبندی اطلاعات و دستور قضایی، جوان روز گذشته دستگیر و پس از انتقال به پلیس آگاهی، ابتدا منکر جنایت شد؛ اما در ادامه تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: از چندی پیش به وی( مقتول) علاقه داشتم و میخواستم با او ازدواج کنم. روز حادثه به اتفاق به خانهمان رفتیم و چون کسی در خانه نبود، او در راهپله انتظار مرا میکشید که دقایقی بعد میان ما مشاجره و درگیری لفظی پیش آمد. برای یک لحظه عصبانی شده و او را هل دادم که سرش به لبه پله برخورد کرد. متهم افزود: در پی این حادثه متوجه شدم او نفس نمیکشد، بشدت ترسیدم و جسد را به بام خانه منتقل کردم. نیمههای شب جسد را درون چادر خودروی پدرم پیچیدم و با انتقال به خارج از شهر آن را به آتش کشیدم و روز بعد نیز مدارک شناسایی او را آتش زدم.
در پی این اعترافات، بازپرس ویژه قتل تهران با صدور قرار بازداشت موقت، متهم را برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار داد تا درخصوص دیگر ابعاد پرونده تحقیق شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: