در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قانون مجازات اسلامی شرایطی را در نظر گرفته است. مطابق قانون اگر مردی وارد خانه شود و همسرش را با مرد غریبه در شرایط نامناسب که در قانون ذکر شده ببیند، میتواند از ناموس خود دفاع کند و به فرد ضربهای وارد کند.یکی از پروندههایی که سالها پیش من، دادیار اظهارنظر آن بودم، مربوط به مردی بود که مقتول را در خانه با همسرش دیده و به قتل رسانده بود. بازپرس پرونده قرار مجرمیت برای این مرد صادر کرد و او را در قتل عمدی مجرم دانست، اما من معتقد بودم این مرد دفاع از ناموس و حریم خانهاش کرده و نباید برای او تقاضای قصاص شود. بنابراین با این قرار مخالفت کردم. در نهایت پرونده به دادگاه عمومی رفت و ما موظف شدیم براساس رای دادگاه درخواست مجازات قتل عمد و با توجه به خواسته اولیای دم، درخواست قصاص کنیم.پرونده که به دادگاه رفت این مرد ماجرا را دوباره به طور کامل توضیح داد. او گفت که مقتول بارها خواسته همسرش را از او بگیرد و حتی متهم را وادار کرده خانهاش را ترک کند و جای دیگری ساکن شود. این مرد در حالی که بشدت تحت تاثیر عملی که خودش انجام داده بود قرار داشت، گفت: یک سال قبل متوجه شدم مردی مزاحم همسرم میشود. البته به من گفته بودند که همسرم هم خودش مایل به برقراری ارتباط با اوست. من موضوع را با همسرم مطرح کردم و گفتم اگر واقعا میخواهی با کس دیگری زندگی کنی من مانع نمیشوم و از او خواستم از هم جدا شویم، اما همسرم به من گفت که دیگران در موردش دروغ گفتهاند و این مرد یک مزاحم است و او زندگیاش را دوست دارد.
من حرف همسرم را قبول کردم. با آن مرد صحبت کردم و از اوخواستم مزاحم همسرم نشود. برای اینکه دیگر آنها با هم ارتباطی نداشته باشند و مرد جوان نتواند مزاحم همسرم شود، خانهام را عوض کردم.چند ماهی را با آرامش گذراندم و سعی کردم به همسرم نشان دهم که او را دوست دارم و میخواهم با او زندگی کنم. اما این کابوس پایان نداشت. بعد از مدتی دوباره متوجه شدم که همسرم با شخصی ارتباط دارد. اینبار دیگر مزاحم نبود، من میدیدم که همسرم با او صحبت میکند. درگیری بین من و همسرم آغاز شد. ما هر روز با هم مشاجره داشتیم و میخواستم از او جدا شوم. حتی مقدمات طلاق را هم فراهم کرده بودم تا اینکه روز حادثه سرکار رفتم. ظهر بود که یکی از همسایهها به من گفت فردی در خانه است و همسرت نیز با اوست. به نظر میرسید اتفاقی در خانه افتاده است، چون همسرت فرزندت را به خانه راه نمیدهد. بلافاصله خودم را به خانه رساندم، در را باز کردم و همسرم را با آن مرد دیدم. دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقو آن مرد را زدم.
شواهد نشان میداد این مرد درست میگوید. در بازپرسی حتی سوابق مقتول نیز بررسی شده و مشخص بود که او پیش از این نیز سابقه برقراری ارتباط نامشروع داشته است.در نهایت با توجه به آنچه این مرد گفت، دادگاه نظر من را قبول کرد و این مرد به پرداخت دیه محکوم شد.باید بگویم در بعضی از پروندهها مثل آنچه برایتان گفتم مقتول بیشتر از قاتل مقصر است و خود را در شرایطی قرار میدهد که مستحق مرگ هم شناخته میشود. متهم نیز از حریم خصوصی خود و ناموس خود دفاع کرده بود و قطعا مستحق مجازات مرگ نبود.هرچند پذیرش این موضوع برای ولیدم به دلیل رابطه عاطفی با مقتول بسیار سخت است، اما اولیای دم باید واقعیت را قبول کنند و بدانند که دستگاه قضایی همیشه به دنبال کشف واقعیت و رساندن حق به مظلوم است و خون هیچ مسلمانی را پایمال نمیکند. بنابراین باید اعتماد کنند و در موارد این چنینی بپذیرند که مقتول مقصر بوده است.
این پرونده مورد اعتراض اولیای دم نیز قرار گرفت و دیوان نیز آن را مورد بررسی قرار داد و رای صادره در آنجا نیز تایید شد.
آرش سیفی، دادیار دادسرای جنایی تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: