در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باید بنشینی و فکر کنی در سالهای آینده این برگه کاغذ بهکارت میآید یا این که بهتر است به دست فراموشی سپرده شود. یک بخشی از برگهها و نشریات و روزنامهها و کتابهای قدیمی باید راهی بازیافت شوند. به عنوان مثال من سالی که تصمیم گرفتم از رشته مهندسی عمران به روزنامهنگاری تغییر رشته بدهم، یک تعداد از جزوهها و کتابهای مربوط به رشته عمران را ریختم دور. یک بخشی را هم به خاطر خاطرهانگیز بودنشان نگه داشتم. به مرور زمان برخی از این خاطرهها بیارزش شدند و در سالهای بعد به «دورریختنیها» پیوستند.
تصمیمگیری درباره جزوهها و کتب درسی دانشگاه راحت است. قضیه وقتی پیچیده میشود که بخواهی درباره مدارک مربوط به آدمهای دیگر تصمیمگیری کنی. بعضی از عکسها و کاغذها را کلا باید از بین ببری چون در آینده به هیچ دردت نمیخورند. بعضی از شماره تلفنها اضافه هستند. بعضی از کارت تبریکها، یادداشتهای شخصی، دفترچه خاطرات، نامهها و... .
2 ـ جدا از چیزهایی که تو آنها را نزدیک نوروز دور میریزی یک سری از خاطرههای بد هم خودشان به صورت خودکار از ذهنت پاک میشوند. انگار یک دستی از آسمان میآید و همه چیزهای زجرآور و نفرتانگیز را برمیدارد و میبرد. من اگر بخواهم نوروز را نقاشی کنم آن را به شکل یک جادوگر میکشم. خاصیت جادویی نوروز این است که به تو یک فرصت دوباره میدهد. برای من آمدن نوروز مثل لحظهای است که کامپیوتر یا همان رایانه را restart میکنم. زمانی که خیلی عجله داری و ویندوز هنگ کرده و نشانگر موس شبیه آن ساعت شنی اعصاب خردکن میشود یک راه بیشتر نداری. باید 3 تا از دکمههای صفحه کلید را فشار بدهی و منتظر بمانی که ویندوز دوباره بالا بیاید. آن ویندوزی که دوباره ظاهر میشود مطمئنا از ویندوز قبلی بهتر است. صفحه زمینهاش خلوتتر است. خودش قبراقتر و سرحالتر است و به تو اجازه میدهد همه چیز را از نو آغاز کنی. نوروز هم همین طوری است. درست وقتی زندگیات هنگ کرده، سر و کلهاش پیدا میشود و همه چیز را restart میکند.
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: