در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، هفته نامه آلمانی اشپیگل در مطلبی تحت عنوان "محمد البرادعی، کاندیدایی مردد و بدون پایگاه " نوشته است:
« در شرایطی که حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر به قدرت تکیه زده بود ومردم مصر روز به روز با حضور صدها هزار تنی خود در خیابانها خواستار کنارهگیری وی از قدرت بودند، حضور محمد البرادعی، برنده جایزه صلح نوبل و رئیس سابق آژانس بینالمللی انرژی هستهای و اظهاراتش به نظر میرسد که وی را به عنوان تنها گزینه مطرح در عرصه سیاست مخالف دولت مطرح کرده باشد.
محمد البرادعی در سخنان 10 دقیقهای خود در میدان التحریر به عنوان نماینده جمعی مردم کشورش بار دیگر بر لزوم تحقق خواستههای مخالفان دولت تاکید کرد. این لحظات در زندگی سیاسی محمد البرادعی نقش ویژهای دارد. بدون شک وی در عرصه بینالمللی نیز فردی شناخته شده و مطرح است و دارای ارتباطات خوب و قوی با همه جبهههای حزب مخالف در کشورش نیز می باشد.
وی هم چنین به موقع از مبارک، رئیس جمهور سابق و مواضع وی فاصله گرفت و از آنها انتقاد کرد. گرچه وی پیشتر در یک برنامهی تلویزیونی از خواست خود برای کاندیداتوری قطعی در انتخابات ریاست جمهوری سخن گفته بود، اما به نظر میرسد که نظر وی در این ارتباط هنوز به حد بالایی از قطعیت نرسیده است. از این رو وی در این ارتباط تنها به گفتن برخی خواستههای خود بسنده کرد، خواستههایی که پیش شرط اصلی کاندیداتوری وی محسوب میشود.
وی پیشتر و حتی در دوران مبارک نیز گفته بود که علیه هر گونه استبداد و دیکتاتوری که به نظام مصر حکومت کند، به پا میخیزد اما قبل از هر چیز قانون انتخابات در این کشور باید تغییر یابد.
به نظر میرسد که اظهارات وی درست باشد چرا که قانون انتخابات در مصر دراکثر موارد راه را برای افرادی که قصد به چالش کشیدن دولت را دارند، مسدود می کند.
در شرایطی که درگیری و شورش مصر را فرا گرفت، البرادعی اظهار داشت در صورتی که مردم بخواهند درصدر جنبشهای آزادی بخش این کشور قرار خواهد گرفت اما در این ارتباط کسی از وی درخواستی نکرد.
انقلاب مصر پیروز شد و البرادعی حضور خود را در عرصه سیاست این کشور تنها منوط به وجود سیستمی دموکراتیک در این کشور دانست. وی به طور همزمان اظهار داشت تغییرات پیشنهادی در قانون اساسی شورای نظامی، تنها بخشی ناچیز و جزئی از اصلاحاتی است که وی خواستار آن است.
جای تعجب نیست که حزب مخالف درمورد شخص البرادعی دچار اختلاف و دودستگی است. گرچه البرادعی از سوی همه به عنوان فردی مهم و قابل قبول شناخته شده است اما بسیاری معتقدند که وی مدت زمان زیادی را با آسودگی در خارج از کشور سپری کرده است به گونه ای که یک روزنامه مصری نیز در زمان ناآرامیهای این کشور در مورد البرادعی نوشت: هر جوان کم سن و سال مصری که در خیابانهای این کشور است نسبت به البرادعی حق بیشتری برای احراز پست ریاست جمهوری دارد.
یکی از کارمندان سابق آژانس انرژی هستهای نیز یادآور شد که البرادعی حتی یک بار نیز در کنار کارمندان عادی ننشسته و با آن ها معاشرت نداشته است. این به آن معناست که برای برخی از کارمندان، متمایز بودن رئیس آژانس خوشایند نیست.
همه این موارد حاکی از آن است که شانس البرادعی برای احراز پست ریاست جمهوری، البته در شرایطی که وی عملا کاندیدای این پست شود کاهش یافته است.
عمرو موسی ، دبیر کل اتحادیه عرب نیز گرچه دارای سابقهای مشابه است اما مساله این است که حضور وی در مصر پر رنگتر و ریشه دارتر است.
عمروموسی و البرادعی هر دو دارای مشکلات مشابهی هستند. آنها از حمایت حزب و جنبش قوی برخوردار نیستند. گرچه البرادعی طی سالهای گذشته از حمایت جنبشهایی برخوردار بوده که با تلفن، ایمیل و رسانه از وی حمایت کردهاند اما این جنبشها به اندازهی قوی نیستند که حضور حتمی وی را در عرصه قدرت تضمین کند.
برای البرادعی توجیه ملتی که در کنار آنها نبوده امری دشوار است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: