در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرام مجید در عاشقی نشان داد که انسانها چگونه میتوانند در مسیر زندگی، آنجا که همه فکر میکنند تاریکی همه جا را فرا گرفته است، چراغ روشن کنند! ارمغان تاریکی خوب آغاز کرد، جذاب ادامه یافت اما واقعیت این است، که می توانست پایانی بهتر از این داشته باشد. مجید تصمیمی بزرگ گرفت و برای احیای عشق خود آن را عملی کرد. این اقدام او میتوانست بیننده را شوکه کند. ارمغان تاریکی و انتخاب مجید چنین قابلیتی را داشت. سامان هم از ابتدای سریال نشان داد که شگفتزده کردن مخاطب را بلد است. او هر قسمت سریال را در جاهای خیلی خوبی به پایان میرساند. با این اوصاف این کارگردان حتما میدانسته که باید ارمغان تاریکی را چگونه به پایان برساند که برای مدتی هم که شده در ذهن مخاطب بماند و او را به فکر وادارد که آدمی از کجا به کجا میتواند برسد. ارمغان تاریکی نشان داد که عشق در مغز انسان کامل در والاترین مرتبه جای دارد. جایگاهی که آدمهایی مانند «بشرزاد» از آن سر در نمیآورند. مجید در دیدار خود با بشرزاد بعد از 15 سال وقتی او داشت از دنیای مدرن امروزی برایش میگفت این سوال را مطرح کرد که عشق در مغز انسانی که به نظر تو کامل است چه جایگاهی دارد؟ و بشرزاد نتوانست به این سوال پاسخ دهد. اما زمانی که مجید برای بار دوم به دیدن او آمد و به او و مهری گفت که برای حفظ عشق خود 15 سال کوری خودخواسته را برگزیده است؛ آنها مبهوت شدند و در این میان مهری بیشتر از بشرزاد طعم شکست و حقارت را چشید. او به خاطر اهداف سازمان از عشق مجید گذشت اما اکنون و با تصمیم مجید فهمید که بدجوری باخت. فهمید عشق از سیاست برتر است.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: