در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ظرفیت تولید مراکز استانها ساماندهی شده و برنامهسازان مراکز استانها گامهای خوبی در زمینه تولید انیمیشن، مستند و آثار نمایشی برداشتند. با یک بررسی ساده و پیگیری تولیدات اخیر مراکز استانها میتوان جایگاه آنها را بسیار ارزشمند توصیف کرد.
مراکز استانها چند نقش ویژه در سازمان صدا و سیما پیدا کردهاند. تولیدات آنها قابل رقابت با تولیدات شبکههای سراسری است، یعنی به مرور زمان حجم آثار مراکز استانها که از شبکههای سراسری روی آنتن میرود، بیشتر شده و همچنین توانستهاند از ظرفیتهای استانی خود به نحو مطلوبی بهره ببرند. مراکز استانها بیشتر متکی به ظرفیتهای درونی و نیروهای خودشان هستند و از نیروهای بومی برای اداره کارهایشان بهره میبرند. با این اتفاق رقابت بیشتری میان مراکز استانها و شبکههای سراسری صورت گرفته است به گونهای که برنامهسازان استانی با در اختیار داشتن امکانات و بودجه کافی میتوانند آثار فاخری تولید کنند. در گفتوگویی با چند نفر از هنرمندان، فعالیت و دغدغههای برنامهسازان مراکز استانها را مورد بررسی قرار دادیم.
تولیدات مراکز استان فراتر از مرزها هستند
فتحالله امیری، کارگردان مستند «زندگی در کسوف» تولید سیمای مرکز ایلام که بیش از 10 جایزه ملی و بینالمللی ازجمله دیپلم افتخار بهترین کارگردانی مستند جشنواره فجر و جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بینالمللی مونتهنگرو و... را کسب کرده است، میگوید: به نظر من شاید مراکز به علت عمر کوتاهشان در برنامهسازی نسبت به شبکههای ملی چند گامی عقب باشند، ولی این طور که به نظر میرسد با تزریق بودجه و مدیریت صحیح میتوانند بزودی از شبکههای ملی سبقت بگیرند. تنوع فرهنگی در جای جای کشورمان این امکان را به مراکز میدهد که آثار بومی با عمق موضوعی بیشتری نسبت به شبکههای ملی تولید کنند. آنچه مشخص است مراکز در خلق آثار و تولیدات بومی مستند از شبکههای سراسری پیشگامترند. آثار مستند تولید مراکز به خاطر ویژگی ذاتی مستند، قابلیت پخش بینالمللی دارند، اما متاسفانه سازمان هنوز به این نتیجه نرسیده است و زیرساختهای فرمت
DV توان توزیع بینالمللی ندارد.وی میافزاید: همچنان تلهفیلمها از اولویت بالاتری برخوردارند و مستند که میتواند یکی از محدود کانالهای انتقال فرهنگ ما به جهان و حتی جذبکننده توریسم برای کشور و سرمایه و اعتبار برای سازمان باشد با این شکل تولید محدود به درون مرزهاست و تا زمانی که 3 اصل ساده اولیه شامل فرمت
HD، باند صدای بینالملل و موسیقی با کپیرایت مشخص به تولید اضافه نشود، این امکان فراهم نمیشود. امیری ادامه میدهد: شاید هدف مدیران ارشد سازمان صدا و سیما از تولیدات سیمای مراکز پخش بومی و حداکثر داخلی باشد، ولی شخصا معتقدم ظرفیت تولیدات بینالمللی در 31 مرکز بیشتر از شبکههای سراسری است.فیلمسازان جوان به امکانات نیازمندند
این روزها نام احسان عبدیپور را شاید شما هم شنیده باشید. هنرمند بوشهری که تاکنون 2 فیلم به نامهای «افسانه 98» و «همسنگار» را تولید کرده هر دو در بخش ویدئویی جشنواره فیلم فجر به عنوان بهترین کارگردان فیلم شناخته شده است. وی فعالیتش را در صدا و سیمای بوشهر با نویسندگی شروع کرده و با توجه به علاقهای که داشته با حمایت مدیران صدا و سیمای مرکز بوشهر 2 فیلم یاد شده را ساخته است. وی به هنرمندان استانهای مختلف در کشور اشاره میکند و میگوید: شاید سال گذشته که فیلم افسانه 98 عنوان بهترین کارگردانی در بخش ویدئویی جشنواره را به دست آورد همه فکر میکردند شانسی یا از روی اقبال بوده، اما امسال وقتی در سالنی که فیلم همسنگار نمایش داده میشد حتی جای سوزن انداختن هم نبود، نشان از موفقیت این فیلم و تولیدکنندگان آن داشت. در تهیه این فیلم سعی کردم از هنرمندان شهر خودم استفاده کنم، چون همه افراد توانمند و بااستعدادی هستند. برخی فکر میکنند کاری که در شهرستان تولید میشود اصلا قابل رقابت با آثار تولید شده در تهران نیست در حالی که به نظر من خیلیها حتی بهتر از من در گوشه و کنار این کشور هستند که میتوانند بهترین اثر را در حوزههای مختلف خلق کنند.
وی از نوع نگاه برخی افراد به هنرمندان استانی گلایه میکند و میافزاید: نوع نگاه به تولید یک اثر در استانها به صورت سختافزاری است، یعنی این که با توجه به تعداد افراد و امکانات مورد استفاده در یک فیلم به آن بودجه اختصاص میدهند در حالی که نگاه خوب و پردازش داستان تاثیری بر بودجه ندارد. مقیاس برآورد برای یک اثر نباید دوربین، تعداد افراد شرکتکننده و مدت ساعات تولید باشد.
عبدیپور معتقد است: هنرمندان استانها سعی میکنند با نگاه جدیدی فیلم یا هر اثری را تولید کنند و این نیازمند حمایت جدی مسوولان کشور است تا آنها بتوانند بدون دغدغه به فعالیتشان ادامه بدهند. این افراد باید شناسایی شوند و امکانات مورد نیاز در اختیارشان قرار گیرد تا ما شاهد رشد و شکوفایی هنرمندان استانی و تبلور آثار جدید در کشورمان باشیم. این فیلمساز موفق خاطرنشان میکند: من از بوشهر نمیروم. شاید در حال حاضر بسیاری از هنرمندان هستند که بنا به دلایل مختلف ازجمله کمبود امکانات، منابع مالی یا حتی بیمهری مسوولان استان به تهران سفر کردهاند، اما من احساس نیاز نمیکنم که به تهران بیایم، چون معتقدم باید در بوشهر بمانم و در همین جا کار کنم و امیدوارم که مدیران نیز حمایتهای لازم را از هنرمندان استانها در برنامه کاریشان مدنظر قرار دهند و با نگاه فرهنگی در تولید آثار فاخر و ارزشی در کشورمان موثر باشند.
وی در پایان یادآور میشود: ما باید به فیلمسازان جوان در استانها منابع مالی و امکانات خوبی بدهیم تا آنها بتوانند اثرشان را تولید کنند. مسوولان باید سرمایهگذاری کنند تا نیروهای جوان و بااستعداد استانها بتوانند اثرشان را خلق کنند. امیدوارم روزی شاهد رشد و بالندگی هنرمندان استانها باشیم.
در حق شهرستانیها اجحاف میشود
حسین مظلوم جوان 30 ساله زاهدانی است که بیش از 10 سال در تولید انیمیشن فعالیت دارد. وی سال 1385 توانست با انیمشن جادهها مقام اول جشنواره فیلم کوتاه تهران را از آن خود کند. البته مظلوم تاکنون در 18 اثر انیمیشن حضور داشته و همچنان روزهای موفقیت را یکی پس از دیگری پشتسر میگذارد. وی مهمترین نیاز برنامهسازان استانی را آموزش میداند و بیان میکند: در مراکز استانها باید به صورت اختصاصی آموزش برنامهریزی شود. آموزشها نباید به صورت سطحی و دورههای کوتاه باشد بلکه این آموزشها باید به صورت مدوام و با برنامهریزی صورت بگیرد.
عیدیپور: هنرمندان استانها سعی میکنند با نگاه جدیدی فیلم یا هر اثر دیگری را تولید کنند و این امر نیازمند حمایت جدی مسوولان کشور است تا آنها بتوانند بدون دغدغه به فعالیتشان ادامه بدهند
وی اضافه میکند: من هم دوست داشتم مثل دیگر هنرمندان این عرصه در تهران باشم، چون فضای کار در تهران بسیار متفاوت با شهرستانهاست. همیشه در حق شهرستانیها اجحاف میشود. بسیاری از شهرستانی هم دوست دارند در جشنواره پویانمایی حضور داشته باشند، اما شاید باورتان نشود که پول رفت و برگشت و اقامت در تهران را ندارند، اما باز سعی کردم کنار همشهریهایم بمانم و بتوانم در این حوزه قدمهای مثتبی را بردارم.
مظلوم میگوید: من ناراحتم که در تهران نیستم چون مگر قرار است چند سال عمر کنم که با برآوردهای پایین کار بسازم. در حالی که وقتی آثار تولید شده خود و دوستانم را بررسی میکنم، میبینم هیچ تفاوتی با آثار تولید شده در تهران ندارد و بلکه از جهات مختلف بسیار بهتر و باکیفیتتر از آن تولید شده است.وی حمایت جدی مسوولان بخصوص در حوزه معاونت امور استانهای صدا و سیما را قوتقلبی برای هنرمندان استانها میداند و میگوید: اگر این حمایتهایی که تاکنون صورت گرفته، نبود مطمئن باشید بسیاری از هنرمندان دیگر در مراکز استانها نمیماندند و تلاش میکردند در تهران با توجه به فضایی که دارد، کار کنند.
تخصیص بودجه باید عادلانه باشد
با یک بررسی بسیار ساده میتوان فهمید بسیاری از هنرمندان ملی که اکنون در تهران فعالیت میکنند هر کدام متعلق به گوشه و کنار این کشور پهناور هستند، اما به دلایل مختلف به تهران مهاجرت کردهاند تا در پایتخت به فعالیت هنریشان ادامه بدهند. این هنرمندان آنقدر زیاد هستند که نمیتوان آنها را در این مجال نام برد. یکی از هنرمندان موفقی که هماکنون اثرش (ارمغان تاریکی) از شبکه 3 سیما پخش میشود، جلیل سامان است؛ کارگردان موفقی که تاکنون آثار مختلفی را تولید کرده است. وی تاکنون آثاری همچون فیلم سینمایی «وقت بودن» پخش شده از شبکه 4 سیما برنده 3 جایزه از جشنواره فیلم فجر، سریال «ترس و لرز» پخش شده از شبکه یک سیما، سریال «قصه قرارگاه» پخش شده از شبکه 3 سیما، مستند بازسازی «آیتالله لاری» نمایش داده شده از شبکه 2 سیما، مستند بازسازی «قیام جنوب»، مجموعه مستند بازسازی «حدیث سرو»، مستند «حدیث دلدادگی» و «مراسم عرفه در کربلا»، «کلید» ـ فیلم کوتاه ـ را کارگردانی و تدوین کرده است. سامان علاوه بر این آثار سریال ترس و لرز، سریال قصه قرارگاه، فیلمنامه سینمایی هانیه (سیمافیلم)، فیلمنامه سینمایی وقت بودن، سریال گذرگاه تاریکی (شبکه 3 سیما) و سریال تافته جدا بافته (شبکه 2 سیما) را نیز نگارش کرده که همه اینها نشان از موفقیت این چهره هنری دارد. جلیل سامان متولد 1348 فارغالتحصیل کارگردانی فیلم از دانشکده صدا و سیماست. وی تاکنون در مراکزی همچون صدا و سیمای مرکز فارس و یاسوج فعالیت داشته است. وی علت مهاجرتش را به تهران نوع نگاه به شهرستان عنوان میکند و میگوید: بسیاری از افراد نگاه شهرستانی به هنرمندان استانها دارند. این در حالی است که به نظر من بسیاری از هنرمندان استانی، هنرمند ملی به شمار میآیند.
وی به دستمزدهای پایین در استانها اشاره میکند و ادامه میدهد: وقتی اثری در شهرستان تولید میشود، برآورد بسیار پایینی برای آن در نظر میگیرند در حالی که اگر همین اثر در تهران تولید شود شاید 6 برابر مبلغ برای عوامل مصوب شود. هنرمندان استانها برای این که ثابت کنند هستند، میتوانند با بودجههای کم و دستمزدهای پایین آثار بسیار خوبی را خلق کنند که واقعا این حق آنها نیست و مسوولان باید توجه جدی به این موضوع داشته باشند و تخصیص بودجه باید عادلانه باشد. کارگردان یا عوامل دیگر در شهرستانها باید به اندازه کارگردان یا عوامل تهرانی دستمزد بگیرد.وی میافزاید: هنرمندان شهرستان همیشه متواضع هستند و با تمام انرژی برای تولید یک اثر زمان میگذارند. ما هنرمندان بسیار زیادی در مراکز داریم که واقعا از افرادی که حتی در تهران فعالیت میکنند کارشان بهتر است، اما آنها در شهرستان خودشان ماندهاند تا بتوانند به استانشان و افراد علاقهمند و با استعداد کمک کنند.
وی با اشاره به دلایل حضور خودش در تهران اظهار میکند: فضای رشد در استانها بسیار خوب است. مسوولان باید امکانات و منابع مالی لازم را در اختیار برنامهسازان قرار بدهند تا آنها بتوانند هنر و توان خودشان را به نمایش بگذارند. اگر هنرمندان مورد بیمهری مسوولان قرار بگیرند، قطعا آنها در استانها نخواهند ماند و مانند بقیه افراد به تهران یا شهرهای دیگر مهاجرت میکنند.
فرشید قرهلی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: