در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسشهای بی جواب
وزیر ارشاد هفته گذشته با داوران و برگزیدگان کتاب سال در هتل لاله تهران نشستی برگزار کرد. در این نشست پرویز بیگیحبیبآبادی حرفهایی زده و سوالهایی مطرح کرده است که در ذهن خیلی از دستاندرکاران ادبیات امروز ایران نیز بوده است.
از جمله حرفهایی که وی در این نشست مطرح کرده است این بوده که چرا وقتی قیصر امینپور به ساحت دوست پیوست، کتابش در جایزه کتاب سال شناخته شد و چرا در زمان خودش این اتفاق رخ نداد؟
همه ما به یاد داریم که در سالهای اخیر کتاب سال جمهوری اسلامی از کنار کتابهای مطرح برخی شاعران نامدار انقلاب از جمله گنجشک و جبرئیل سید حسن حسینی و آینههای ناگهان قیصر امینپور گذشت و حتی اثر ماندگار پژوهشی قیصر یعنی سنت و مدرنیسم در شعر معاصر گذشت.
این سوال که در جریان داوریها درباره اینچنین آثاری چه گذشته است و داوران آن دوره چه قضاوتی درباره شعر معاصر داشته اند بخشی از سوالات بی پاسخ شعر امروز است که باید روزی به آنها پرداخت.
رمان ایرانی، بازی رایانهای شد
هر کسی با ادبیات داستانی امروز ایران آشنایی داشته باشد با نام نادر ابراهیمی نویسنده فقید و پرکار ایرانی آشناست، اخیرا براساس کتاب بر جادههای آبی سرخ این نویسنده، یک بازی یارانهای به نام میر مهنا تولید شده که مرتضی رضایی نویسنده و کارگردان این بازی است.
داستان این بازی که بخش مهمی از آن بر اساس کتاب نادر ابراهیمی نوشته شده درباره شخصیتی به نام میر مهنا است. قرن 17 میلادی خلیج فارس و جزیره خارک توسط نیروهای کمپانی هند شرقی اشغال شد و ماجرای بازی از جایی آغاز میشود که حنانه دختری از اهالی جزیره خارک، با یورش سربازان کمپانی هند شرقی به خانه آنها دستگیر و در سیاه چال قلعه موسلستاین که مقر فرماندهی کمپانی هند شرقی است زندانی میشود.
در بازی میرمهنا، بازیکننده اصلی یک جوان جنوبی است که برای نجات خواهرش حنانه با یاران میرمهنا همسو و همراه میشود و با متجاوزان به وطن مبارزه میکند.
پیوند میان ادبیات و هنرهای دیگر از جمله سینما و پویانمایی، حلقه مفقودهای است که برای ایجاد پویایی در هر دو حوزه نیازمند تحرک بیشتر در این عرصهایم. در صورتی که سینماگران ایرانی، به داستانهای نویسندگان وطنی که براساس فضا و تاریخ مشترک مردم همین سرزمین نوشته شده اقبال نشان دهند، هم جنبه اقتصادی ادبیات تقویت خواهد شد و هم سینمای ایران از مشکل دیرینه فیلمنامههای کم بنیه نجات خواهد یافت.
چینی نویسنده!
هفته گذشته چهارمین جلسه نقد و بررسی کتاب در سال 89 با عنوان سبک زندگی در رمانهای دهه 80 در سالن اجتماعات معاون پژوهشی و آموزش سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد که شرکتکنندگان در این نشست دیدگاههای انتقادی خود را درباره جریانهای موجود در ادبیات ایران با صراحت بیان کردند.
جهانگیر خسروشاهی یکی از شرکتکنندگان در این نشست براساس خبر مهر از شورابهزار روشنفکری در ادبیات ایران سخن گفته و برخی از شاعران و نویسندگان را متهم کرده است که نسل آینده را به باتلاق و لجنزار کشاندهاند.
خسروشاهی افزوده است: وقتی شاعری فکر تنهایی و چینیاش است و در مقابل تهاجم به مملکتش سکوت میکند و حس میکند شان او بالاتر از شان دیگران است چه باید گفت. مشخص نیست منظور او از این شاعر سهراب سپهری است که در سال 1359 درگذشته است یا نه؟
احسان عباسلو نیز در این جلسه با بیان این که بسیاری از آموزههای غربی در حوزه جنگ نرم از طریق ادبیات داستانی وارد ایران شد گفته است: همه مراحل انتشار یک کتاب در اختیار ناشر است و این ناشران هستند که در نهایت با اعمال سلایق خود اینگونه جریانها را به وجود میآورند.
مهدی کاموس نیز در این نشست با نام بردن از برخی ناشران داخلی آنها را به در اختیار داشتن نویسندگان زنجیرهای و تصمیمگیری در زیرزمین انتشاراتشان برای ادبیات داستانی ایران متهم کرد.
این منتقد ادبی رویکرد تقلیدی به تجدد، مصرفگرایی، سرنوشتگرایی و تقدیرگرایی را جزو مولفههای موجود در رمانهای تالیفی دهه 80 ذکر کرد و ادامه داد: هماکنون چراغ قرمز ادبیات داستانی در ایران روشن شده و باید به شدت نگران این موضوع باشیم که چرا کتابهایی که ترویج طلاق میکنند یا فرقهگرا هستند مجوز انتشار میگیرند.
به گفته مهدی کاموس برخورد با اینگونه ادبیات تنها برعهده وزارت ارشاد نیست بلکه بقیه نهادهای فرهنگی نیز باید به میدان بیایند و با آنها برخورد کنند.
آرش شفاعی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: