در جشنواره فیلم فجر امسال بیش از پیش فقر تالیف فیلمنامه‌های اقتباسی احساس می‌شود

چرخه تکرار فیلم‌های ایرانی

جشنواره فیلم فجر دوباره مثل هر سال با سرو صدای بسیار برگزارشد. امسال شاید این امر با آمدن هفت و فریدون جیرانی نه تنها بیشتر، که به روزتر و حتی تحلیلی‌تر هم شده است! تا اینجای کار بد نیست. به هر حال برنامه‌های فرهنگی شاید در ضعیف‌ترین حالتشان از کشتی دسته یک و فوتبال دسته دوم بهتر باشند. حداقلش اگر بد هم باشد مردم با دیدنش می‌فهمند برنامه خوب فرهنگی چه می‌تواند باشد غیر از این‌که شبیه این برنامه‌های بد نباشد!
کد خبر: ۳۸۶۵۳۸

به هر رو، امسال هم کلی فیلم آمده تا 10 روزه جور یک سال مردم را بکشد. با تمام این احوال امسال هم بیش از پیش فقر تالیف فیلمنامه‌های اقتباسی احساس می‌شود. یعنی بسیاری از فیلمنامه‌نویسان ایرانی مثل همیشه تمام تلاششان را می‌کنند تا بتوانند داستانی بکر از خود درآورند تا شاید مردم را شگفت زده کنند.

با این حال، چون خیلی از فیلمنامه‌نویسان و یا حتی کارگردانان مولف ایران اگر حرف نو و جدیدی برای زدن داشته اند تا به جال باید زده باشند، می‌بینیم که فیلم‌های شاخص با حرف‌های نو مثل آب در بیابان کیمیا شده‌اند. فیلمنامه‌نویسان جوان نیز که از گرد راه می‌رسند غالبا زیر نظر استادانی آموزش دیده‌اند که خیلی از همین فیلمنامه‌نویسانی‌اند که دارند برای همین کارگردانان تقریبا تکراری فیلمنامه می‌نویسند و فقط هر ساله اگر سینمای ایران خیلی هنر داشته باشد، برخی از شاگردان را به جمع استادان و شاگردان قدیمی همان استادان اضافه می‌کند! این یعنی تقریبا به نوعی همان تسلسلی که برخی منطقیون باطلش می‌دانند، با اندکی اغماض البته! تمام این مساله یعنی این‌که هر سال باید برای دیدن فیلمی نو با حرف‌هایی جدید یا حتی با تکنیک‌های فیلمسازی جدید کلی فیلم تکراری را ببینی تا شاید از این میان چیزی عایدت شود.

برای حل این معضل بسیاری از فیلمنامه‌نویسان برتر دنیا به جای این‌که سعی کنند صبح تا شب فکر کنند تا فیلمنامه‌ای نو بنویسند، تلاش خود را برای بارور کردن و پرورش داستان‌های نویسندگان متعددی صرف کنند تا هم مخاطب بسیاری از رمان‌ها و داستان‌های کوتاه از چند صد هزار یا چند میلیون به چند صد میلیون و یا حتی چند میلیارد نفر برسد و هم فیلمنامه‌ای برتر و درخشان از خود به جای گذارند. به هر حال در فیلمنامه‌نویسی زایش طرح به همان اندازه اهمیت دارد که پرورش یک طرح شاید تکراری!

برهمین اساس می‌توان گفت فیلمنامه‌های اقتباسی آنقدر برای یک سینمای به تکرار افتاده اتفاق مثبت در بر دارد که نمی‌توان منکر آن شد. کما این‌که در سینمای آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین کشور تولیدکننده فیلم در دنیا، بهترین و بزرگ‌ترین آثار هر ساله آثاری است که ریشه در رمان‌ها، داستان‌ها و یا حتی کتاب‌های غیر ادبی با حرف‌های نو دارد. نمی‌توان منکر این شد که شاهکارهایی مثل فارست گامپ، هفت، کوری و... به تنهایی توانسته‌اند خود را سر زبان‌ها بیندازند. در این آثار اقتباسی فیلمنامه‌نویس و کارگردان تمام تلاش خودشان را به جای فکر کردن به روی داستان، معطوف چگونگی نمایش همان حرف‌های قشنگی می‌کنند که در داستان آمده است. یعنی بیش از تلاش برای هستی‌شناسی بر روی یک اثر، تلاش برای روش شناسی درست داشته‌اند و به همین دلیل است که می‌بینیم سینمای آمریکا در کنار آثار فیلمنامه نویسان خود که مسلما از روی آثار مکتوب اثر می‌پذیرند، هرساله از بسیاری از فیلمنامه‌های اقتباسی نیز بهره می‌برد تا مردم با افکار متعدد، نو و جذابی که شاید به صورت کتاب به چشم خیلی‌ها نیاید، در قاب تصویر به چشم بسیاری از علاقه‌مندان بیاید...

در این میان باید به این اندیشید که سینمای ایران با قامت نحیف خود تا کی دوام خواهد آورد و چه زمانی دوست خواهد داشت از کتاب‌های داستانی و حتی غیرداستانی(سیاسی و استراتژیک) به عنوان یکی از منابع اصلی و قابل اعتماد برای فیلمسازی استفاده کند؟!

http:‌/‌‌/‌www.ketabkhar.ir ‌

وبلاگ کتابخوار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها