در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما آیا صرف ایجاد مسیر ویژه دوچرخهسواری و کیوسکهایی که پر از دوچرخههای کرایهای است میتواند مردم را به استفاده از این وسایل نقلیه پاک ترغیب کند. آیا موقعیت جغرافیایی پایتخت اجازه استفاده از این وسیله را میدهد یا این برنامه تقلیدی کورکورانه از شهرهای کشورهای پیشرفته است؟
تجربه اولین مسیرهای دوچرخه در برخی مناطق مانند منطقه 4 و بخشی از منطقه 8 نشان میدهد که این طرح هنوز نتوانسته اقبال عمومی را به خود جلب کند. وقتی حدود 7 سال قبل اولین مسیر دوچرخهسواری با موزاییکهای نارنجی رنگ در شرق تهران کشیده شد، عدهای تصور کردند که این تغییر رنگ موزاییکها جنبه تزئینی دارد، بعد از مدتی که در خبرها مسیر دوچرخهسواری به مردم تفهیم شد، گروهی پا به رکاب شدند، اما شلوغی پیادهروها در صبح و عصر و گاهی برخورد دوچرخهها به عابران و تنگی مسیر پیادهروها باز هم مانعی برای رواج دوچرخهسواری شد. سرانجام شهرداری به فکر ایجاد کیوسکهای کرایه دوچرخه افتاد که باز هم گروهی مانند زنان از چرخه استفاده از این وسیله به بهانه ممنوعیتهای عرفی یا فرهنگی بیرون ماندند!
همه اینها گفته شد تا این نتیجه حاصل شود که اجرای تغییر در الگوی زندگی مردم ابتدا به ایجاد زیرساختهای فرهنگی و سپس شرایط محیطی نیازمند است. در کلانشهری که آلودگی هوا بخصوص در نقاط مرکزی بیداد میکند، دوچرخهسواری و جایگزینی آن با خودرو خودکشی است.
از سوی دیگر تهران کلانشهری است که در عرض توسعهیافته و فاصله منزل تا محل کار بسیاری از شهروندان بیش از چند کیلومتر است. در شهری که سرانه ورزش و آمادگی جسمانی مردم آن چندان مطلوب نیست، آیا میتوان انتظار داشت تنها با ایجاد مسیر دوچرخهسواری معجزهای صورت گیرد؟
کتایون مصری
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: