نگاهی به تیتراژ سریال «زیر تیغ»

چشم‌ها، دست‌ها، دهان‌ها

فضای سریال به مناسبت داستان تلخ و پیچیده‌ای که روایت می‌کند، پیچیده از نظر احساسی و نه به معنای پیچیدگی در ساختار شکل روایت فیلمنامه، حذف عامل رنگ را در ابتدای تیتراژش کاملا توجیه می‌کند، فضایی که در آن هیچ رنگی از شادی نیست و گرفته و ماتم‌زده است. به‌همین دلیل است که تصاویر ابتدای آن کاملا سیاه‌ و سفید است. به‌جز نوشته‌های آن که به شکل دستنویس و به رنگ قرمز و به رنگ خون است، خون بی‌گناهی که در ابتدای فیلم ریخته شده است.
کد خبر: ۳۷۵۵۵۵

داستان زیر تیغ کاملا سنگین است، ریتم کندی دارد و با سرعت پیش نمی‌رود، سعی می‌کند خفقان شرایط عجیب خود را منتقل کند و به همین دلیل است که بیش از داستان محوری، فضامحور است و این سکون باعث می‌شود تصاویر ابتدایی تیتراژ به صورت عکس‌هایی از شخصیت‌های داستان باشد در شرایط مختلف؛ عکس‌هایی که تماما سرشار از احساسات اصیل و متنوع انسانی ا‌ست، ترس، غم، نفرت، شکست و... همه و همه در این تصاویر قابل رویت است، بی‌آن که بخواهد هیچ غلوی در آنها صورت گیرد و البته این مساله از طرفی به بازی بازیگران هم برمی‌گردد، که یکی از نقاط قوت سریال به شمار می‌آید و عاملی‌ است که یکی از ابعاد درخشان اثر است. سپس تصویر روی عکس‌ها حرکت می‌کند و درواقع تکنیک کلی تیتراژ ابتدایی همین است. اما نکته‌ای که درباره حرکت تصویر و تاکید بصری آن قابل ذکر است، این که ابتدا در تمامی عکس‌ها، تصویر در انتهای حرکتش بر روی چشم‌ها حرکت می‌کنند و روی آنها زوم می‌کنند. در ادامه، در تعدادی از آنها این تاکید بر روی دست‌هاست و در تعداد کمی هم روی دهان‌ها زوم می‌شود. چشم‌ها جزو لاینفک انتقال احساسات هستند، جایی که برخی از حس‌ها به زبان نمی‌آیند و سکوت اختیار می‌شود، سکوتی که خیلی از جاهای سریال حضور دارد و افراد بیش از هر چیزی با چشمانشان سخن می‌گویند، چشمانی که منتظرند، غمگینند و در آنها اشک جمع شده است و این باعث می‌شود که در همان ابتدا روی آنها تاکید ویژه‌ای باشد. سپس دست‌ها هستند، دست‌هایی که عمدتا در حال التماس‌اند، افرادی که خودشان را شکسته‌اند و پایین آورده‌اند و عاجزانه درخواست می‌کنند و اتفاق اصلی داستان هم به وسیله دستانی رخ داده که در آخر فیلم هم به آن ختم می‌شود، دستان مرتکب قتلی که در پایان دست پسر مقتول را می‌فشارد و در آخر هم دهان‌هایی که اگرچه بسیار کم اما به هر حال به سخن می‌آیند و حرف‌هایی می‌زنند که در غایت تلخی‌شان چاره‌ای از نگفتنشان نیست.

موسیقی حسین علیزاده در تمام مدت تیتراژ، همراه و راوی این حجم از ماتم است و سنگینی بارش را با تکیه به صدای تار و همراهی گروه کر، کاملا منتقل می‌کند. موسیقی یکی از نقاط قوت اصلی تیتراژ زیر تیغ است و شروع مقدمه این مرثیه را به زیبایی هر چه تمام‌تر بیان می‌کند.

حمیدرضا رفعت‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها