آیا شما از سوپر محله‌تان کتاب می‌خرید؟

نان ‌و ‌پنیر ‌و‌ کتاب

شما هم احتمالا یکی از همان جوان‌هایی هستید که آخر هفته‌ها برای این که اوقات فراغت‌تان را یک جوری پر کنید، سری به سوپر محل می‌زنید و از فروشنده سراغ یک فیلم جدید را می‌گیرید. سوپری محل شما هم احتمالا دیگر حسابی حرفه‌ای شده و خود یک پا منتقد فیلم است، برایتان می‌گوید که کدام فیلم خیلی خوب است و چه کسانی در آن بازی می‌کنند. شما هم همان طور که در زمینه ماست و پنیر و روغن به او اعتماد دارید، در زمینه فیلم هم به نظرش اعتماد می‌کنید و با یکی دو تا فیلم و یک کیسه پر از شیر و ماکارونی و خامه و بنشن، از مغازه می‌آیید بیرون. تازگی‌ها هم که بازار این سریال‌ها حسابی گرم شده و به کیسه خریدتان باید آخرین قسمت‌های جدید آن را اضافه کنید.
کد خبر: ۳۶۷۷۲۹

خب تا اینجا که گویا همه راضی هستند، اما داستان ما از اینجا شروع می‌شود که قرار است در سوپر محله‌تان، کتاب هم فروخته شود. داستانی که در فصل اولش، ماجراهای زیادی داشته است.

اگر یادتان باشد (البته توقع نداریم یادتان باشد، چون هنوز خیلی جوانید) آن قدیم‌ها اصولا سوپرمارکت‌های بزرگ به تعداد انگشتان دست بودند و هر محله در عوض، چند تا بقالی پر و پیمان داشت. این بقالی‌های نقلی آنقدر جا نداشتند که غیر از نخود و لوبیا و ماست و پنیر و احیانا کمی تنقلات، به نیازهای دیگر مردم برسند، اما همان موقع‌ها، اگر در محله‌تان یک داروخانه درست و حسابی داشتید ممکن بود، کنار انواع دارو و شامپو و دستمال کاغذی، یک قفسه هم پیدا کنید که در آن چند تا کتاب گذاشته بودند؛ کتاب‌هایی با موضوع بهداشت دهان و دندان،
فشار‌خون ، دیابت و... بعدها مجله‌‌ها و روزنامه‌های مربوط به بهداشت و سلامت هم سر از داروخانه‌ها درآوردند و خلاصه کسی از بودن این جور کتاب‌ها و نشریات تعجب نمی‌کرد. غیر از این، اگر کتاب می‌خواستید در شهرهای ‌بزرگ باید می‌رفتید کتابفروشی. اگر هم در شهرهای کوچک زندگی می‌کردید، باید به مغازه‌هایی می‌رفتید که به آنها می‌گفتند مطبوعاتی و هر مطبوعه‌ای در آن یافت می‌شد.

چند وقت بعد،‌ مسوولان به فکر افتادند تا کتابخوانی را گسترش بدهند و در این راه کتاب به ایستگاه‌های مترو و قطار و... هم راه پیدا کرد. نکته مهم درباره این کتاب‌ها البته این بود که کتاب‌های ایستگاهی معمولا بیشتر جنبه سرگرم‌کننده داشتند یا تلخیصی از آثار بزرگ ادبی بودند، اما حالا انگار قرار است کتابخوانی آنقدر ترویج شود که دیگر برای خریدن کتاب مجبور نباشید تا کتابفروشی بروید. فقط کافی است سری به سوپر محله‌تان بزنید.

موافقان و مخالفان سرسخت

فکر نکنید قضیه به این آسانی‌هاست. همین جوری الکی که متولیان فرهنگ قبول نمی‌کنند کتاب در کنار پودر لباسشویی و نخود و لوبیا عرضه شود. همین الان اگر در اینترنت جستجو کنید، می‌بینید که تا دلتان بخواهد نویسنده و هنرمند و مترجم درباره این موضوع اظهارنظر کرده‌اند و طبق‌معمول نظرها از موافق تا مخالف را دربر می‌گیرد. موافق‌ها معتقدند که ما آنقدر از فقر کتابخوانی در مملکت‌مان رنج می‌بریم که کتاب هر جوری شده باید در سبد مصرف خانواده‌ها جا بگیرد و چه جایی بهتر از سوپرمارکت‌ها که هر خانواده‌ای به هر حال در طول روز به آنجا سر می‌زند. آنها همچنین معتقدند که سوپرمارکت جایی است که همه اعضای خانواده از پیر و جوان و زن و مرد به آنجا رفت و آمد دارند و اگر اهل کتاب خریدن نباشند به مرور با دیدن کتاب به آن علاقه‌مند می‌شوند. از طرفی آنها تاکید می‌کنند که همه جای دنیا، سوپرمارکت یعنی جایی که همه چیز در آن عرضه می‌شود و دیدن کتاب و مجله در سوپرمارکت‌های جهان، موضوعی عادی است.

اما مخالف‌ها آنقدر برای کتاب حرمت قائلند که فکر می‌کنند خریدن کتاب از سوپرمارکت بی‌احترامی به آن است و اگر کتاب را در چنین جاهایی بفروشیم، تبدیل به کالا می‌شود و ارزش معنوی‌اش از دست می‌رود. بدبین‌ترها حتی معتقدند که این طرح هدف‌‌های خاصی را دنبال می‌کند و قرار است براساس آن تنها از برخی کتاب‌ها حمایت ویژه شود. البته تحقیقات نشان می‌دهد که هرچند فعلا این طرح را یکی از ناشران کشور، یعنی انتشارات سوره مهر اجرایی کرده و شما می‌توانید تبلیغات فروش کتاب «دا» را پشت شیشه سوپر محل‌تان ببینید، اما گویا چند ناشر دیگر هم مشغول طراحی و انتشار کتاب‌هایی تنها برای عرضه در سوپرمارکت‌ها هستند و بزودی سرو کله کتاب‌های آنها هم در مغازه‌ها پیدا می‌شود، اما همه اینها را گفتیم که این سوال را مطرح کنیم: جوان‌ها با کتاب‌های سوپرمارکتی چه برخوردی می‌کنند؟

نگاه دیگر

احتمال این که جوان‌ها اولین خریداران کتاب از سوپر مارکت‌ها باشند، خیلی زیاد است. در واقع می‌شود گفت روحیه جستجوگر جوانی اقتضا می‌کند که از پدیده‌های نو استقبال کنند و به این ترتیب می‌توان انتظار داشت که این طرح هم مثل طرح عرضه فیلم در این مکان‌ها موفق شود. نظرخواهی ما هم نشان می‌دهد که جوان‌ها از این که کتاب به سادگی در اختیارشان قرار بگیرد و مجبور نباشند برای تهیه آن همه جا را جستجو کنند، استقبال می‌کنند. به اعتقاد آنها وجود تابوهای ذهنی برای محدود کردن عرضه کتاب چندان معنایی ندارد و حتی آنهایی که خیلی اهل کتاب نیستند، فرصت پیدا می‌کنند که از نزدیک کتاب را لمس کنند و ورق بزنند و وسوسه خریدنش را پیدا کنند. به نظر ما که این وسوسه خیلی ارزشمند است. پیشنهادمان هم این است که این بار وقتی برای خرید به سوپر محل‌تان رفتید، سراغ کتاب‌های جدید را بگیرید. تا چند وقت دیگر صاحب سوپرمارکت محله، یک پا کارشناس حوزه کتاب می‌شود و احتمالا خودش هم به جمع کتابخوان‌ها خواهد پیوست.

وحید رزاقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها