در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطبزاده، امیر انتظام، مهدی هاشمی، فاضل خداداد، غلامحسین کرباسچی و شهرام جزایری از جمله این موارد است. در برخی موارد بدون توجه به جایگاه و موقعیت متهم، رسیدگی قضایی انجام و عدالت اجرا شده است و در برخی موارد، اجرای عدالت حداقل با ابهاماتی روبهرو شده است.
نحوه مواجهه دستگاه قضایی، شخصیتها و جریانهای حامی، رسانهها و مردم با این دادگاهها معیاری برای میزان بلوغ فکری، سیاسی، قانونمندی و عدالتخواهی است که متأسفانه باید بگوییم در برخی از موارد مذکور حداقل بخش یا بخشهایی از جامعه نمره قابل قبولی دریافت نکردهاند.
خبر احتمال بازگشت مهدی هاشمی رفسنجانی از لندن یک بار دیگر میرود تا آزمون جدیدی را رقم بزند تا معلوم شود پس از 31 سال از گذشت انقلاب اسلامی، بلوغ پیشگفته در هر یک از بخشها در چه شرایطی است.
البته در مجموع به نظر میرسد اگر جامعه ملول و خسته از فتنه سال 88 و در آستانه اجرای هدفمندسازی یارانهها با چنین موضوعی مواجه نشود و بتوان بازگشت وی را به تعویق انداخت، به مصلحت کشور نزدیکتر باشد اما اگر این مصلحت مورد توجه قرار نگرفت، از آیتالله هاشمی رفسنجانی، جریانهای سیاسی، رسانهها، مردم و قوه قضاییه انتظاراتی وجود دارد که موضوع این نوشتار البته به اختصار است.
1ـ آیتالله هاشمی رفسنجانی، سیاستمدار 76 ساله و از شخصیتها و چهرههای دیرآشنای انقلاب اسلامی است که در همه دوران انقلاب و بخصوص پس از پیروزی انقلاب نام ایشان همراه انقلاب بوده است. عضو شورای انقلاب، فرماندهی جنگ، حدود 3 دوره ریاست مجلس شورای اسلامی، 2 دوره ریاست جمهوری، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان رهبری از اهم مسوولیتهای گذشته و حال این چهره سرشناس است.
مهدی هاشمی 41 ساله، دومین فرزند پسر و چهارمین فرزند ایشان است که رفتار و عملکرد او سالهاست با سؤالاتی روبهرو بوده است، یک بار دیگر نیز در زمان ریاست جمهوری پدرش، وزارت اطلاعات برای او پروندهای تشکیل داد اما بدون نتیجه و با تغییر معاون مربوط ماجرا پایان یافت.
البته «گفته میشود» ها اعم از راست ودروغ درباره خانواده آقای هاشمی اختصاص به مهدی ندارد ولی تاکنون در حد همین گفته میشود باقی مانده و هیچگاه فرصتی برای رسیدگی به آنها فراهم نشده است.
به هر حال آقای هاشمی رفسنجانی در قبال رسیدگی به اتهامات مهدی میتواند همه اعتبار و سرمایه انقلابی خود را به او پیوند بزند و محاکمه مهدی را محاکمه خود بداند و به این ترتیب ضمن دشوار کردن کار قوه قضاییه، مسیر اجرای عدالت را ناهموار سازد و شائبههای موجود در افکار عمومی را تقویت کند. اما انتظار از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تشخیص صحیح مصلحت و جدایی انداختن بین فرزند متهم و احتمالاً مجرم با شخصیت حقیقی و حقوقی خود است.
به عبارت دیگر، توقع این است که آقای هاشمی رفسنجانی، محاکمه مهدی را محاکمه فردی از جامعه بداند و از قوه قضاییه درخواست رسیدگی عادلانه به اتهامات او را داشته باشد و در صورتیکه اتهامات او به اثبات رسید نه تنها او را از اهل خود نداند بلکه عَمَل غیر صالح بداند.
در ماجرای حضرت نوح (علیهالسلام) چنین میخوانیم: نوح (در آن لحظهای که موج بین او و پسرش حائل شد) پروردگارش را ندا کرده، با استغاثه گفت: ای پروردگار من! پسرم از خاندان من است و بدرستی که وعده تو حق است و تو احکمالحاکمینی. خطاب رسید: ای نوح! او از خاندان تو نیست چون که او عمل ناصالحی است. لذا از من چیزی که اجازه خواستنش را نداری مخواه، من زنهارت میدهم از اینکه از جاهلان شوی. نوح عرضه کرد: پروردگارا! من به تو پناه میبرم از اینکه درخواستی کنم که نسبت به صلاح و فساد آن علمی نداشته باشم و تو اگر مرا نیامرزی و رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود.(47ـ45 سوره مبارکه هود)
2ـ دومین گروه که انتظارات زیادی متوجه آنهاست، جریانهای سیاسی موافق و مخالف این محاکمه هستند. آنها نیز در این آزمون محک خواهند خورد که نسبتشان با عدالت چیست؟ آنان که موافق یا مشتاق این محاکمه هستند باید نشان دهند که اشتیاقشان صرفاً به اجرای عدالت است و نه گرفتن انتقام از رقیب سیاسی خود و دست یافتن به فرصتی برای تسویهحسابهای سیاسی، مخالفان نیز مراقب باشند که مخالفتشان از نگرانی آنها درباره برملاشدن خودشان حکایت نکند یا قبیلهگراییهای دوران جاهلیت را در اذهان تداعی نسازد.
3ـ رسانهها سومین بخش و اثرگذارترین بخش این ماجرا هستند. اگر چه تفکیک رسانهها از عقبههای سیاسی آنها دشوار است ولی توقع منصفانه از آنها این است که از هیجانی و احساسی کردن فضا فاصله گرفته و با حاکم کردن عقلانیت و اخلاق، بستر مناسب برای اجرای عدالت را فراهم آورند.
سیاسی نشان دادن ماجرا و فشار به قوه قضاییه برای عقبنشینی از انجام این محاکمه یا حمله به آقای هاشمی رفسنجانی به جای پرداختن به مهدی هاشمی و فشار به قوه قضاییه برای اقداماتی سختگیرانهتر از معمول، از جمله مواردی است که رسانههای له یا علیه این موضوع باید از آنها پرهیز کنند.
4ـ اکثریت مردم، ناظران بیطرف این رویدادها هستند. مردم نیز باید ضمن هوشیاری مراقبت کنند توسط بیگانگان یا ذینفعان این ماجرا مدیریت افکار نشوند و بستر ایجاد، رشد و ترویج شایعات را هم فراهم نسازند. باید بپذیریم جامعه ما در عین ویژگیهای مثبت زیاد با ضعفهایی هم روبهروست. پذیرش شایعات و در نتیجه چراغ سبز به سازندگان آنها از جمله این ضعفهاست.
افکار عمومی مهمترین بستری است که عدالت میتواند در صورت هموار بودن مسیر، امکان تحقق پیدا کند لذا نحوه مواجهه صحیح مردم با این موضوع و مطالبه اجرای قانون و عدالت ارزشمندترین سرمایه برای دستگاه قضایی خواهد بود.
5ـ و سرانجام قوه قضاییه که در آزمونی سخت قرار دارد. آیتالله هاشمی رفسنجانی، جریانهای سیاسی، رسانهها و بخصوص قوه قضاییه باید بدانند که دو صد گفته درباره عدالت و قانونمندی و عدم ملاحظه صاحبان قدرت و ثروت چون نیم کردار نیست و عملکرد آنها بویژه قوه قضاییه در چنین پروندههایی، سهم بزرگی در ذهنیت جامعه از آنها دارد.
قوه قضاییه باید مراقبت کند که از نخستین اظهارنظرهای مقاماتش در این باره تا نحوه دستگیری، نحوه رسیدگی، تنظیم کیفرخواست، قاضی پرونده، علنی یا غیرعلنی بودن دادگاه، نحوه اطلاعرسانی در مراحل مختلف، صدور حکم، مراحل تجدیدنظر و نهایتا اجرای حکم زیر ذرهبین است. این قوه ضمن اعمال حداکثر تدبیر باید نشان دهد ابتناء بر قانون و اجرای عدالت مهمترین هدفی است که دنبال میکند. قوه قضاییه باید مراقبت کند نه تحت تأثیر فشارهای جریانهای سیاسی موافق و مخالف قرار گیرد و نه هیجانهای ناشی از فضاسازیهای رسانهای داخل و خارج بر کارش اثر بگذارد. به هر حال واقعیت این است که این صحنه، آزمونی دشوار برای قوه قضاییه است و سربلندی در این آزمون، انتظار دلسوزان از این قوه است.
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: