در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وبلاگها بدون در نظر گرفتن مولفه زمان طراحی شدهاند و هیچ محدودیتی به لحاظ زمان برای آنها در نظر گرفته نشده است. حیاتشان وابسته به زمان نیست، یعنی پس از ثبت، اقدام به فعالیت میکنند مگر مالکش، عمدا یا سهوا، به فعالیتش خاتمه دهد. همانطور که گفته یا حداقل فرض شد، وبلاگها بدون در نظر گرفتن مولفه زمان طراحی شدهاند و این به معنای چشمپوشی از پدیدهای به نام مرگ است. حال، 50 یا 100 سال آینده را تصور کنید که تعداد بیشماری از صاحبان وبلاگها از دنیا رفتهاند و این یعنی حضور وبلاگ یا وبسایتهایی که دیگر به روز نمیشوند و نخواهند شد مگر استثناهایی که به لحاظ کمیت از فهرست آمار حذف خواهند شد. وبلاگهایی که به لحاظ وجود کد امنیتی، قابلیت دسترسی، به روز شدن و حذف شدن را از دست دادهاند. جستجو در اینترنت برگرفته از الگوی مجموعهها در ریاضی و منطق میباشد. یعنی بر اساس تشابه و صفت اشتراکی عمل میکنند و این یعنی موجی از وبلاگها که تنها به خاطر یک یا 2 مورد مشابه در موضوع یا عنوان با دیگر وبلاگها در لیست سرچ یا جستجو قرار میگیرند و روی صفحه به نمایش در میآیند. البته که مخاطب آینده هم نسبت به این موضوع بیاطلاع خواهد بود و احتمالا پیام یا کامنتی هم خواهد گذاشت و این مثل این میماند که ما با دنیای مردهها صحبت میکنیم بیآنکه پاسخی بشنویم. شکلی از مرده پرستی اما نا آگاهانه. شبیه حرف زدن با سنگ قبر است که اصطلاحا میگوییم مردهپرستی که امروزه به عنوان یک موضوع در دستور کار روشنفکری است. چه بسا که همین امروز با حداقل یکی از آنها به گفتگو نشسته باشیم و پس از خوانش دستنوشتههایش، نظر یا کامنتی هم برایش گذاشتهایم.
تشخیص و جداسازی وبلاگ یا وبسایتهای مردگان کار آسانی نیست و تلاش برای شناسایی آنها، به ظاهر، امری بیهوده مینماید. شاید یک راه این باشد که وصیت کنیم یا این که اداره ثبت احوال با برقراری ارتباط با شبکههای ماهوارهای و اینترنتی، به همراه ابطال شناسنامه به حذف وبلاگ متوفی نیز اقدام کند یا نه، هیچ اقدامی نکنیم و به مرور، شاهد شکلگیری و حضور قبرستانهای اینترنتی در خانههایمان باشیم و نیمه شب با متن مردگان به گفتگو بنشینیم و برایشان کامنت بگذاریم. با توجه به نمودار کاهش جمعیت، حداقل در کشور خودمان و رشد وبلاگنویسی در همین کلونی، در آیندهای نهچندان دور با خیل مردگان اینترنتی مواجه خواهیم شد که بیشک خود من هم یکی از آنها خواهم بود.شاید این سوال مطرح شود که مطالب ثبت شده دارای تاریخ و حتی ساعت هستند. اما تاریخهای کمرنگ که به لحاظ استقرارشان در صفحه کماهمیت جلوه میکنند، بیش و پیش از این که به روشن شدن موضوع کمک کنند، ما را به شک میاندازند و این سوال را پیشرویمان قرار میدهند که آیا نویسنده مطلب در قید حیات است یا نه؟ این حداقل اتفاقی است که با آن مواجه خواهیم شد. شکی بی پایان و سوالی بیپاسخ که آیا صاحب وبلاگ مرده است یا زنده، وبلاگش را رها کرده یا؟! این شک و گمانی است که حتی با فرستادن ایمیل هم برطرف نخواهد شد و برای همیشه با ما خواهد ماند به خصوص اگر تعلق خاطری هم در کار باشد.
وبلاگ محمدهادی پورابراهیم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: