آینه‌های روبرو

چند دو بیتی از فاطمه ناظری

1 به فال تو گلی پرپر بیفتد دلت باعشق روزی در بیفتد در این قحطی برای چشم‌هایت الهی! اتفاقی ‌تر بیفتد
کد خبر: ۳۵۸۴۵۲

2

نگاهش کردم و قلب من آزرد

کسی سیب دلم را ناگهان خورد

میان خواب آهو بودم انگار

پلنگی آمد و چشم مرا برد

3

اگرچه چشم من آهوترین است

و روح من چنان است و چنین است

نفوذ عشق در قلبت مَحال است

دلت انگار از دیوار چین است

4

دل ما زیر بار غصه خم ؟... نه

به چشم ما فقط یک لحظه نم؟... نه

و حتا مرگ را کوچک شماریم

و هرگز عشقمان را دست کم؟... نه

5

ز هر در می‌رسد ماتم برایم

هجوم لشکری از غم برایم

همین دلتنگی‌ات بر زخم من شد

به جای نوشدارو سَم برایم

6

هوای ابری و مرطوب چشمت

دلم را می‌کند مغلوب چشمت

قوانین نگاهم را به هم زد

دوتا کولی شهر آشوب چشمت!

7

کسی چون من دل عاشق ندارد

نگاهش مغرب و مشرق ندارد

دل من روستایی بیسواد است

و عشقم فلسفه منطق ندارد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها