در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تمام ماجراهای فرعی با آن و قراردادن داستان های فرعی مختلف و به گونه ای مکمل باعث شده این مجموعه در زمره آثار قابل قبول قرار گیرد. در قسمتهای جدیدتر این مجموعه ، «سرگرد امین» که نقشی محوری و اصلی در کل سریال دارد، در هر قسمت به دنبال کشف واقعیت است.
او به کمک همکارانش در تلاش است ، تا در هر قسمت با توجه به داستان مربوط - که حول یک جنایت دور می زند - آنچه را که ناشناخته و مجهول مانده ، کشف کند.
به تعبیری ، تلاش وی با توجه به زمینه ای که در فیلمنامه ارائه می شود، حاکی از حضور یک قهرمان است ؛ قهرمانی که با اتکائ دانش و توانایی هایش ، گره ها را می گشاید. این دیدگاه قهرمان باورانه در ذهن مخاطب ، همواره با جذابیت و زیبایی توام است.
مخاطب او را می پذیرد و با او همراه می شود و نهایتا باورش می کند. شاید عمده ترین دلیل همذات پنداری مخاطب با کاراکترها، شخصیت پردازی مناسب فیلمنامه نویس این مجموعه است.
نکته دیگری که در فیلمنامه این مجموعه حائز اهمیت است ، روند شکل گیری اتفاقات و حوادث امروز است. به تعبیری چون اتفاقات موجود در داستان های این مجموعه برآمده از متن جامعه هستند، در عین ملموس بودن ، واقعی می نمایند. حتی کاراکترهای فرعی نیز بخوبی تعریف می شوند.
«رحمانی» از شخصیت های کاملا سیاه یا سفید بهره نمی برد، بلکه او سعی می کند از کاراکترهایی استفاده کند که اگرچه گناهکارند، اما دلایل و زمینه های اجتماعی ، در ارتکاب آنها به جرم ، بی تاثیر نبوده اند. توجه او به آسیبهای اجتماعی ، هنگام بیان اتفاقات داستان ، به نوعی ، بر باورپذیری داستان هایش می افزاید.
فیلمنامه نویس ، با تکیه بر «زمینه های اجتماعی بروز جرم»، توانسته آن گونه که خود می خواهد، مخاطب را با ماجرایی پلیسی مواجه کند.
او صرفا در پی طرح و حل یک معما نیست ، بلکه هدفش بیشتر، نگاهی موشکافانه به جامعه و علل به وجود آمدن این اتفاقات است. ساختار هر بخش این مجموعه به گونه ای است که با وقوع یک قتل آغاز می شود و سپس تلاش سرگرد امین و صبوری و سایر همکارانش برای کشف ماجرا، ادامه ای بر این بخش آغازین است.
به عنوان نمونه ، در قسمت «خانه وحشت»، قتل جوانی که توزیع کننده مواد مخدر است ، پایگاهی برای ورود به یک ماجراست. سرگرد امین با یافتن سرنخهای فراوان ، متوجه شیوع مصرف مواد مخدر می شود و پس از چندی قاتل را می یابد.
اما این همه ماجرا نیست. در این جهت ، او با آزمایش گرفتن از مصرف کنندگان مواد مخدر که تعدادشان هم کم نیست ، متوجه یک ضایعه اجتماعی دیگر می شود: «بیماری ایدز»، اگرچه ممکن است در این داستان ، طرح موضوع ایدز چندان ربطی به مساله اصلی داستان نداشته باشد، اما به عنوان یک داستان فرعی ، برای نشان دادن زمینه اجتماعی بروز جرم ، بر زیبایی و کشش داستان می افزاید.
شاید آنچه سبب شده تا ما تصور کنیم که مجموعه «معما» بی شباهت به گونه های خارجی خود نیست ، از روند شکل گیری آن ناشی شود.
«معما» بی شک در روایت ، از الگوهای خارجی خود پیروی کرده است. کارگردان این مجموعه ، آن گونه که از نمابندهایش برمی آید، سعی کرده از قواعد گونه پلیسی جنایی الگوبرداری کند.
استفاده گسترده از تصاویر تعلیقی ، تاکید بر جزییات و اشیا، تکیه بر واکنش های اشخاص ،استفاده از عناصر مجهول در قاب... که همگی به این هدف کمک می کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: