موفقیت ماموران آبی‌پوش در سطح دنیا

«ماموران آبی‌پوش» یکی از موفق‌ترین و پربیننده‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی کشور استرالیاست که پخش عمومی آن از سال 1994 در این کشور دور اقیانوسیه شروع شد و تا سال 2006 ادامه داشت.
کد خبر: ۳۳۹۳۶۷

خالق اصلی این مجموعه‌ هال مک الروی همان کسی است که در دهه 70 میلادی فیلم جنجالی و پرسر و صدای «پیک‌نیک در راکینگ هال» را به کارگردانی فرد شپیسی تهیه کرد. در آن زمان، از این فیلم به عنوان یکی از آثار اصلی موج نو سینمای استرالیا اسم بردند و صنعت سینمای این کشور، با این فیلم خود را به تماشاگران بین‌المللی معرفی کرد.

مک الروی با مجموعه ماموران آبی‌پوش همچنان همان راه قدیمی را ادامه داده و مجموعه‌ای را تهیه کرده که تماشاگران بین‌المللی بسیار زیادی پیدا کرده و نام صنعت تلویزیون استرالیا را در سطح وسیعی مطرح کرده است.

این تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس در یک طول زمانی 12 ساله، بیش از 250 قسمت از مجموعه درام و پلیسی ماموران آبی‌پوش را تهیه کرد. مارتین ساکس، بازیگری که نقش کارآگاه پی‌جی هاشمن را در این مجموعه بازی کرده، عقیده دارد علت موفقیت آن سادگی قصه و آدم‌های آن است.

به گفته او: این مجموعه قصه آدم‌های خوب و آدم‌های بدی است که باید در یک مدت زمان 34 دقیقه‌ای با یکدیگر درگیر شوند. در دقایق پایانی مجموعه آدم‌های بد توسط آدم‌های خوب ماجرا دستگیر می‌شوند و پلیس‌های وظیفه‌شناس قصه به رئیس خود می‌گویند این پرونده هم بسته شده. ساکس ‌با خنده این نکته را اضافه می‌کند که قصه مجموعه تعداد اندکی پلیس را در محور ماجراهای خود دارد و هر هفته یک قصه مستقل اتفاق می‌افتد. تماشاگران مجموعه هم هر هفته پیگیر این موضوع هستند که آدم‌های خوب ماجرا چگونه موفق به حل مشکل خود می‌شوند و در هر قسمت مجموعه، چگونه آدم‌های بد را به سزای کارهای خود می‌رسانند.

دنیای خیالی

دیوید کلارک یکی از دستیاران کارگردان مجموعه از پشت صحنه ماموران آبی‌پوش به عنوان یک دنیای خیالی اسم می‌برد که صدها هزار تماشاچی علاقه‌مند را جذب خود کرد و باعث شد تا به صورت یکی از نقاط توریستی شهر ملبورن درآید. مارک پایپر یکی از کارگردانان اصلی مجموعه هم خاطرات بسیار زیادی از کار با بازیگران و حتی مردمی دارد که برای دیدار با عوامل فیلم، خود را به پشت صحنه مجموعه می‌رساندند.

منتقدان تلویزیونی از ماموران آبی‌پوش به عنوان یکی از برجسته‌ترین کارهای تاریخ تلویزیون استرالیا اسم می‌برند. بازیگران مجموعه هر بار خود را آماده می‌کردند تا در صحنه‌هایی ظاهر شوند که بین 30 تا 60 ثانیه اتفاق می‌افتد و عوامل پشت صحنه چیزی حدود یک ساعت کار می‌کردند تا این یک دقیقه ضبط شود.

همه آنها کار خود را در نهایت راحتی و آرامش انجام می‌دادند و حتی از تعریف کردن لطیفه‌های جدید هم دریغ نمی‌کردند. پایپر با آن که همیشه فیلمنامه از پیش تعیین شده‌ای را در دست داشت، ولی از بداهه‌سازی گریزان نبود و از هر تغییر جدیدی در فیلمنامه ـ که باعث بهتر شدن کار شود ـ استقبال می‌کرد. به همین دلیل، بازیگران مجموعه و دیگر عوامل آن هر روز با تعدادی پیشنهاد جدید وارد لوکیشن می‌شدند.

اما آن که بیشترین پیشنهادها و نصیحت‌‌ها را به گروه سازنده مجموعه می‌کرد، مشاوران پلیس اداره مرکزی پلیس بودند که کارشان اصلاح تمام آن چیزهایی بود که به نوع رابطه ماموران پلیس با مردم عادی و خلافکاران برمی‌گشت. آنها نه فقط با تهیه‌‌کننده و کارگردان مجموعه درباره جنبه‌های مختلف کار و فیلمنامه صحبت می‌کردند، بلکه نصیحت‌ها و صحبت‌های لازم را با تک‌تک بازیگران نیز داشتند.

ریک پلیزری یکی از تهیه‌کنندگان مجموعه می‌گوید: ‌مشاوره‌های اداره پلیس کمک زیادی به خلق خلاقیت و تازگی در قصه مجموعه کرد و کار ما را خیلی راحت‌تر کرد. آدم‌های کمی وجود دارند که هنگام ساخت یک اثر هنری، در تمام مراحل پیشرفت کار حضور دارند. اما مشاوران پلیس ما در همه‌حال در کنار ما بودند و کمک می‌کردند تا بخش واقع‌گرای قصه حفظ شود. حتی بعضی وقت‌ها آنها طرح‌های تازه‌ای برای قصه فیلمنامه قسمت‌های بعدی می‌دادند که خیلی خوب بود. این ایده‌ها کمک می‌کرد تا مجموعه طولانی‌تر شود و ما بتوانیم قصه‌های بیشتری را خلق کنیم.

وسعت لوکیشن

ماموران آبی‌پوش قرار بود در اصل مجموعه‌ای درباره پلیس شهری باشد و با نام پسر‌های آبی‌پوش جلوی دوربین برود. مایکل وینتر ـ که در سال 1990 از اداره پلیس منطقه نیوساوت ولز استعفا داد ـ با تهیه‌کنندگان تلویزیون یک قرار ملاقات گذاشت. در جریان دیدارهای وی با تهیه‌کنندگان مجموعه، قصه‌های اپیزودهای مختلف شکل گرفت. این قصه‌ها عمدتا برمبنای خاطرات و تجربیات افسران سابق اداره پلیس بودند. خود وینتر هم که آدمی باتجربه بود، سوژه‌های خوبی برای قصه اپیزودهای مختلف مجموعه ارائه کرد. قصه‌های وینتر (که 7 سال را در اداره پلیس گذرانده بود) مک الروی را متقاعد کرد که بهتر است قصه مجموعه به جای آن‌که فقط در لوکیشن ملبورن اتفاق بیفتد، در سطح وسیع‌تری رخ بدهد و کل فضای کشور را دربر بگیرد. او از سال 1992 کار تولید مجموعه را شروع کرد. اما چه چیزی باعث شد تا نام مجموعه به ماموران آبی‌پوش تغییر پیدا کند؟ واقعیت این است که مک الروی در ابتدا قصد داشت آن را با نام «برای کشورت انجام بده» جلوی دوربین ببرد و این مدتی قبل از آن بود که وینتر نام ماموران آبی‌پوش را پیشنهاد کند. این نام، نام مستعار محلی برای ماشین‌های پاترول گشتزنی در داخل بزرگراه‌هاست. اهالی محل با این نام آشنایی خیلی خوبی دارند و همین مساله، باعث می‌شد تا تماشاگران این نام را راحت‌تر قبول کنند.

زمانی که ماموران آبی‌پوش وارد مرحله تولید شد و اولین قسمت‌های آن جلوی دوربین رفت، مایکل وینتر به صورت مشاور اصلی پلیس این مجموعه درآمد. اما وی پس از تولید 54 قسمت این مجموعه، همکاری با سازندگان آن را قطع کرد تا به شهر خود برود و در آنجا مشغول کار بر روی یک مجموعه تازه با عنوان «موش‌های آبی» بشود. همکاری با سازندگان ماموران آبی‌پوش به او کمک کرد تا بتواند به صورت یک چهره تلویزیونی باقی‌ مانده و به فعالیت‌های هنری خود ادامه بدهد. وی نه فقط مشاور فیلمنامه‌نویس بسیاری از کارهای تلویزیونی شد، بلکه حتی به عنوان بازیگر هم درچند مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرد.

بازیگران محبوب

اعلام خبر تولید مجموعه ماموران آبی‌پوش انعکاس وسیعی در رسانه‌های گروهی داشت. اخبار مربوط به تولید مجموعه با ذکر جزئیات در روزنامه‌ها به چاپ می‌رسید و همین نکته، انتظار و اشتیاق عمومی را برای تماشای آن در بین بینندگان استرالیایی افزایش می‌داد. به همین دلیل، زمانی که بالاخره پخش این مجموعه در سال 1994 از تلویزیون استرالیا شروع شد، منتقدان گفتند مجموعه‌ای که همگان چشم‌انتظار نمایش عمومی آن بودند، راه خود را روی صفحه کوچک تلویزیون پیدا کرد. بازیگران و کارگردان مجموعه بلافاصله تبدیل به محبوب‌ترین چهره‌های روز شدند و سیل تقاضای گفتگوی رسانه‌ای به سمت آنها سرازیر شد. تمام عوامل تولید فیلم در پشت و جلوی دوربین، از آن به عنوان یک تجربه گرانبها اسم بردند و گفتند استقبال بالای تماشاگران، پاداش آنها برای کار سختی بوده که انجام داده‌اند. در کنار نمایش مجموعه در تلویزیون، بارها و بارها فیلم‌هایی در ارتباط با پشت صحنه آن پخش شد. این فیلم‌های پشت صحنه هم مثل خود مجموعه پربیننده بود.

یک مجموعه، یک استثنا

به گفته منتقدان و اهل فن، تلویزیون استرالیا به مدد موفقیت کلان «ماموران آبی‌پوش» رونق تازه‌ای پیدا کرد و باعث توجه بیشتر تماشاگران به محصولات داخلی شد. این مجموعه حکم یک طلای خالص را داشت که البته دیگر تکرار نشد و هیچ مجموعه دیگری نتوانست موفقیت بالای آن را تکرار کند. ولی این موفقیت کلان باعث شد تا تماشاگران استرالیایی با تولیدات ملی دوباره آشتی کنند و در کنار استقبال از کارهای تلویزیونی خارجی، به تماشای محصولات داخلی هم بنشینند. به دنبال نمایش عمومی «ماموران آبی‌پوش»، تهیه‌کنندگان تلویزیونی جرات تازه‌ای برای سرمایه‌گذاری روی تولیدات جدید را پیدا کردند. اگر تا قبل از این، صرف یک هزینه 15 میلیون دلاری برای یک مجموعه تلویزیونی حکم یک ریسک بسیار خطرناک را داشت، بعد از موفقیت بالای «ماموران آبی‌پوش» دیگر کسی وحشتی از صرف چنین رقمی برای یک کار تلویزیونی نمی‌کرد. برای مثال، بلافاصله تولید «گشتی کنار دریا» با بازی لیزا مک‌کیون شروع شد که سازندگانش امید بسیار زیادی به موفقیت بالای آن داشتند. یکی از تهیه‌کنندگان این مجموعه کسی نبود جز هال مک‌الروی. قصه این مجموعه هم درباره یک قایق گشتی پلیس در نزدیکی مرزهای کشور و مسائل و اتفاقاتی است که برای ماموران آن اتفاق می‌افتد. مک‌الروی این مجموعه را نیز در حال و هوایی شبیه ماموران آبی‌پوش تولید کرد و هر قسمت مجموعه، یک داستان مستقل داشت.

خداحافظی تراژیک

اما مجموعه ماموران آبی‌پوش حکم یک استثنا را در بین کل کارهای تاریخ تلویزیون استرالیا دارد. این مجموعه که هنوز هم لقب پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی کشور را دارد، بالاخره پس از 12 سال پخش دائم به پایان کار خود رسید. خداحافظی عوامل این مجموعه با بینندگان ثابت خود کار راحتی نبود و رسانه‌های گروهی از آن به عنوان یک خداحافظی تراژیک یاد می‌کنند. البته برخی از تحلیلگران اقتصادی تلویزیون در این رابطه به نکته‌ای اشاره می‌کنند که شاید چندان به مذاق تهیه و تولیدکنندگان آن خوش نیاید.

این گروه از تحلیلگران می‌گویند تصمیم‌گیری سازندگان مجموعه برای پایان دادن به ماجراجویی‌های کاراکترهای مجموعه، به دنبال کاهش چشمگیر تماشاگران در سال آخر نمایش آن اتخاذ شد. براساس سیستم درجه‌بندی تلویزیونی ـ که به صورت دقیق تعداد تماشاگران هر برنامه را پس از پایان آن تعیین و اعلام می‌کند ـ در 12 ماه آخر نمایش مجموعه، تعداد تماشاگران آن هر هفته کم می‌شد و در روزهای پایانی بخش مجموعه، به اوج خود رسیده بود، منتقدان تلویزیونی گفتند با وجود تلاش‌های زیاد سازندگان «ماموران آبی‌پوش» برای احیاء تغییرات مثبت در قصه و حال و هوای آن،‌ استقبال تماشاگران و طرفداران مجموعه با گذشت زمان کمتر و کمتر می‌شد. یکی از تهیه‌کنندگان مجموعه مدتی پس از پایان پخش آن در گفتگویی گفت: «همه ما متوجه شده بودیم که «ماموران آبی‌پوش» به مراحل پایانی کار خودش رسیده است. به این نتیجه رسیدیم که بهتر است تولید آن را متوقف کنیم. بخش اعظم موفقیت این مجموعه در این بود که یکی از بهترین گروه و ترکیب بازیگران را با خودش داشت. این بازیگران درکنار هم ترکیب خیلی همگون و خوبی را تشکیل می‌دادند. ولی ما فهمیده بودیم که فقط به همین یک دلیل، نباید از انبوه تماشاگران انتظار داشت که از هر قسمت آن استقبال کنند.»

شخصیت‌هایی شبیه مردم

این بازیگران که به مدد موفقیت «ماموران آبی‌پوش» تبدیل به مطرح‌ترین بازیگران داخلی شدند، پس از آن در کارهای زیادی ظاهر شدند. ولی هیچ یک از این مجموعه‌ها نتوانست موفقیت «ماموران آبی‌پوش» را تکرار کند. به گفته منتقدان، اکثریت این بازیگران تا سال‌ها پس از پایان نمایش «ماموران آبی‌پوش» تحت‌تاثیر و زیرسایه آن قرار داشتند و نتوانستند خود را از تاثیر آن رها کنند. بسیاری از منتقدان از این نکته به عنوان یک عامل منفی در کار آنها یاد می‌کنند. در حقیقت، پخش 510 قسمت از این مجموعه در فاصله سال‌های 1994 تا 2006، جایی برای حرکت تازه برای بازیگران آن باقی نگذاشت.

نام آنها به شکل غریبی با نام کاراکترهایی که در مجموعه داشتند گره‌خورد. موفقیت بین‌المللی مجموعه هم در حد و حدود موفقیت داخلی آن بود. بیش از 108 کشور جهان آن را برای پخش عمومی از شبکه‌‌های تلویزیونی خود خریداری کردند و در مراسم هنری اهدای جوایز تلویزیونی، این مجموعه و عوامل آن جوایز زیادی دریافت کردند. تهیه‌کنندگان مجموعه می‌گویند یکی از دلایل موفقیت بین‌المللی آن، این است که قصه و شخصیت‌های آن شباهت خیلی زیادی به مردم بقیه جهان دارد و به همین دلیل، تماشاگران خارجی هم به راحتی می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

هزینه کم، موفقیت جهانی

در زمان پخش عمومی «ماموران آبی‌پوش» یک پرسش ساده از سوی تعدادی از منتقدان مطرح شد. آنها پرسیدند چرا این مجموعه این قدر در بین مخاطبان تلویزیونی موفق است؟ پاسخ‌های زیادی بر این سوال داده شد، ولی هیچ‌کس نتوانست جواب درست و واقعی به این پرسش بدهد. شاید یک دلیل این بود که با هزینه کمی تولید شد (در مقایسه با بسیاری دیگر از مجموعه‌های مشابه)‌ و بازیگرانش در زمان آغاز پخش، هنوز چهره‌هایی ناشناخته و گمنام بودند. یک‌بار منتقدی گفت هر صحنه‌ این مجموعه به صورتی نوشته شده تا بتواند عموم تماشاگران را جذب خود کند و برای دیدن آن ضرورتی وجود ندارد که بیننده کار خود را رها کرده و تمام توجهش را به آن مجموعه معطوف کند.

اما به نظر می‌رسد نمی توان برای سوال سختی که از سوی منتقدان مطرح شده، جواب مشخصی پیدا کرد. به طور قطع، اگر کسی جواب کاملی برای این سوال داشت، دیگر هیچ تهیه و تولیدکننده تلویزیونی مجموعه‌ای را تولید نمی‌کرد که تعداد اندکی تماشاچی داشته باشد و تمام کارهای تلویزیونی، لقب کارهایی پربیننده را می‌گرفتند.

آی‌ام‌دی‌بی 
مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها