در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسالت:بیداری اسلامی و زوال قدرت های استکباری
«بیداری اسلامی و زوال قدرت های استکباری»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار مسئولان نظام به مناسبت سالروز بعثت پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص) با اشاره به تغییر شرایط دنیا و بیداری اسلامی روزافزون در دنیای اسلام، فرمودند: “یکی از دلایل آغاز زوال قدرتهای استکباری، بیداری اسلامی مسلمانان است که موجب شده این قدرتها، توانایی گذشته را نداشته باشند و شرایط کنونی آمریکا در مقایسه با گذشته، موید این مطلب است.” حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر ضرورت اتحاد بیش از پیش مسلمانان خاطرنشان کردند: “معارضین راه توحید و راه سعادت بشریت، در هر نقطه ای که بیداری اسلامی بیشتر باشد، احساس خطر بیشتری می کنند، و به همین دلیل است که امروز، دشمنی ها با جمهوری اسلامی ایران افزایش یافته است.”
واقعیت مورد تاکید معظم له درباره زوال محتوم قدرت های استکباری مورد توافق عموم مومنین و باورمندان راه توحید است. وضعیت فعلی دنیا بر خلاف سنت های الهی، طاغوتی و جاهلانه است. شرایط ظالمانه کنونی فانی است و بزودی بساط ساختار ناعادلانه دنیا برچیده خواهد شد. در این ساختار کورسویه های امید به اصلاح و بازگشت از بین رفته است و تئوریسین های زوال قادر به ترمیم ساختارهای بین المللی معیوب نیستند. بن بست در اصلاح به معنای آغاز فروپاشی است. لیبرال دموکراسی سرنوشتی همانند کمونیسم دارد.
امروز بیداری اسلامی فزاینده در کشورهای اسلامی متاثر از امواج پی در پی انقلاب اسلامی به صورت گفتمان عدالت خواهی حتی در کشورهای غیر مسلمان تجسم و حلول یافته است. بیداری اسلامی اصطلاحی است که گستره ای وسیع از مباحث سیاسی مرتبط با جنبشهای اسلامی ، ارتباط دولتهای ملی و اسلام ، فرایند رو به رشد اسلام گرایی در جهان ، اشائه اسلام سیاسی در کشورهای مسلمان ، نحوه تعامل اصولگرایان مسلمان با جهان پیرامون و ... را در بر می گیرد.
این اصطلاح در فضای بین المللی فعلی حوزه وسیع تری از مفاهیم مثل عدالتخواهی، تجدید نظر طلبی در ساختار ظالمانه حاکم، زیست سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مستقل و غیر متعهد و... را در بر می گیرد.
در کشورهای مسلمان با اضمحلال امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و پیدایش دولتهای ملی در دارالاسلام در واکنش به نفوذ استعمار در کشورهای مسلمان ، همچنین با طرح مباحث جدید اصولگرایانه که در تمنای بازگشت به الگوی حکومت اسلامی در عصر رسول الله مطرح شد خیزشها و جنبشهای اسلامگرا در سراسر سرزمین مسلمانان با شداد و غلاظ متفاوت پدیدار شدند . اگر چه جنبش های اسلامی پدیده های جدیدی نیستند و تبار تاریخی دیرینه ای دارند. مثل زیدیه، اسماعیلیه، سلفیه و... که به طور کلی حول محور مقابله با انحطاط داخلی شکل می گرفتند اما پس از فروپاشی خلافت عثمانی در سال1924 ، بیداری در جهان اسلام اغلب در تقابل با پدیده استعمار غربی نضج یافت. به اعتقاد “خورشید احمد” محقق پاکستانی و عضو جماعت اسلامی پاکستان، ریشه های رستاخیر اسلامی معاصر را باید در میراث استعمار یا به عبارتی در آثاری که قدرت های استعماری در جوامع مسلمان به جا گذاشتند، جستجو کرد.
بخش قابل توجهی از این جنبش ها که در واکنش به فرآیند استعمار شکل گرفته بودند از کشورهای سنی نشین برخاستند که می توان به جنبش اخوان المسلمین مصر توسط حسن البناء در سال1928 ، جنبش اسلامی سوریه (شاخه اخوان المسلمین) توسط مصطفی سباعی از شاگردان و دوستان حسن البناء در سال1944 ، جمعیت الشباب الاسلامی مراکش در سال1971 ، گروه های القیام و الدعوه در الجزایر در دهه70 و همچنین جبهه نجات اسلامی که در سال1989 تاسیس شد و در همه نقاط الجزایر شعبه داشت، جنبش اخوان جدید عربستان در دهه70 و... اشاره کرد. اگرچه اغلب اقدام جمعی این جنبش ها در برابر دولت های بومی تحت حمایت دول استعماری نمود عینی می یافت اما در موارد بسیاری نیز به مواجهه مستقیم و حتی مقاومت مسلحانه در برابر سلطه نیروهای خارجی غیرمسلمان منجر می شد که می توان به برخی نمونه های آن اشاره کرد از جمله قیام مهدی سودانی و اعلام جهاد علیه انگلستان در اواخر قرن نوزدهم، اعلام جهاد جنبش سنوسیه در شمال آفریقا علیه متفقین و نیروهای ایتالیا در اوایل قرن بیستم، مبارزات مسلحانه اخوان المسلمین مصر علیه نیروهای انگلیسی در منطقه کانال سوئز در اوایل سال1952 و...
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشدید و تشجیع بیداری اسلامی بین ملتهای مسلمان، اسلام سیاسی ضمن فاصله گرفتن از رویکردهای ناسیونالیستی و بلوغ سیاسی جوامع مسلمان ، افزایش ارتباطات بین فرهنگی در عصر ارتباطات گفتمان بیداری اسلامی جنبه بین المللی یافت و امروز گستره وسیعی از ادبیات مبارزه با ظلم را در اقصی نقاط دنیا شامل می شود.در قرن حاضر “استعمار فرانو” برخلاف دوره استعمار، Nation state-ها را نشانه نگرفته است، آنچه امروز برای استعمار فرانو چالش زا است مفهوم مقاومت بین المللی در برابر ساختار های ناعادلانه و فشار افکار عمومی جهانی برای تجدید نظر طلبی در معادلات فعلی دنیاست.
در شرایط کنونی به واسطه گسل های تمدنی به وجود آمده، کلیت غرب خود را در مقابل کلیت بیداری اسلامی می بیند لذا در استعمار فرانو حاکمیت ملی کشورها از اهمیت درخور توجهی برخوردار نیست و مهم روحیه بیداری اسلامی در بین مسلمانان و غیر مسلمانان است که رئیس جمهور سابق آمریکا از آن با عنوان خطر امپراتوری اسلامی از اندونزی تا دروازه های اسپانیا یاد می کرد.
برنارد لوئیس مستشرق مشهور در این باره معتقد است : “ در میان محافل اصولگرا در ایران ، مصر و دیگر نقاط جهان اسلام زبان سیاسی جدیدی در حال شکل گیری است که از یک سو مرهون اسلام ناب محمدی (ص) و کلاسیک است و از سوی دیگر دین اظهار نشده ای به غرب گرایان و ریشه های خارجی آنها دارد . موفقیت یا عدم موفقیت آنها به توانایی در تلفیق و هم آهنگ سازی چنین سنتهای متفاوتی دارد .” به زعم لوئیس در مقاله بازگشت به اسلام “مسلمانان در حال حاضر رستاخیز تازه ای را آغاز کرده اند.” این رستاخیز بساط نظام ناعادلانه بین المللی را دیر یا زود بر می چیند.
امروز به تعبیر حضرت آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی ایران پرچمدار بیداری، اتحاد و عزت ملتهای مسلمان است. ملل مختلف در قاره های آسیا، آفریقا، آمریکا وحتی اروپا،چشم به ایران دوخته اند و پیام عدالت خواه انقلاب اسلامی را درک می کنند. گفتمان انقلاب نوید دهنده در هم شکستن نظامات ناعادلانه جهانی است. رشحات الهی گفتمان انقلاب اسلامی در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان بنیان سست استکبار را به لرزه درآورده است.
جهان امروز در نهایت تمنای ارزشهای معنوی است و انقلاب اسلامی به عنوان کانون معنا توانسته و می تواند بر دلهای بشریت مسخر شود . عصر بیداری جولانگاه معنویت و معنویت برگ برنده انقلاب اسلامی است . عصر بیداری زمانه یادآوری است . به تعبیر سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد. و تااین انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید.
تهران امروز:استمرار اصولگرایی در گرو پرهیز از انحراف
«استمرار اصولگرایی در گرو پرهیز از انحراف»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم عمادالدین پارسا است که در آن میخوانید؛خط انحراف یکشبه پررنگ نمیشود. تاریخ شاهد خوبی بر این ادعاست، جریانهای انحرافی به آرامی ظهور مییابند و در صورتی که با مقاومت مصلحانه مواجه نشوند یا توان خودترمیمی نداشته باشند، پررنگ شده و در مقطعی از زمان به شکل یک معضل خودنمایی میکنند و در نهایت هم یا با هزینههای گزاف حذف میشوند یا به قدرت میرسند و دورهای سیاه از تاریخ را بر ملت و جوامع تحمیل میکنند.
جریانهای انحرافی مثل خوارج، امویان و عباسیان که در برابر خط روشن و حیاتبخش علوی و اهل بیت(ع) ایستادند در صدر اسلام از این دست بودند و جریانهایی مثل انجمن حجتیه، فرقان و مجاهدین خلق(منافقین) نیز از نمونههای مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی هستند که شواهد در اختیار نشان میدهد یکشبه ظهور نیافتند بلکه به آرامی در ذهنها و قلبهای ساده یا بیمار رسوخ کرده و در مقطعی همچون خوره به جان جامعه اسلامی افتادند. وجه اشتراک همه این جریانهای انحرافی، انحراف و حتی تقابل آنها با ولایت و امامت است که در دوران غیبت کبری در روحانیت عادل، عالم، با تقوی و شجاع تجلی مییابد.
به عبارت دیگر اگر متغیرها و عوامل موثر در استمرار جنبشهای اصیل اسلامی را در 14 سده اخیر که به انقلاب اسلامی ختم شد احصا کنیم یکی از مهمترین آنها و به نظر بسیاری مهمترین آنها، مسئله حضور پررنگ و محوری روحانیت آگاه، عادل، عالم و باتقواست که در نهضت اسلامی ملت ایران در شخصیت امام خمینی(ره) بهعنوان ولی فقیه مشروع و مقبول زمان تجلی یافت. چنین تاریخ روشن و تجارب ارزشمند و گرانسنگی سرمایه جریان اصولگرایی در حرکت و فعالیت در فضای سیاسی ایران است و اتفاقا یکی از موضوعات محل اختلاف اصولگرایان با دیگر گروههای سیاسی همین نگرش است که البته در سالهای اخیر با اقبال و تایید افکار عمومی نیز مواجه شده است. اما آنچه که باعث نگرانی و اخیرا در سخنان آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و برادر ارجمند مرتضی نبوی ظهور یافته، شکلگیری جریانی انحرافی در میان بخشی از اصولگرایان که تحت پوشش موعودگرایی اصطلاحا روحانیت و ولایت را دور زده و این ستون مستحکم جامعه اسلامی را نادیده میگیرد. چنانچه در مسئله حجاب شاهد این انحراف هستیم.
در این نوشتار مجال پرداختن به باورهای این جریان وجود ندارد و مصلحتی هم در ترویج این تفکرات انحرافی نمیبینیم ولی ارائه این هشدار را لازم میدانیم که هیچ فرد و گروه و جریانی بدون پایبندی به اصل محوری و کلیدی ولایت، روحانیت و رهبری نه تنها در دایره اصولگرایی قرار نمیگیرد بلکه از دایره نظام اسلامی نیز خارج شده و مورد طرد ملت نیز قرار خواهد گرفت چنانچه در گذشته نیز چنین بوده است. این جریان در حال حاضر کوچک، محدود و کم تاثیر است و انشاالله با هوشیاری نخبگان فکری و سیاسی اصولگرا به مسیر مستقیم انقلاب باز خواهد گشت اما اگر این جریان به حال خود رها شود و مورد نقد و توجه جدی قرار نگیرد مستعد ظهور جریانی معضلساز در آیندهای نه چندان دور برای نظام خواهد بود. معنای هشدار این نوشته به هیچ وجه یکسانسازی فکری و سیاسی گروههای مختلف اصولگرا نیست بلکه ما باور داریم همه سلیقهها و باورها در درون جریان اصولگرایی ضمن احترامی که دارند هویت خود را مدیون برخی آموزههای انکارناپذیر هستند که مهمترین آنها همراهی و همدلی با روحانیت اصیل، متقی و آگاه به زمان و شجاع است و هرگونه خدشه به این باور در عمل و نظر در واقع خروج از خط اصیل اصولگرایی است.
این انحراف نه تنها در جریان اصولگرایی قابل پذیرش نیست بلکه خطر آنجاست که شنیده میشود این جریان برای تصدی مسئولیتهای کشور نیز برنامه دارد. بهنظر میرسد نخبگان اصولگرا چنانچه برادر گرامی مرتضی نبوی هشدار دادهاند باید نسبت به موعظه و هشدار برای اصلاح این جریان کوچک انحرافی اقدام لازم را به عمل آورند تا انشاالله جریان اصولگرایی با حفظ اعتماد مردم همچنان در مسیر خدمت ملت و سربلندی نظام جمهوری اسلامی قدم بردارد.
جمهوری اسلامی:سیاست و اخلاق
«سیاست و اخلاق»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛مبعث پیامبر گرامی اسلام مناسبت خوبی است که میتوان از فرصتی که هر سال پیش میآورد بهره برداریهائی در عرصههای نوشتاری و گفتاری بعمل آورد. رسانههای جدید و سنتی میتوانند از ا ین فرصت حداکثر استفاده را برای تبیین صحیح هدف بعثت و خدمت بزرگی که پیامبران الهی به ویژه پیامبر گرامی اسلام به بشریت کردهاند بنمایند.
دنیای امروز، به دلیل مشکلات اخلاقی زیادی که گریبان گیر انسان هاست، بیش از هر زمان دیگری به تعالیم انبیاء الهی نیازمند است. در قرن اخیر، که قرن پیشرفت شگفت انگیز علوم و فنون بود انسانها از همهی امکانات خود برای حل مشکلات اخلاقی جامعه بشری استفاده کردند و با اینحال نه تنها نتوانستند براین مشکلات فائق آیند بلکه شاهد هستیم که این مشکلات هر روز بیشتر میشود و اکنون به میزان غیرقابل تحملی رسیده است. همین واقعیت نشان میدهد نیاز انسانها به معنویت که فقط آنرا در تعالیم انبیا میتوان یافت غیرقابل انکار است.
اگر به وضعیت امروز نقاط مختلف جهان نگاهی بیاندازیم، متأسفانه با این واقعیت تلخ مواجه خواهیم شد که اکثر ملتها با انواع و اقسام گرفتاریها و نابسامانیها مواجهند.
علاوه بر جنگ و درگیریهای خونین ناشی از اختلافات سیاسی و قومی و گروهی و حتی مذهبی و فرقه گرائی، فقر و آلودگیها و ناهنجاریهای اجتماعی، رمقی برای مردم باقی نگذاشته است. امروزه نسبت به گذشته، قوانین بهتر و جامع تری در اختیار کشورها قرار دارد ولی با ا ینحال شرایط اجتماعی و امنیتی در مجموع دشوارتر از هر زمان دیگری است که محصول سلطه قدرتهای زیاده خواه است.
در خاورمیانه و جهان اسلام، چند کانون تشنج توسط زورگویان جهانی تأسیس شده که هر روز از میان مردم قربانی میگیرد. فلسطین، یکی از این کانون هاست که مظهر بی عدالتی قدرتهای مدعی حقوق بشر است. سرزمین فلسطین اکنون نزدیک یک قرن است که کانون درگیری است و مردم مظلوم آن آواره و بی خانمان و بلاتکلیف هستند و هر روز عدهای از آنها به خاک و خون کشیده میشوند. سرزمین آباء و اجدادی این مردم توسط زورگویان غصب شده و حکومتی بر آن مسلط است که هیچ منطقی جز کشتار و شکنجه و قلدری ندارد. دولتهای مدعی دموکراسی و حقوق بشر نیز از این جنایات حمایت میکنند و برخلاف تعالیم و سیره حضرت مسیح که منادی صلح و عدالت بود، بیشترین ظلم را بر مردم فلسطین روا میدارند.
افغانستان و عراق، وضعیت بهتری ندارند. خاک این دو کشور در اشغال آمریکاست و مردم در ناامنی و نابسامانی بسر میبرند و هر روز با انفجارها و کشتارهای وسیع مواجهند. در پاکستان نیز استعمارگران با ایجاد اختلاف و تفرقه مردم را به شکلهای مختلف تحت فشار و جنگ و خون ریزی قرار میدهند و آرامش و آسایش را از آنها سلب میکنند. همین وضعیت در آفریقا، بخشهای دیگر آسیا، آمریکای لاتین و حتی در خود کشورهای غربی وجود دارد و مردم عادی قربانی هوسهای زیاده خواهانه حاکمان مستکبر هستند.
اینها همه از عوارض دور شدن سیاست از اخلاق است. فلسفه بعثت، تزکیه است و به همین دلیل است که در قرآن کریم به هنگام بیان اهداف انبیا، تزکیه قبل از تعلیم ذکر شده و بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
امام خمینی نیز تزکیه را شرط اصلی موفقیت بشر در اداره جامعه و انگیزه بعثت میدانستند و در سخنرانیها و پیامهایشان به این نکته عنایت ویژهای نشان میدادند. این جملات روشن و نورانی و عمیق از امام خمینی است که فرمود:
- تمام اختلافاتی که در بشر هست برای اینست که تزکیه نشده است. غایت بعثت اینست که تزکیه کند مردم را... و اگر تزکیه بشوند طغیان پیش نمیآید. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 390)
- انگیزه بعثت، نزول وحی است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر اینست که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آنها موجود است. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 388)
رمز موفقیت امام خمینی در به ثمر رساندن نهضت اسلامی و ریشه کن ساختن رژیم طاغوت نیز این بود که خود انسانی تزکیه شده بود و تا آخرین لحظات عمر نیز برای ارتقاء معیار تزکیه در وجود خود تلاش میکرد.
در جایگاه حاکم اسلامی نیز از هیچ کوششی برای ترغیب مسئولان و مردم به روی آوردن به تزکیه فروگذار نکرد.
اگر امروز بسیاری از سران کشورها از حکومت به عنوان ابزاری برای سرکوب مردم استفاده میکنند به این علت است که تزکیه نشدهاند و سیاست را از اخلاق محروم ساختهاند. اگر بسیاری از کشورهای اسلامی گرفتار استبداد هستند و سلطه گران خارجی نیز در آنها با دست باز جنایت میکنند به این علت است که زمامداران این کشورها تزکیه نشدهاند. اگر جهان امروز، جهان جنگ و خون ریزی و ناامنی و چپاول و فقر و فساد و انواع ناهنجاری هاست به این علت است که مادیات بر معنویات غلبه کرده و جان انسانها از تزکیه بی بهره است. به همین دلیل، حکومتها از قدرت استفاده ابزاری میکنند، برای رسیدن به قدرت حاضرند به هر وسیلهای متوسل شوند، از نظر آنها در همه حال "هدف وسیله را توجیه میکند" و برای ماندن در قدرت نیز از قتل و غارت و سرکوب ملتها و ایجاد فساد در جامعه باکی ندارند.
پیامبران الهی برای این مبعوث شدند که جلوی چنین وضعیتی را بگیرند و انسانها را از این گرفتاریها و آلودگیها نجات بدهند. در برابر پیامبران، همواره کسانی قرار داشتند که حاضر نبودند به حق خود قانع باشند و از قدرت سوءاستفاده نکنند. نمرودها، فرعون ها، ابولهبها و ابوسفیانها عناصر تزکیه نشدهای بودند که جامعه را به طرف فساد میبردند و تمام زحمات پیامبران الهی این بود که مردم را از عوارض سوء چنین انسانهای تزکیه شدهای دور نگهدارند.
پیامبر گرامی اسلام اگر میفرمود "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" و در عمل نیز اخلاق و سیاست را یکجا بکار میگرفت برای این بود که بشریت را از آفات و شرور طاغوتها مصون نگهدارند و به سوی مدینه فاضله هدایت کند. مفهوم کلام پیامبر اکرم در مقوله پیوند بعثت با اخلاق اینست که فاصله گرفتن قدرت و سیاست از اخلاق، موجب فاسد شدن جامعه میشود. به همین دلیل، همواره باید برای استمرار تزکیه و گسترش اخلاق تلاش بعمل آید و هیچ حکومتی نباید خود را از وظیفه مهم تزکیه و ترویج اخلاق معاف بداند.
انقلاب اسلامی یک انقلاب ارزشی و به تعبیر شهید مظلوم آیتالله بهشتی یک انقلاب فرهنگی ا ست. نظام جمهوری اسلامی، که بر آمده از همین انقلاب است، نیز یک نظام ارزشی است و فقط درصورتی که ارزشی بماند و سیاست و اخلاق را توأمان عرضه کند و بر همین مبنا عمل نماید میتواند تداوم یابد و به رسالت خود عمل کند.
جهان امروز، به اخلاق بیش از هر چیز دیگری نیاز دارد. قدرتها و حکومتهای محروم از اخلاق اکنون بر جهان مسلط هستند و همه جا را به تباهی کشاندهاند. این مشکل بشریت امروز را فقط تعالیم الهی اسلام است که میتواند حل کند. از این رو، نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران وظیفه سنگینی برعهده دارند که البته فقط درصورتی که سیاست را در خدمت اخلاق قرار دهند میتوانند از عهده آن برآیند.
ایران:18 تیر 78 از دیروز تا امروز
«18 تیر 78 از دیروز تا امروز»عنوان یادداشت روز روزنامهی ایران است که در آن میخوانید؛18 تیرماه 1378 از جمله حرکتهای ساختارشکنانه در درون انقلاب اسلامی بود. از آن جهت که این حرکت توسط افرادی که نام «انجمن اسلامی» (سابق) را یدک میکشیدند، انجام شد. بازخوانی حوادث پس از دوم خرداد 76 که منجر به غائله 18 تیرماه 78 شد، میتواند آینده انقلاب و نظام را بیمه کند.
حادثهای که به نام دفاع از آزادی مطبوعات و پس از توقیف روزنامه سلام آغاز شد و در کوتاهترین زمان ممکن اساس نظام را هدف قرار داد. اصولاً جریان پیروز در دوم خرداد فکر میکرد که رأی به «اصلاحات» به معنی رأی مردم به تغییر اساسی نظام جمهوری اسلامی بود. در این راستا تندرویها و بحران آفرینیها روز به روز افزایش یافت. «دانشگاه» در این بین اصلیترین پایگاه برای تئوریزه کردن «اصلاحات» بود. اما آن جریان در فهم این موضوع که چه چیزی را باید اصلاح کنند دچار مشکل شد. از این رو دانشگاه به محور تمام مناقشات سیاسی تبدیل شد و رکن علمی – پژوهشی خود را از دست داد و جای آن را به فضای شعارزده «مرده باد و زنده باد» داد.
حادثه 18 تیرماه 1378، سرریز شدن جو التهابات سیاسی در دانشگاه بود. آنجا که دانشجو به گوشت قربانی فضای متشنج سیاسی تبدیل شد. دانشجویان قربانی اصلاحطلبانی شدند که خواستههای واقعی مردم را درک نکردند و تنها به دنبال تغییر هویت اصلی نظام بودند. نکته جالب آنکه مطبوعات به اصطلاح دوم خردادی آن زمان مانند صبح امروز، خرداد و ... دست به پروژه کشتهسازی زدند و بر التهابات افزودند، غرض ورزانی که اقدام ناشیانه برخی افراد در نیروی انتظامی را به نام کل نظام نوشتند و به سرعت به جایگاه «ولایت فقیه» حملهور شدند.
حوادث روزهای 18 الی 22 تیرماه 1378 و شعارهای سرداده شده توسط افرادی که عمدتاً دانشجو نبودند، نشان داد که آنها دنبال واتیکانیزه کردن جایگاه «ولایت فقیه» بودند. یعنی ولایت فقیهی که هیچ نوع کنترل و نظارتی بر قوای 3 گانه کشور نداشته و بیبهره از هر نوع قوای نظامی و انتظامی باشد. براساس نگاه آنان تنها نقشی تشریفاتی برای ولایت فقیه قابل تصور بود. اما بانیان این غائله در یک موضوع اشتباه کردند و آن فهم واقعی از «اراده ملت» بود؛ ارادهای که فرزندان مسلمان دانشجوی آنان در دانشگاه در برابر این جریان مردانه ایستادند و خود مردم نیز پس از پنج روز ایستادگی، یکپارچه و متحد حماسه عظیم 23 تیرماه 1378 را خلق کردند. حماسهای که 10 سال بعد در 9 دیماه و 22 بهمنماه 88 پس از فتنه سال گذشته تکرار شد. جالب اینکه هسته مرکزی هدایتکنندگان هر دو فتنه دارای هویت واحدی بود.
دنیای اقتصاد:بر باد رفتن فرصتها
«بر باد رفتن فرصتها»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر سید احمد میرمطهری است که در آن میخوانید؛صندوق بینالمللی پول در گزارشی اعلام کرده است که تا پایان سال 2008 فقط سیزده اقتصاد در سطح جهان رشدی حدود 7 درصد به طور متوسط در سال و برای 25 سال یا بیشتر داشتهاند که در این سیزده کشور، 9 کشور آسیایی بودهاند؛ چین، هنگکنگ، اندونزی، ژاپن، کرهجنوبی، مالزی، سنگاپور، تایوان و تایلند.
کشورهای هند و ویتنام نیز بهزودی به این فهرست اضافه خواهند شد. دلایل مشترک در موفقیت اقتصادیاین کشورها در این خلاصه میشود که استراتژی اقتصادی آنها متمرکز برایجاد ساختاری رقابتی در بخش صنعت بوده است و در کنار آن، سیاستهایی را در پیش گرفتهاند که بیثباتیهای اقتصادی و بیاطمینانی را از اقتصادهای خود دور کنند.
نگاهی به فهرست این کشورها یادآور فراز و نشیبهای زیادی است که هر یک با آن روبهرو بودهاند. از ویتنام گرفته که سابقه جنگی بزرگ را در تاریخ خود دارد تا چین و هند که نیمی از جمعیت کره زمین را در خود جای دادهاند یا مالزی و تایلند که بحران بزرگ مالی سقوط ببرهای آسیای جنوب شرقی به مثابه توفانی سهمگین یک بار آنها را در هم نوردید و له کرد؛ ولی به هر حال امروز در این فهرست هستند.
تردید نکنیم که کشور ما به رشدی بالای 6 درصد برای غلبه بر مشکلات خود و دستیابی به توسعهای پایدار نیاز دارد، آن هم رشدی متوازن در همه بخشهای اقتصادی کشور، بنابراین جای برنامه توسعه مصوب با هدفهایی در چارچوب اقتصاد ملی واقعا خالی است و برنامهای که راهکارهایی برای رفع اختلالات احتمالی ناشی از تحریم، بازسازی ظرفیت تولید نفت و گاز، افزایش توانایی اقتصاد در بالا بردن سطح اشتغال، تجهیز پساندازها با هدف تامین منابع مالی برای سرمایهگذاری در حوزه نفت و گاز و اصلاحات ساختاری در بخش مالی کشور ارائه دهد.
سالهایی که بیبرنامه در اقتصاد ایران سپری میشود، فقط سپردن فرصتها به باد است. این جا روی سخن با مجلس شورای اسلامی است و این انتظار از مجلس هست که هرچه زودتر کشور را مجهز به برنامه کند.
جهان صنعت:فیتیله باز هم تعطیله!
«فیتیله باز هم تعطیله!»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم مریم بابایی است که در آن می خوانید؛ در حالی هیات دولت روزهای یکشنبه و دوشنبه را تعطیل اعلام کرد که دو روز پیش از آن (جمعه و شنبه) نیز تعطیل رسمی بود و با این حساب، فعلا تعداد روزهای تعطیل به چهار روز رسیده است. این تعطیلی در حالی به بهانه گرمای هوا شکل گرفت که یک هفته قبل هم، هوا خنکتر از روزهای پیشرو نبود اما روال کارها عادی بود.
درست دوشنبه قبل بود که کارشناسان و مسوولان هواشناسی در جدال تعیین دما بودند که هوای تهران بین 43 تا 47 درجه سانتیگراد است و خشکی هوا، فقدان رطوبت و آلودگی زیستمحیطی تهران میتواند بلاخیز و حتی حادثهآفرین شود. با این وجود کارمندان، کارگران و بسیاری از هموطنان بر سر کار خود حاضر شدند تا اینکه دیروز هیات دولت دو روز را به دلیل گرما تعطیل کرد.این موضوع در حالی است که سازمان مدیریت بحران هنوز هم اعتقاد دارد در حالت بحران نیستیم و در عین حال هم هواشناسی مژده میدهد که از روز سهشنبه دمای هوا رو به کاهش خواهد گذارد. حال با این شرایط تعطیلی رسمی دو روزه از چند زاویه حایز اهمیت است که باید به آن توجه داشت.
- مجلس در گام نخست واکنش خود به این تصمیم را با قوت اعلام میکند و میگوید نمایندگان مردم در جلسه علنی روز یکشنبه حضور مییابند اما ساعتی بعد اعلام میکند یکشنبه را تعطیل میکنند!
- در تصمیم تعطیلی دو روزه، کارگران و کارمندان مجزا شدند و کارگران مکلف به سر کار رفتن هستند چون کارمندان دولتی تعطیل خواهند بود تا بخشخصوصی و عمومی برای به سر کار رفتن مختار شوند!حال با این شرایط این سوال جدی مطرح است؛چطور میشود که زیر بام آسمان یک شهر، عدهای مکلف هستند کار کنند و عدهای تعطیل میشوند. آیا فرقی بین کارگر و کارمند است، جز آن است که شرایط کارگران سختتر است؟
- همچنین همه شعب بانکها باز هستند و18استان تعطیل دیگر زیرنظر استانداری مجاز به ادامه تعطیلی هستند!در نهایت با توجه به موضوعات ذکر شده این موضوع را میتوان برداشت کرد که دولت به موضوع گرما توجه نداشته چراکه این مشکل در هفته قبل هم مطرح بوده و این تعطیلی به خاطر رفع مشکل تامین برق کشور است.به هر حال باید پذیرفت که مهمترین برنامه دولت برای رفع مشکلات کشور تعطیلی است چون مشکل تامین انرژی کشور به صورت بلندمدت حل نشده و مدیریت انرژی طی سالهای گذشته مورد غفلت و کمتوجهی- اگر که نگوییم بیتوجهی- قرار گرفته است چراکه دو سال قبل هم مشابه همین بحران را در تامین برق کشور داشتیم و به قولی مدیریت کمآورد و کشور را تعطیل کرد. آن روزها هم هیچکس جوابگوی آن نبود که این تعطیلیها چقدر برای کشور هزینه در بر داشته است. اما امروز باید بپرسیم در سالی که مزین به نام همت مضاعف و کار مضاعف است، این تعطیلیها که در بینالتعطیلیها و موارد مشابه باب شده است چه میزان است و به چه دلیلی پدید میآید. انگار که تعطیلی و اتراق زیرکولر بیشتر از کار میچسبد که کسی اعتراضی ندارد!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: