در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یا بچهای که دایما با دوستانش بازیهای خشن میکند؟ آیا با کودکتان بر سر نخوردن تنقلات و قند بحث داشتهاید؟ یا بحث بر سر تماشای تلویزیون؟ خواب نیمروزی؟ پوشیدن لباس؟
این سوالها که شاید به نظر زیاد برسند اما به واقع کم هم هستند، جملات نخستین کتابی هستند که امروز برای شما معرفی میکنیم.
هنگامی که بحث تربیت و اصولا مواجهه با انسان به میان میآید، هر فرد، یک مورد خاص است؛ چرا که انسانها ظرایف روحی متفاوت و دیدگاههایی حتی متناقض با یکدیگر دارند. بنابراین واکنش آنها در برابر موضوعی واحد، نه تنها همیشه یکسان نیست که میتواند بسیار متفاوت هم باشد.
اما نباید از یاد ببریم که هستند اصولی کلی و تا اندازهای همه شمول که با فراگرفتن آنها میتوان هم سادهتر و هم بهتر زندگی کرد.
وقتی در برابر ما نه یک انسان بالغ که کودکی بدون تجربه و کم آشنا با قوانین زندگی قرار میگیرد، این نکات اهمیتی دو چندان مییابد. چرا که دنیای کودکی به واقع جهانی شگفتانگیز است؛ از همین روی میشل لارو نویسنده کتاب «رازهای تربیت کودک» در مقدمه چنین مینگارد:
«به دنیای شگفتانگیز تربیت و مراقبت کودک خوش آمدید. شاید موارد ذکر شده در بالا (همان سوالها) جزو رویدادهای بسیار شایع و معمول زندگی شما باشد؛ بهطور مثال فرض کنید امروز دوشنبه است. شما کودکتان را از مهد کودک برداشتهاید و تصمیم دارید بین راه تا منزل توقف کوتاهی در سوپر مارکت داشته و ملزومات تهیه شام را خریداری کنید.»
نویسنده در ادامه داستانی همیشگی را شرح میدهد: کودک در فروشگاه چیزی میبیند و میخواهد و شما نمیخواهید حالا آن را برایش بخرید.
شما خونسرد و آرام ولی قاطعانه جواب میدهید: «حالا نه عزیزم، ما الآن برای خرید خانه و تهیه شام آمدهایم. او به حرف شما اعتنایی نمیکند، ریتمش تندتر میشود. همان ترانه ولی بیت دوم آن کمی بلندتر و حالا باز هم بلندتر و بدتر.شما به او میگویید: اگر دست از گریه کردن برداری و بگذاری مامان خریدش را تمام کند، یک کیک درست میکنم تا بعد از شام با هم بخوریم. ولی این اقدامات کارساز نیست. وعدههای دل خوش کن او را راضی نمیکند. او دوست دارد چیزی را که میخواهد همین الآن آماده باشد و این را به همه اعلام میکند....
به نظر میرسد همه در حال تماشای نمایش شما هستند. یک زن از روی نیت خیرخواهانه به شما نزدیک شده و میگوید: اوه عزیزم، ما همه این روزها را داشتهایم. اجازه نده حرفش را به تو تحمیل کند.
شما سعی میکنید خریدتان را تمام کنید و وانمود میکنید که اصلا اتفاقی نیفتاده. اما...
شاید شما مجبور شوید خرید را نیمه کاره رها کنید و به ماشین برگردید...
همانطور که در حال رانندگی هستید و از فروشگاه دور میشوید، گریه تمام میشود. فرشته کوچک شما خیلی زود به خواب میرود. صورتش پر از آرامش است. شما بر خلاف او احساس سنگینی در معدهتان میکنید و سرتان درد میکند و...»
این گونه رفتار بچهها را همه ما شاهد بوده و با آنها برخورد داشتهایم؛ البته با قدری تفاوت!
شما هم برخی مواقع جای آن مادر قرار گرفتهاید و مستاصل و متعجب از رفتار کودکتان با سر درد آن روز را به پایان بردهاید.
نویسنده معتقد است: «در این داستان، مادر 5 قانون مهم تربیتی را نقض کرده است.
1ـ او انجام برنامه زمانبندی شدهای را دنبال نمیکرد.
2ـ انتظارات و توقعات معین و مشخصی را برای کودک در نظر نگرفته بود.
3ـ او متوجه نبود که با بچههای کودکستانی نمیتواند مذاکره کند.
4ـ او راهحلهای موقتی و ساده را برمیگزید.
5 ـ هر دو حین انجام مأموریت خسته بودند.»
شاید برخی از این قوانین برای شما ناآشنا باشند؛ نگران این موضوع نباشید، همه آنها در بخشها و فصلهای کتاب توضیح داده شدهاند.
این کتاب در 3 بخش تدوین شده است.
بخش اول «اصول یک تربیت خوب» نام دارد که در 5 فصل بررسی شدهاند.
بخش دوم «دستورالعملهایی برای مشکلات تربیتی متداول» است که فصلهای ششم تا هجدهم را در بر میگیرد.
بخش سوم هم «تربیت فرزندان را لذت بخش سازیم» نام گرفته و دارای 4 فصل است.در هر فصل از کتاب، شما با یک صحنه از زندگی عادی و روزمره که باید تصمیمی در مورد فرزندتان اتخاذ کنید مواجه میشوید.
این صحنهها مانند یک نمایش کوتاه آورده شدهاند؛ سپس در مورد آن بررسی و تحلیل شده و پرسشهایی مطرح میشود و در پایان، برداشت دیگری از همان صحنه را شاهد خواهید بود تا در عمل به تفاوت دو نوع برخورد با کودک پی ببریم.
با خواندن این کتاب به نکات تازهای برمیخورید که شاید برای شما جزو بدیهیات بودهاند اما حالا میبینید باید طور دیگری به آنها بنگرید.
به عنوان مثال از شما پرسیده میشود که وقتی به پسر کوچکتان میگویید من میخواهم تو پسر خوبی باشی، آیا او معنای خوب بودن را درک میکند؟ آیا رفتارهای خوب در ذهن او و شما دارای یک معنی است؟ آیا نباید به جای خوب بودن، به نوع رفتارهایی که از او انتظار دارید اشاره کنید؟
همچنین در این کتاب به نقش پدر و مادر در کنار یکدیگر در مورد تربیت فرزند پرداخته شده است و دهها مساله و موضوع دیگر که شاید در نگاه نخست، ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند.
امیدواریم شما هم با خواندن کتاب «رازهای تربیت کودک» که با ترجمه مینو غفاری و به همت نشر استاندارد به چاپ رسیده بتوانید فرزندان خود را آنگونه که باید تربیت کنید.
در پایان چند نکته از آنچه در پایان هر فصل آمده را با هم میخوانیم.
«به خاطر داشته باشید هنگامی که فرزند شما کج خلقی میکند، در واقع توجه شما را طلب میکند.»«برای کودک دو ساله استدلال کردن همان قدرمفید و سودمند است که در کشتی در حال غرق شدن جای خود را عوض کنید.» «خیلی راحتتر است که کودکانی محکم بسازیم تا بخواهیم مردان خرد شده و شکسته را ترمیم کنیم.»
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: