گفتگو با دکتر حسن عباسی(1) اکسیر 2004

جنبش نومحافظه کاران امریکا که اینک بیش از 60 سال از قدمت آن می گذرد، یک جنبش ایدئولوژیک نیرومند با یک پشتوانه قوی مالی است که نمایندگانی در مجاری رسانه ای جهان ، دانشگاه ها و کادر ریاست جمهوری جورج بوش دارد.
کد خبر: ۳۳۸۵۷
در گفتگوی پیش رو، دکتر حسن عباسی ، به طرح اکسیر 2004به عنوان پروژه طراحی شده توسط نومحافظه کاران امریکا اشاره می کند و به شرح و تبیین دیدگاه ها و سیاست های این گروه در قبال ایران و در مورد مساله پروتکل الحاقی و حقوق بشر می پردازد.

طرح اکسیر 2004 چیست و مشخصات ، مولفه ها و مختصات آن به چه صورت است؛
طرح اکسیر 2004، طرح عملیاتی در حوزه سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده است که از سوی طراحان و استراتژیست های موسسه امریکن اینترپرایز (American Inter PriseIn stitue) که مهمترین مرکز مطالعات استراتژیک کاربردی جریان نو محافظه کاران امریکا و حزب حاکم یعنی حزب جمهوری خواه ایالات متحده است ، طراحی شده و تلاش عمده آنان بر این نکته است که منویات جریان صهیونیسم یهودی و صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی را به صورت یکپارچه محقق کنند.
درخصوص ایران ، این موسسه اقدام به طراحی اکسیر 2004کرده که بخشی از چارچوب طرح کلی جنگ جهانی چهارم است و طرح آن ، بعد از واقعه یازدهم سپتامبر از سال 2001 میلادی آغاز و اعلام شد که تا سال 2026 میلادی به مدت 25سال طول خواهد کشید.
گفتنی است ، شیوه برخورد در جنگ جهانی چهارم صرفا یک شیوه برخورد نظامی نیست و ابتدا به ساکن از اهرم های متعدد اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، رسانه ای و روانی بهره گیری می شود و هنگامی که کشور هدف کاملا تضعیف شد، در گام آخر با یک اقدام نظامی وارد خاک آن کشور می شود و با یک فشار محدود نظامی کشور تضعیف شده را اشغال و نوعی قدرت نمایی ارائه می کنند.
برای برخورد و مواجهه با ایران ، نظام خاصی از سوی موسسه امریکن اینترپرایز طراحی شده است ، مبتنی بر این که اهرم های فشار را باید از 3 محور به ایران معطوف و ایران را با آن 3 محور مهار کرد و سپس به زانو درآورد و شرایط را برای حمله به ایران مهیا ساخت.
طراحی اکسیر 2004 از سوی مایکل لدین ، داگلاس فیث ، پل ولفوویتز و جیمز وولسی صورت گرفته و دبیر اصلی آن مایکل لدین است.
تیم این افراد، زیر نظر ریچارد پرل که مشاور ارشد وزیر دفاع ایالات متحده است ، کار می کند. آنها از جریان نو محافظه کاران در امریکا هستند و چهره های شناخته شده صهیونیسم در عرصه سیاست جهانی محسوب می شوند و همگی از شاگردان هنری کسینجر هستند.
اکسیر 2004 مشخصا برای مهار و تضعیف ایران ، 3 پیکان حمله را طراحی کرده است. پیکان اول مساله بهانه تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی است ، که این مساله طبیعتا باید با قرار گرفتن در چارچوب قانون و از طریق مفاد قانون بین الملل و حقوق بین الملل ، ایران را محصور و سپس زمینه شرایط جهانی را برای حمله به ایران مهیا می کرد.
در چارچوب قوانین بین الملل معاهده (NPT معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی) و پروتکل الحاقی آن مدنظر بود که هر نوع بازرسی سرزده را از تاسیسات اتمی کشور هدف در دستور کار قرار می دهد و جنجالی که 3 ماه گذشته در این خصوص بر ضد ایران صورت گرفت و قطعنامه غیرمنطقی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران و سپس وقایع بعد از آن ، همه در راستای فاز اول طرح اکسیر 2004 ارزیابی می شوند.
پیکان دوم در طرح اکسیر 2004، بهانه نقض گسترده حقوق بشر در ایران است و این مساله مدتهاست درباره ایران مطرح است و مجامع غربی درباره آن علیه ایران به اظهارنظر می پردازند که بخشی قابل توجه از این اظهارنظرها از نظر قوانین بین الملل ، مداخله در امور داخلی ایران محسوب می شود.
سومین محور، بهانه حمایت ایران از تروریسم است ، که به صورت جدی در طرحی که بعد از یازدهم سپتامبر با عنوان ائتلاف جهانی علیه تروریسم به وجود آمده ، مورد نظر غرب است. به این صورت که با تروریست قلمداد کردن کشور هدف و معطوف کردن ائتلاف جهانی به آن کشور، علیه آن اجماع به وجود آورده و حمله را تدارک می بینند و برای این مساله به طور همزمان از دو دکترین بهره می برند: ابتدا دکترین پاشنه آشیل را درباره ایران تعریف می کنند.
به این معنا که طی ارزیابی ها و بررسی های مختلف نقطه ضعف و پاشنه آشیل ایران را در این دیدند که ایران از این که پرونده اش به شورای امنیت برود و در آنجا قطعنامه ای علیه آن صادر شود، واهمه دارد.
آنها مدعی بودند اگر ما این دکترین را خوب اجرا کنیم ، با استفاده از این نقطه ضعف می توانیم از ایران امتیاز بگیریم.
دومین نکته در همین مسیر تبیین دکترین هویج و چماق است ، که این دکترین درباره عراق به کاملترین شکل به اجرا درآمد. ملت های مختلف شاهد بودند که امریکا، انگلیس و اسرائیل چماق را بالا نگه داشتند و مجامع عمومی مثل اتحادیه عرب و اتحادیه اروپایی ، سازمان ملل متحد، روسیه ، چین و دیگران هویج را مقابل عراق گرفتند و طبیعتا با هویج ، عراق را تطمیع و تلطیف کردند و در نهایت هم در واقعه جنگ کشورهای ائتلافی علیه عراق این کشور به اشغال درآمد و چماق فرود آورده شد.
درباره ایران هم مبتنی بر پاشنه آشیل و ضعفی که ایران از خودش ارائه کرده است ، جوامع هژمونیک و استیلاطلب غرب ، فرصت را برای اجرای سیاست هویج و چماق درباره ایران مناسب دانستند.
به این صورت که برخورد با ایران را نمره صد بگیرند، تا ایران در مراتب و سطوح پایین تر به هویج تن در دهد و از مواضع و منافع خود دست بکشد. این ماهیت و کلیت طرح اکسیر 2004 است که در ایران بسرعت در حال اجرا است.

از نظر شما مساله NPT و پروتکل الحاقی که اولین محور این طرح محسوب می شود، تاکنون چه روندی را طی کرده است و آینده آن را چگونه می بینید؛
درخصوص مساله NPT و پروتکل الحاقی ، همان طور که افکار عمومی در جریان قرار دارد، ایران موفق شد جلوی رفتن پرونده به شورای امنیت را بگیرد و تحقق هر نوع ائتلاف را بر هم بزند؛ اما نکته بسیار مهم اینجاست که پذیرفتن الزاماتی نظیر به تعلیق درآوردن غنی سازی اورانیوم و تعهد درخصوص پیوستن به پروتکل الحاقی و پذیرفتن بازرسی های سر زده از سوی ایران ، کلا موفقیت هایی است که درخصوص طرح اکسیر 2004 برای طرف غربی به دست آمد.
مساله دیگر، اخباری است که در جهان در عرصه مسائل اتمی شنیده می شود، نظیر اعلام فرانسه در فعال کردن نسل سوم رآکتورهای اتمی یا گفته های تونی بلر، مبنی بر این که ما به دلیل مسائل امنیت ملی اجازه نخواهیم داد که آژانس بین المللی انرژی اتمی از مکان و تجهیزات اتمی انگلیس بازدید کند و همچنین اختصاص بودجه 7/24 میلیون دلاری از سوی جورج دبلیو بوش به پیگیری ساخت و تجهیز موشک های میان برد و کوتاه برد اتمی امریکا به کلاهک های نوترونی.
مجموعه این اخبار و اطلاعات ، حکایت از این می کند که مجامع جهانی کشورهای قدرتمند بسرعت در این زمینه ها رشد می کنند، اما دانش اتمی را در حد مسائل علمی آن و داشتن رآکتورهای آب سبک به منظور تولید انرژی صلح آمیز اتمی برای جمهوری اسلامی برنمی تابند.
لذا ایجاد محدودیت برای جمهوری اسلامی در این چارچوب ها بخشی از موفقیت طرح اکسیر 2004محسوب می شود؛ اما این که آینده این مساله به کجا می انجامد، بستگی به تحولات آتی دارد؛ یعنی این موضوع باید در دولت جمهوری اسلامی به لایحه تبدیل و فرآیند تصویبش در مجلس ارزیابی شود و از سوی دیگر هم بستگی به تعهداتی دارد که کشورهای غربی باید به آن عمل کنند که در این باره نیز بارها از سوی مسوولان جمهوری اسلامی اعلام شده است که اگر غربیها در عمل به تعهدات شان خللی داشته باشند، ایران امکان خواهد داشت که تعلیق چرخه غنی سازی اورانیوم را ملغی کند و مجددا کار خود را از سر بگیرد. علی رغم همه این افق نمایی ها طبیعی است که با توجه به تعهداتی که ایران درخصوص امضای NPT و پروتکل الحاقی خواهد داد اگر بعد چنین اتفاقی رخ دهد، شرایط برای ایران از مرحله قبل بسیار دشوارتر و پیچیده تر خواهد بود.

اهرم فشار حقوق بشر چطور؛
مساله حقوق بشر، گزاره های ارزشهای غربی و بخصوص ارزش های امریکایی را در محتوای خود دارد، کلمه حقوق بشر مفهومی جهانشمول است ، اما وقتی به محتوای آن بپردازید، می بینید که چیزی نیست جز جمع بندی آنچه ارزش های لیبرال دمکراسی نامیده می شود.
نکته بسیار خطرناک اینجاست که در ماههای اخیر از زبان جریان های روشنفکری در غرب و جهان اسلام و بویژه از سوی رهبران امریکا اعلام شد اسلام با حقوق بشر و دمکراسی در تعارض نیست.
در این جمله یک نکته ظریف نهفته است و آن این که اسلام به عنوان یک محتوا با معیاری به نام حقوق بشر و دمکراسی سنجش می شود، نه برعکس. در واقع ، آنچه معیار گرفته می شود دمکراسی و حقوق بشر غربی است و آنچه باید خودش را با آن معیار منطبق سازد، اسلام یا هر دین و آیین دیگر است.
در واقع ، یک نوع تمامیت خواهی و یک جانبه گرایی از سوی غرب درخصوص اعمال ارزشهایش به دیگران وجود دارد؛ اما برای ما به عنوان مسلمان دیدگاه و منظر الهی در قرآن مطلق است و معیار محسوب می شود و ما باید خودمان را با این معیار منطبق کنیم.
در حالی که از ایران و جهان اسلام یا هر تفکر الهی یا غیرالهی خواسته می شود با آنچه حقوق بشر غربی نامیده می شود، منطبق گردد. بنابراین ، کلیت خطر آن چیزی است که در جهان رویکرد افراطی به حقوق بشر غربی نامیده می شود.
البته معنای بحث من این نیست که اسلام با حقوق بشر در تعارض است یا اسلام مخالف حق بشر است. هر دین و مکتب الهی انسان ها را واجد حق و حقوق می داند. اما گویش و اعلام آن موضع متفاوت است.
متاسفانه امروز اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان دین دست ساز بشری از سوی پیامبران مدرنیست غربی برای بشر آورده شده است و اگر کسی به معیارهای جامعه مدنی غربی ، دمکراسی و لیبرال دمکراسی غربی ، سکولاریزاسیون و حقوق بشر غربی مومن نشود، کافر به این دین دست ساز محسوب می شود و غرب به عنوان ناقض حقوق بشر به او حمله می کند. کما این که در موضعگیری اخیر آقای سیلویو برلوسکونی ، نخست وزیر ایتالیا بصراحت اعلام شد که کشورهای قدرتمند غربی حق دارند ارزشهای دمکراتیک خود را به دیگران صادر کنند.
اما مساله انحصارطلبی و تمامیت خواهی غرب درباره ایران نسبت به کشورها و مجامع دیگر برجسته تر است ، چراکه اسلام به دلیل قابلیت ها و کارآمدی های فکری بسیار بالا و توانمندی های عظیمی که در تولید فرضیه و نظریه دارد، شرایطی را رقم زده است که به عنوان حریف قدرتمند فرمول های لیبرال دمکراسی و گزاره های کلیدی مدرنیته و اومانیته درآمده است.
مهمترین و جدی ترین چالش و رقیب اومانیته و اومانیسم که حوزه بشرمداری است ، مساله تئولیته و تئوئیسم و خدامحوری است. لذا همه باید به دین اومانیسم که همان حقوق بشر است ، مومن شوند و اگر مسلمان ها می خواهند بر دین خود پافشاری کنند، این اصرار تا جایی امکانپذیر است که دینشان با حقوق بشر غربی در تعارض قرار نگیرد؛ یعنی یک دختر دانش آموز مسلمان در فرانسه تا جایی در دین خود آزاد است که رفتار و پوشش حقوق بشر مورد نظر غرب را نقض نکند.
بنابراین از آنجا که بعد معنوی اسلام در درون ساختار حکومت و جامعه ایران بسیار عمیق است ، برای استحاله جامعه ایران و فضاسازی برای این منظور که در طول جنگ جهانی چهارم بتوانند بسادگی بر ایران چیره شوند، بهترین راه را در این دیدند که این بعد معنوی و عمق راهبردی ایران را که همان گزاره های کلی دین اسلام و مفاد شرعی است ، تعدیل کنند و از جامعه و حکومت ایران یک جامعه و حکومت سکولار بسازند.
لذا کسانی که بیشترین توهین را به انسان روا داشته و آن را به عنوان بت ، به جای خدا قرار داده اند، دیدگاه های خود را به سایر ملتها تحمیل کرده و از آن با عنوان فرآیند دمکراتیزاسیون جهانی و به تعبیر جورج دبلیو بوش تحقق «انقلاب دمکراسی» در خاورمیانه نام می برند.

گفتگو: سیدمجید حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها