آینه‌های روبه‌رو

روایت شاعرانه از روزمرگی

راضیه دارابیان، شاعر جوانی است از شهر بروجرد که همراهی‌اش با صفحه شعر جوان به روزهای نخست راه‌اندازی این صفحه بازمی‌گردد و در آن روزگار برایمان چند ترانه فرستاده بود که به دلیل برخی نکات تخصصی در ژانر ترانه از جمله نوع موسیقی و برخوردش با زبان نتوانستیم از آثارش در این صفحه استفاده کنیم. اما دارابیان بتازگی چند کار سپید برای ما ارسال کرده است که در این شماره قصد داریم به آنها بپردازیم؛ اما پیش از این که آثار او را با هم بخوانیم، ذکر چند نکته درباره شعرهای دارابیان ضروری است.
کد خبر: ۳۳۵۰۹۴

دارابیان در نامه‌ای که برای ما ارسال کرده، نوشته است: چند کار سپید (شعر گفتار) برای شما می‌فرستم...

باید به خانم دارابیان، نخست این نکته را گفت که این نوع طبقه و دسته‌بندی شعر امروز به گفتار یا هر نام دیگری نه مبحثی علمی و آکادمیک است و نه در محافل جدی ادبیات، جدی! گرفته می‌شود و حتی در مورد شعر گفتار که ایشان اشاره کرده است، باید یادآور شد که به تعبیری، کل شعر فارسی از صدر تا اکنون شعر گفتار بوده است؛ چراکه شعر اصلا هنری کلامی و گفتاری است؛ اما اگر به مفهوم خاص آن بپردازیم، ژانری است که برخی آن را با سیدعلی صالحی به عنوان نظریه‌پردازش می‌شناسند و البته باز هم باید تاکید کرد که این نوع شعر به نوعی خاستگاهش ابتدا در آثار سهراب و فروغ نمود یافت و متجلی شد، سپس تبدیل به یک مولفه کلی برای شعر امروز شد و نه یک شخص یا گروهی خاص در ادبیات معاصر.

اما شعر دارابیان را از نظر زبانی باید شعری موفق و سالم دانست. شعری که مشخص است شاعرش دوران تجربه را پشت سر گذاشته و اگرچه زبانی مستقل و شاخص ندارد؛ اما بخوبی بر ساده‌نویسی و ساده‌گویی مفاهیم زندگی مسلط است.

شعر دارابیان اگرچه شعری به مفهوم کامل زنانه نیست، یعنی آن عاطفه پررنگ و برخورد نرم با زبان کمتر در آن نمود دارد؛ اما دغدغه‌های روزمره انسانی را بیان می‌کند که به طور مشخص جنسیتی زنانه دارد، به عنوان مثال این کار او را با هم می‌خوانیم:

«عاشقانه»

گرم و خوشرنگ / یا سرد و بی‌روح

اتو کشیده و به‌روز / یا وارفته و قدیمی

فرقی نمی‌کند/ هر طور در نظر بگیری:

پیراهنی حسودم /

که در باد/فقط تو را زیباتر می‌کند!

اگر از برخی مشکلات تقطیعی این شعر مانند اتو کشیده و به‌روز که می‌توانست با واو عطف شعر را از میان به دو سطر تقسیم کند، صرف‌نظر کنیم مهم‌ترین نکته‌ای که وجود دارد، بیان شاعرانه ـ و نه به تصویر کشیدن ـ حسی زنانه مانند حسادت است که شاعر از پس آن بخوبی برآمده است.

همان طور که در سطرهای بالا اشاره شد، شعر دارابیان از فقر نقاشی‌های زبانی و به تعبیری ایماژ و تصویر بشدت رنج می‌برد و او در شعرهایش بیشتر در جایگاه حرف زدن قرار دارد تا اجراهای تصویری و شاید خودش هم به همین دلیل بر گفتاری بودن شعرش تاکید داشته است.

نکته دیگر این‌ که یکی از مهم‌ترین مولفه‌هایی که می‌تواند سطرها را به سمت شعریت پرتاب کند، تخیل شاعرانه است که باز هم به دارابیان پیشنهاد می‌کنیم این موضوع را هم در آثارش بسیار بیشتر از گذشته جدی بگیرد.

در پایان، شعر دیگری از او را با عنوان بازنده می‌خوانیم که این شعر هم یکی دیگر از دغدغه‌های زنانه را این بار در زندگی مشترک و روزمره دو انسان با هم را با بیانی شاعرانه روایت کرده است:

«بازنده»

اول/ من گم شدم

بعد / حلقه ازدواجمان و اسباب و اثاثیه‌های کوچک

حالا هم که رگ‌هایت / یکی‌/ یکی...

*‌*‌*‌

بوی تریاک/ تمام رویاهای زنانه‌ام را برداشته و

به خانه پدری می‌برد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها