نمایش شبی که راشل از خانه رفت نوشته کرگ لوکاس و ترجمه لیلا سیاره به کارگردانی پریسا مقتدی در تالار مولوی در حال اجراست. این نمایش درباره زنی است که در یک شب زمستانی بنابر خواسته شوهرش باید توسط یک قاتل حرفه‌ای کشته شود. در این نمایش آشا محرابی، حمیدرضا نعیمی، ایوب آقاخانی، مهرخ افضلی، بهمن عباسپور، بهرام سروری‌نژاد، روح‌الهی کمانی و خیام وقار کاشانی بازی می‌کنند.
کد خبر: ۳۳۴۲۲۰

چرا تام بی‌دلیل می‌خواهد همسرش، راشل را بکشد، این بی‌دلیل بودن در خود متن هم هست یا خیر؟

خود متن هم اساسا نه فقط در مورد تام که درباره تمام اتفاقاتی که برای راشل می‌افتد، به چرایی‌ها نمی‌پردازد و بیشتر به چگونگی می‌پردازد. ما در تحلیل نمایشنامه سعی کرده‌ایم که به اصل اثر وفادار بمانیم و تنها نگاه ویژه خودمان را به آن اضافه کرده‌ایم. یکی از این تغییرات این است که شخصیت «روی» در متن زن بود و ما آن را مرد گرفته‌ایم. این پیشنهاد حمیدرضا نعیمی بود که راشل و پوتی را یک دنیای مردانه احاطه کند. از آنجا که متن بر زن بودن این شخصیت تاکید ویژه‌ای نداشت تا از خصلت زنانه بخواهد استفاده کند، ما این تغییر را داده‌ایم. بنابراین هیچ چیزی با خود متن تفاوت ندارد و فقط پایان‌بندی نمایش است که با متن متفاوت شده است.

در متن اصلی، راشل در یک فرآیند زمانی به روان‌شناسی تبدیل می‌شود و پسرش را که بزرگ و دانشجو شده است، به عنوان یک روان درمانگر درمان می‌کند. اما ما به پایان فعلی رسیده‌ایم که البته با تاروپود و روح متن اصلی متفاوت نیست.

خب روان‌شناسی و روانکاوی به ریشه‌ها و چرایی‌ها می‌پردازد که نمایش شما هیچ کاری به آنها ندارد. این را چگونه توجیه می‌کنید؟

این پرسش را باید از متخصص روان‌شناسی کرد که چقدر ریشه‌یابی اهمیت دارد. اما به نظر من روان‌شناسی مدرن، بیشتر به این می‌پردازد که شخص مبتلا به گره روانی، چگونه با آن مقابله می‌کند و نه این که چطور به آن مبتلا شده است. مهم این است که چطور این گره باز و از آن چگونه عبور شود.

ثانیا با آن که در این متن به روان‌شناسی می‌پردازد و شخصیت‌های روانکاو متعدد دارد، نمی‌گفت که روان‌شناسی برایش خیلی مهم است. بیش از همه روابط انسانی آدم‌ها برایش اهمیت دارد، فارغ از این که بدانند روابطشان دچار مشکل است و باید بروند پیش یک روانپزشک تا درمان شوند. علی‌رغم این‌که کلید رهایی سرآخر یک روانپزشک است که راشل را نجات می‌دهد، مشکلات به نوعی با پناه‌بردن به رویا یا آرزوها حل می‌شود که این هم راه‌حل روان‌درمان گرایانه‌ای به نظر می‌رسد.

نمی‌شود گفت که نویسنده می‌خواسته به جای روان‌شناسی فردی، بیشتر به روان‌شناسی اجتماعی بپردازد؟

احسنت! الان که دارید می‌گویید، از نظر من هم درست است.

شاید راشل در مراجعه‌های متعددش به نتیجه نمی‌رسد، اما موقعی که این تعامل را با اطرافش انجام می‌دهد، کمک می‌کند تا خود به خود به آن اتفاق نهایی برسد و هویت خودش را در صحنه آخر پیدا کند.

ما از صحنه دوم راشل را داریم که هویت خود را باور نمی‌کند و ناخواسته یا خواسته خود را مری آلن معرفی می‌کند، این فرآیند تا صحنه هفدهم و آخر ادامه می‌یابد که راشل مجددا هویت خودش را پیدا می‌کند. برای همین من با تاویل شما موافق هستم.

این متن 25 سال پیش در آمریکا نوشته شده است. چه نکته و نقطه کلیدی‌ باعث شد تا آن را به لحاظ انطباق اجتماعی برای اجرا در ایران مناسب ببینید؟

نقطه کلیدی برای من آسیب‌شناسی روابط انسانی معاصر است.

این موضوع است. منظورم آن اتفاقی است که باعث شده تا به سمت این موضوع برویم.

فارغ از این که این متن در آمریکا نوشته شده و متاثر از شرایط اجتماعی آن سال‌ها و حال حاضر جامعه آنهاست، ما هم امروز در اینجا گریبانگیر چنین مساله‌ای شده‌ایم.

در این نمایش بیش از روان‌شناسی شخصیت‌ها، روابط انسانی آدم‌های جامعه برایم اهمیت دارد و به دنبال نشان دادن گره‌های آن هستم

امروز می‌بینم که ارتباط ما در وهله اول دچار سوء روابط و در وهله دوم سوء‌تعبیر است. ما در روابط خودمان متاسفانه نقاب‌هایی به صورت می‌زنیم و خودمان را پشت آنها پنهان می‌کنیم.

مشکل عمده ما در جامعه این است که باهم روراست نیستیم و براحتی از هم انتقاد نمی‌کنیم. وقتی نسبت به عملکرد یا رفتار وگفتار هم گله داریم، به جای آن که رک و راست به هم گوشزدش کنیم، به واکنش‌هایی کلی و غیرشفاف روی می‌آوریم که به جای اصلاح، مشکلات را افزایش می‌دهد. به نظرم این موضوع مهمی است که از خانواده شروع می‌شود و تا روابط شغلی و اجتماعی ادامه پیدا می‌کند.

متن آمریکایی است و ما آن را در ایران می‌بینیم. ملاک هدایت بازی‌ها برایتان چه بود؟

از آنجایی که من بیش و پیش از این که کارگردان باشم، بازیگر هستم، همیشه این باور را دارم که وقتی درست کار نمی‌کنم، خودم زودتر از مخاطبم می‌فهمم اینجای کارم ایراد دارد و آن شخصیت را هنوز در نیاورده‌ام. هر چقدر هم بخواهم با بهره‌گیری از تکنیک‌ها آن را لاپوشانی کنم، در نهایت بازهم مخاطب می‌فهمد. وقتی داشتم نمایش راشل را آماده می‌کردم، باور پذیر ساختن، مهم‌ترین موضوع شاکله ذهن من بود.

همه‌اش فکر می‌کردم که این باورپذیری چقدر مهم است و چون به این هم اعتقاد داشتم که این مساله دغدغه جامعه امروز ما هم هست، بیشتر به سمت این باورپذیری می‌رفتم. البته نمی‌توانم توانمندی بازیگرانم را هم نادیده بگیرم، بویژه در مورد نقش راشل که خیلی محوریت دارد.

شاید همین خود عاملی باشد برای انتخاب آشا محرابی که از پس ارائه یک راشل بی‌نقص برآمده است.

بله، من و آشا محرابی بیش از 12 سال است که همدیگر را می‌شناسیم. میزان توانمندی او در نقش‌آفرینی هم بر مخاطبان این حوزه آشکار است.

من نه فقط به خاطر دوستی و توانمندی محرابی را انتخاب کرده‌ام، بلکه جنس بازی او تناسب بسیار زیادی با کاراکتر راشل داشت. ما قبلا این نمایش را در جشنواره بیست و هفتم فجر هم نمایشنامه‌خوانی کرده بودیم و آن تجربه باعث شد که دریابم شخصیت راشل را کسی بهتر از آشا محرابی بازی نخواهد کرد.

با توجه به هیجانی بودن اجرا و متن، چرا به جای استفاده از موسیقی زنده از موسیقی ضبط شده استفاده کرده‌اید.

استفاده از موسیقی زنده به لحاظ مادی بسیار سخت است و ما نمی‌توانستیم از پس آن برآییم.

فضای متن سیال است، اما میزانسن شما شکل مستطیل دارد. در چند جای این مستطیل مکان‌هایی تعریف می‌شود که اجرا را شکل می‌دهد. در صورتی که فضای سیال ما را به سمت منحنی، بیضی یا دایره می‌برد. چرا دچار این تناقض هندسی در میزانسن شده‌اید؟

اعتراف می‌کنم که نگاهتان برایم جذاب است و متاسفم که چرا زودتر این دیدگاه را نشنیدم. انتخاب مستطیل آگاهانه نبوده است، اما چقدر بهتر می‌بود که با آگاهی سراغ میزانسن می‌رفتم و به نرمی بیشتر در فضای هندسی فکر می‌کردم. من فقط به سیالیت و آن هم بدون جابه‌جایی وسایل صحنه یا در انتخاب وسایل توجه داشته‌ام.

در طراحی صحنه نمایش شما با دوگانگی روبه‌رو می‌شویم. مکان اداری آقای روی با نشانه‌های مشخص تعریف و دیده می‌شود، اما منزل راشل و لوید و حتی مکان اقامت روانپزشکان چندان مشخص نیست.

سعی کردم تا جنس این فضاهای متعدد را نشان دهم. برایم مهم بود تا با حداقل عناصر، بیشترین فضاسازی را انجام بدهم و اگر اتفاق نیفتاده است ضعف از من بوده است.

رضا آشفته / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها