شایعاتی که هرروزصبح می خرید

در کشورمان ایران روزانه 11 روزنامه ورزشی منتشر می شود. به این تعداد می توانید آمار دهها هفته نامه ، ماهنامه ، مجلات گوناگون و نشریات بسیار دیگری را که قسمت عمده خود به ورزش اختصاص می دهند
کد خبر: ۳۳۳۶۷
، اضافه کنید.
این تعداد نشریات ورزشی در حالی است که ورزش در ایران ، موجودی مظلوم و نحیف است که اعتبارات جهانی اش را می توان به همان چند مدال در المپیک ، پیشتازی در کشتی جهان ، وزنه برداری ، ورزشهای رزمی و احتمالا درخشش های گه گاهی در رشته های انفرادی ورزشی خلاصه کرد.
به این مجموعه می توان چند استثنا مثل بردهای سنی پایین تر در والیبال را هم افزود.
اما این سیل مطبوعات ورزشی حتی از همین بضاعت اندک هم به طور کامل تغذیه نمی کنند. چیزی که در نشریات ما دیده می شود، توجه جنون آمیز به فوتبال است ؛ آن هم نه همه فوتبال.
برای غالب مطبوعات ورزشی در ایران فوتبال ، یعنی چند باشگاه بزرگ که در لیگ برتر فوتبال شرکت دارند. از این میان فوتبال به طور خاص ، یعنی 2 تیم مطرح تهرانی ، یعنی سر جمع 10-20 بازیکن فوتبال که باید روزانه از آنها صدها صفحه روزنامه ، مجله و غیره را پر کرد و همین می شود که...

ایتالیا با آ.ث.میلان ، یوونتوس ، اینتر، لاتزیو، رم همه ستاره های فوتبال و تیمهای بزرگش ، فکر می کنید چند روزنامه ورزشی سراسری دارد؛
3 تا، بله فقط 3 تا؛ گاتزتا دلواسپورت ، کوریره دلواسپورت و توتو اسپورت.
در عوض اسپانیا را در نظر بگیرید؛ رئال مادرید افسانه ای ، بارسلونا، والنسیا، دپورتیو و لاکرونیا، اتلتیکو مادرید و... گمان می کنید اسپانیا با همه ستاره های خارجی و داخلی فوتبالش ، لیگی که هر هفته صدها هزار نفر را به استادیوم ها می کشاند، با تیمهایی که اخبارشان هر روز در صدر اخبار روزنامه ها و تلویزیون های سراسر جهان هستند و تنها یک دیوید بکام ، رونالدو و یا روبرتو کارلوس اش می تواند به اندازه کلی مسائل یک کشور خبرساز باشد و با همه ورزشهای دیگرش مثل تنیس و دوچرخه سواری و بسکتبال که می تواند ادعاهای جهانی داشته باشند چند روزنامه ورزشی دارد؛
این هم 3 تا.
بله ، فقط 3 تا.
مارکا، آس و مندو دپورتیو و این آمار را می توان همین طور ادامه داد. فرانسه با تمام مدالهایی که در المپیک می گیرد، تنها یک روزنامه ورزشی اگرچه در سطح بین المللی دارد به نام اکیپ آلمان و انگلیس هم یک روزنامه ورزشی ندارند. در حالی که ما....

ازگذشته تا هنوز

موجی را که به نام مطبوعات ورزشی در ایران آغاز شد ، باید به سالهای پایانی جنگ ایران و عراق و متحول شدن جامعه ایرانی نسبت داد.
تا پیش از این و تا سالها، آنچه به عنوان نشریه ورزشی شناخته می شد را باید به چند نام مشهور و قدیمی محدود کرد.
از پیش از انقلاب و تا سالها پس از آن ، دو مجله کیهان ورزشی و دنیای ورزش تنها نشریات تخصصی ورزشی بودند که به صورت هفتگی منتشر می شدند و با بضاعتی که داشتند می کوشیدند عطش مخاطبان این نشریات را سیراب کنند.
2 نشریه با رعایت استانداردهای نسبتا حرفه ای که حتی درباره یکی - کیهان ورزشی - با رویکرد فرهنگی اش به ورزش به جریانی فراتر از جریان روزمره ورزش نظر داشتند و تاثیرات غیرقابل انکاری بر ورزش ایران گذاشتند.
توجه بیشتر به فوتبال ، قدرت گرفتن فوتبال ایران در میدان های ملی ، راهیابی ایران به جام جهانی 98 فرانسه و عطشی که برای این فوتبال در جامعه وجود داشت زمینه ای بود که باعث پا گرفتن و رشد هرچه بیشتر مطبوعات و روزنامه های ورزشی شد؛ مطبوعاتی که ناگهان در عرض چند سال چند برابر شدند و حالا می شد حضور و تاثیر آنها را چه در حیطه ورزشی کشور، چه در جامعه مطبوعات و چه میان مردم کاملا حس کرد.

آنها چه می گویند؛

sport4

«من خودم ، جز یکی دو تا از روزنامه های ورزشی را نگاه نمی کنم. آنها نگاه حرفه ای ندارند، به مسائل ورزش به صورت کلان نگاه نمی کنند و بیشتر می کوشند مردم را سرگرم کنند تا چیزی برای دانستن و فهمیدن بیشتر به آنها بدهند.
من روزنامه خوان ، پس از خواندن روزنامه ای ، باید چیزی به دانسته هایم ، به آگاهی ام اضافه شود یا نه؛ اما روزنامه های ورزشی شاید فقط اطلاع رسانی صرف می کنند و از تحلیل های قوی ، کمتر می شود چیزی را در آنها دید.»
عطائالله بهمنش ، روزنامه نگار و مفسر قدیمی ورزش که چهره ای شناخته شده در این زمینه است با گفتن این مطالب انتظارات بیشتر خود را از مطبوعات ورزشی بیان می کند.
او هم مثل بسیاری دیگر از کارشناسان و خوانندگان جدی مطبوعات ، یکی از منتقدان وضعیت موجود بر نشریات ورزشی است. اگرچه بسیاری از همین منتقدان ، فعالیت مطبوعات ورزشی را در حوزه خبرگیری و خبررسانی موفق توصیف می کنند.
پرویز زاهدی ، یکی از روزنامه نگاران باسابقه ورزشی در این زمینه می گوید: «واقعا قوی کار می کنند. به نظر من ورزشی ها در زمینه کار خبری از بسیاری از دیگر حوزه ها قوی ترند.
به دلیل همین رقابتی که میان روزنامه های ورزشی وجود دارد، آنها می توانند کوچکترین اخبار را پیگیری کنند و سرعتشان در اطلاع رسانی و وسعت کار خبری ، چشمگیر است».

نگاه مثبت

آنچه در این میان مشخص است ، این است که باوجود بحثهای مختلف درباره مطبوعات ورزشی ، مسوولان فرهنگی با دید بسیار مثبتی بر جریان حاکم بر این دسته از مطبوعات می نگرند؛ برای مثال می توان از مهرنوش جعفری ، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد اسلامی نام برد که به دفعات در اظهارات خود بر لزوم نشاط در فعالیت این نشریات تاکید کرده است.
او معتقد است گسترش بیشتر مطبوعات ورزشی ، هم به توسعه و اصلاح ورزش منجر خواهد شد و هم با رواج فرهنگ مطالعه به بالا رفتن سطح سواد و فرهنگ در جامعه خواهد انجامید.
در همین ارتباط مدیران فرهنگی به این نکته اشاره می کنند که سهم پایین نشریات ورزشی در جرایم مطبوعاتی نشاندهنده این است که این نشریات بسیار به مسوولیت های خود آگاهند و ظرایف و خطوط قرمز را می شناسند.

ازچه حرف بزنیم؛

عطاالله بهمنش می گوید: «چیزی که در نشریات ورزشی دیده نمی شود، پرداختن به اصول ورزشی است.
میلیون ها دانش آموز و دانشجو در کشور داریم ، اما شما چیزی از ورزش مدارس و دانشگاه ها در روزنامه های ورزشی نمی بینید.
ورزش پایه و علوم ورزشی جذابیت ظاهری ندارند و همین می شود که هیچ کس به آنها نمی پردازد می گویند اصلا ورزشی در آموزشگاه ها وجود ندارد که درباره آن بنویسیم.
من می گویم خب همین را بنویسید. همین که چرا در آموزشگاه ها ورزش وجود ندارد.
این ناهنجاری که در ورزشگاه ها دیده می شود. این خشونت و معضلات ، حتی اگر نشریات در به وجود آوردن آنهانقش نداشته باشند، نقش مثبتی هم در حل کردن و کنترل کردن آنها نداشته اند».
تهییج مداوم خوانندگان و دوستداران ورزش ، عرصه تنگ رقابت و لزوم داشتن خبرهای داغ و متفاوت روزانه ، مطبوعات ورزشی را به وادی می کشاند که در آن صداقت خبری و دقت در آن فدای جذابیت می شود.
به همین علل است که بسیاری می گویند بیشتر روزنامه های ورزشی آکنده از خبرهای نادرست ، مصاحبه های جعلی و گزارش هایی هستند که یا تکذیب شده یا در آینده ، اخباری متناقض با آنها شنیده می شوند.
توجه به این که مطبوعات ورزشی تا چه حد به بزرگنمایی اخبار یا حتی مسائل غیرواقعی می پردازند روشنگر نیاز آنها به رقابتی است که آنها را تا هر کجایی ، به پیش می برد.

تیترهای بی بضاعت

«ایران کره شمالی تکرار می شود»، «برانکوایوانکویچ برای دیدن هاشمیان به آلمان می رود»، «چشم راست ساشا ایلیچ ضعیف است» و اخباری که درباره مربیان خارجی پیش از حضور برانکو در تهران هر روز روی صفحات اول روزنامه ها به چشم می خورد، خبرهای برگشتن پروین به پرسپولیس و صدها خبر از این دست ، اخباری بودند که در تمام ماههای اخیر به عنوان های اصلی روزنامه های ورزشی تبدیل شدند بی آن که حقیقت داشته باشند و کسی پیگیر نادرست بودن آنها باشد.
پژمان راهبر که تا چندی پیش سردبیر روزنامه جهان فوتبال بود در این زمینه می گوید: «می توانم روزنامه ای را برایتان مثال بزنم که در عرض یک ماه 17 بار تیتر اصلی اش نادرست بود؛ اما کسی ککش هم نگزید. هیچ کس عین خیالش نیست ».
این وضعیت شرایطی را به وجود آورده که عده ای از کارشناسان مصرانه اعتقاد دارند باید کنترل بیشتری روی مطبوعات ورزشی صورت بگیرد حتی چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر این که روزنامه نگاران شاغل در مطبوعات ورزشی باید دوره های لازم را بگذرانند و قرار است براساس طرحی ، از به کارگیری کسانی که از تجربه و آموزشی لازم بی بهره اند؛ جلوگیری شود.
صحبت هایی که بعدها ادامه پیدا نکردند.صبحها روی دکه های مطبوعاتی غوغای روزنامه هاست و میان آنها نشریات ورزشی را می توان دید که متفاوت تر و برجسته تر از بقیه خود را به رخ تماشاگران می کشند؛ مطبوعاتی که می کوشند به هر وسیله ای که شده در نبرد مرگ و زندگی ، در رقابت بی رحم جذب مخاطب ، از دیگران برتر و جلوتر باشند.
و این هر وسیله ، گاه می تواند یک شایعه باشد که به تیتر اصلی تبدیل می شود و این ماجرا ، برای روزهای دیگر ، ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها