دالان هایی به سوی گشودن معما

«پرده آخر» یکی از بهترین ، متفاوت ترین و هوشمندانه ترین آثار تولید شده در سالهای پس از انقلاب است. ترکیب هماهنگ میان همه اجزای اثر، آن را به فیلمی بی نقص ، برجسته و طبعا ماندگار تبدیل کرده است.
کد خبر: ۳۳۳۳۴
شاید دریافت 8 سیمرغ بلورین در نهمین جشنواره فیلم فجر و یک دیپلم افتخار، نتواند دلایل کافی برای اثبات کیفیت این فیلم باشد، اما به طور قطع گویای بخشی از توانمندی نخستین ساخته کارگردانش هست.
واروژ کریم مسیحی با تجربه دستیاری کنار کارگردان های معتبری همچون بهرام بیضایی ، نخستین فیلمش را با تمام وسواس ، دقت و ظرافت مثال زدنی کارگردانی کرد.
در این نوشته ، می کوشم به برخی ویژگی ها و توانایی های پرده آخر اشاره کنم.
اشاره کردم که پرده آخر اثری سنجیده ، در همه اجزاست. این هماهنگی و سنجیدگی را در کارگردانی ، طراحی صحنه ، بازیگری ، فیلمبرداری ، موسیقی و از همه مهمتر در فیلمنامه اثر می توان یافت.
طرح داستان پرده آخر بر محور توطئه شکل می گیرد و گسترش می یابد.
در شروع فیلم و از میان صحبتهای کامران میرزا (ارجمند) و تاج الملوک (خردمند) احساس می کنیم اتفاقی در شرف وقوع است ، اما دقیقا نمی دانیم موضوع چیست . کمی بعد، فروغ الزمان وارد خانه قدیمی می شود.
تماشاگر، همگام با او تازه می فهمد که شوهرش بر اثر غرق شدن ، مرده است و از اینجاست که بتدریج متوجه می شویم ، خواهر و برادر می کوشند عروسشان را از میان بردارند تا تنها مایملک باقی مانده ، یعنی خانه شان ، از سوی فروغ تصاحب نشود. به این ترتیب ، هسته اصلی رویدادها بر مبنای توطئه قوام پیدا می کند. اینجاست که ورود و حضور گروه نمایشی جامی اهمیت پیدا می کند.
آنان وظیفه دارند خواهر و برادر قجری را در اجرای توطئه شان یاری دهند. فروغ ، از هیچ چیز خبر ندارد و هر حرکتی که از سوی اطرافیان صورت می گیرد، برای او رنگی از حقیقت دارد؛ بنابراین ، آن را واقعی می پندارد. همه اطرافیان درصددند شرایطی فراهم کنند که او به مرز جنون و دیوانگی برسد و سپس ، با کشتن او اقدامش را خودکشی جلوه دهند.
فروغ ، خود می داند که دیوانه نیست ، اما اتفاقات و رویدادها به گونه ای سازمان داده می شوند که جلوه ای از شک در این باره را که نکند خطا کرده و اشتباه دیده ، در او برانگیزند. رابطه میان فرم و محتوا به شکلی هوشمندانه در این فیلم دیده می شود.
نویسنده فیلمنامه ، بخوبی موفق شده است فضای معمایی مضمون اثر را به فرم آن نیز وارد کند و ساختاری همگون به وجود بیاورد. در ایجاد فضای معمایی ، تردید و یقین ، حقیقت و واقعیت ، راست و دروغ و دانسته ها و ندانسته ها، نقشی اساسی دارند؛ بنابراین همه این ترکیبهای متضادی که به کار گرفته شد تا مساله توضیح داده شود، هریک لایه ای را تداعی می کنند.
از اینجاست که مضمون ، یادآوری می کند باید در فرم نهایی فیلم ، چند لایه بودن در نظر گرفته شود. به این ترتیب ، فیلمنامه نویس با وارد کردن جامی و تروپ نمایشی او از امکانات بازی در بازی برای بهتر جلوه کردن چند لایه بودن بهره موثری می برد.
آیا آنها خدمتکار و خدم و حشم خانه اند یا بازیگر؛ برای تماشاگر، بازیگرند. اما برای فروغ ، همانی هستند که به نظر می رسند. در جایی از فیلم ، صنم (پطروسیان ) در اتاق فروغ ، لیوان آب او را می شکند و اعتراف می کند که آنها خدمه خانه نیستند، بلکه برای اجرای توطئه قتل او حضور دارند. اکنون موقعیت تغییر یافته است.
از نظر فروغ آیا صنم اکنون راست می گوید یا پیشتر حقیقت را گفته؛ فروغ ، حال را به عنوان حقیقت می پذیرد و به دنبال صنم راه می افتد، اما واضح است که تماشاگر می داند این حرکت هم یک بازی است و حقیقت ندارد.
یکی از لایه های فیلم ، درباره عشق است. کامران میرزا، نمایشی برای از میان برداشتن فروغ می نویسد، اما در انتها به خاطر علاقه اش به او، پرده آخر نمایش را تغییر می دهد.
جامی ، عاشق تئاتر و نمایش است و تنها به خاطر همین عشق حاضر به همکاری با کامران میرزا می شود. راننده (ضرابی) عاشق صنم و فروغ هم عاشق همسر مرده اش بوده است.
این لایه ، بی آن که لطمه ای به کلیت طرح و توطئه و داستان فیلم بزند، بخوبی در بافت آنجا می افتد و این عنصر را در سراسر مضمون اثر، می گستراند.
بازی و نمایش یکی دیگر از لایه های فیلم پرده آخر و یکی از مهمترین و موثرترین آنهاست. از آنجا که داستان فیلم بر مبنای همین عنصر بازی شکل می گیرد و گسترش می یابد، اهمیت آن کاملا روشن است ؛ اما این بازی و نمایش ، تنها منحصر به تروپ نمایشی جامی نیست.
آنها فقط بخشی از بازی را برعهده دارند، کما این که خودشان نیز بازی می خورند. اگر نگاهی به همه شخصیت های فیلم پرده آخر بیندازیم ، می توانیم این بازی کردن و بازی دادن را در بسیاری از آنها ببینیم.
کامران میرزا و تاج الملوک ، بازی مرگ را با فروغ الزمان آغاز می کنند. آنها برای اجرای نیت شان از جامی و گروهش کمک می گیرند تا به آنها در اجرای این بازی کمک کنند.
خواهر و برادر، در نهان اعمالشان ، این گروه تئاتری را هم بازی می دهند، چون معلوم می شود آن انباری ای که کامران میرزا وعده اش را به جامی داده ، 5 سال پیشتر فروخته شده است. آن دو می کوشند با گرفتن قیافه هایی حق به جانب و بی خبر، بازرس رکنی (هاشم پور) را هم بازی بدهند. جامی و گروهش ، فروغ را بازی می دهند.
در حالی که خود به وسیله صاحبکارشان بازی خورده اند. بعدتر، آنها نیز با عدم اجرای پرده آخر نمایش ، کامران میرزا و تاج الملوک را بازی می دهند. در فصل نهایی ، آنها بار دیگر با تقاضای بازرس رکنی در خانه حاضر می شوند تا نمایش را اجرا کنند و این بار به شکلی دیگر، صاحبکار را بازی می دهند.
بازرس رکنی نیز با تجسس پنهان و مراقبت از افراد خانه ، در این بازی حضور می یابد. در فصل نهایی نیز این اوست که گروه جامی را وامی دارد تا نمایش بازی کنند و با این کار، هم کامران میرزا و هم تاج الملوک را بازی می دهد.
جالب این که شخصیتی فرعی همچون اسحاق نیز در ورود و خروج های کوتاهش به فیلم ، کامران میرزا را بازی می دهد. او می داند که رفیع الملک با چه شرایط اقتصادی روبه روست به همین دلیل با شیوه ای حسابگرانه ، اشیای موجود در خانه را با ارقامی که مایل است ، می خرد؛ آن هم در حالی که از آوردن سوغات سیب شمیران برای تاج الملوک غافل نیست.
صحبت درباره پرده آخر را با بررسی ویژگی های فنی اثر می توان همچنان گسترش داد، اما به گمانم همین میزان برای درک ارزشهای این فیلم کافی باشد. تنها در حد اشاره باید اضافه کنیم فیلمبرداری فوق العاده فیلم که به وسیله اصغر رفیعی جم انجام شده است ، در ایجاد حس اضطراب و القای فضای معمایی اثر به کمک نورپردازی پرکنتراست ، کاملا موفق بوده است.
همین ویژگی را می توان در موسیقی کم حجم اما فوق العاده موثر بابک بیات پیگیری کرد. بازی بازیگران پرده آخر نیز ترکیبی سنجیده و هماهنگ میان کم تجربگی و پختگی است.
به یاد داشته باشیم که این نخستین حضور نیکو خردمند بر پرده سینماست که به خاطرش سیمرغ بلورین گرفته و ماهایا پطروسیان نیز پس از حضور کوتاه در عشق و مرگ ، نخستین بازی جدی اش محسوب می شود.
این نکته را هم فراموش نکنیم که پرده آخر در هفدهمین جشنواره فیلم فجر در میان انتخاب هایی که همزمان با بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و با عنوان بهترین های سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی صورت گرفت ، به عنوان فیلم برگزیده نوع معمایی شناخته شد.

محمدرضا باباگلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها