در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همسرش اما در تمام آن سالها اتاق کارش را همانطور نگه داشته بود. به این امید که دوباره سلامت به جسمش بازگردد و پشت آن میز بنشیند و صدای ناله قلمش در خانه شنیده شود.نادر ابراهیمی در 14 فروردین سال 1315 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکده حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از 2 سال رها کرد و سپس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به درجه لیسانس رسید. ابراهیمی سال 1342 نخستین کتاب خود را با عنوان «خانهای برای شب» به چاپ رساند که یکی از داستانهایش به نام «دشنام» با استقبالی چشمگیر مواجه شد. او تا سال 1380 علاوه بر صدها مقاله تحقیقی و نقد، بیش از 100 کتاب چاپ و منتشر کرد که شامل (تقریبا) همه انواع نوشته میشود: داستان بلند و رمان، داستان کوتاه، کارهای ویژه کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینههای گوناگون. بجز اینها، ابراهیمی در حوزه سینما نیز صاحبنام است و چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه تلویزیونی را نوشت و کارگردانی کرد. ضمن آن که در موسیقی فیلم نیز دستی داشت و آهنگها و ترانههایی برای فیلمهایش ساخت.
اما شاید قسمت جالبتر و کمتر مطرح کار ابراهیمی، تاسیس نخستین موسسه غیردولتی ایرانشناسی است. او شخصا هزینه زیادی را برای سفر و تهیه فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران صرف کرد و البته بیشتر این فعالیتها به پیش از پیروزی انقلاب بازمیگردد.
وی در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هم، موسسه همگام با کودکان و نوجوانان را با همکاری همسرش راهاندازی کرد که در حیطه نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی و پژوهش درباره خلق و خو، رفتار و زبان کودکان فعالیت میکند. انتشارات این موسسه با نام همگام یک دوره ناشر برگزیده آسیا شد و در جشنوارههای جهانی در زمینه تصویرگری کتاب کودک، به عنوان ناشر برگزیده جهان هم رسید. در همین حیطه، جایزه نخست براتیسلاوا، جایزه نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزه کتاب برگزیده سال ایران و... از دیگر موفقیتهای اوست. ضمن آن که او به خاطر چاپ رمان 7 جلدی «آتش بدون دود» یکی از نویسندگان برگزیده 20 سال ادبیات داستانی ایران نیز شد.
سیمین دانشور در جایی میگوید: «نادر ابراهیمی در معرفی ادبیات به کودکان این سرزمین کمک بسیاری کرد. کار بزرگ او، معرفی و شناساندن ادبیات به کودکان به وسیله قصههایی که نوشته بود، است و این شناخت ادبیات برای کودکان بسیار ارزنده و قابل توجه است. علاوه بر آثار او در زمینه ادبیات کودک، کارهایش در ادبیات بزرگسال نیز بسیار ارزنده است که بسیاری از آنها را دوست دارم.»
نادر ابراهیمی داستاننویس پرکاری بود که آثارش مخاطبانی از طیفهای متفاوت داشت و با آن که در سالهای آخر عمر خود، دنیا را به حال خود رها کرد و پیش از آن هم 9 سال با بیماری و مرگ مبارزه میکرد، اما هنوز کتابهایش دست به دست میشود و نویسندهای پرطرفدار است. این چیز کمی نیست، آن هم برای کسی که بیش از یک دهه در آخر عمرش هرگز ننوشت.ابراهیمی استاد نوشتن داستانهای شاعرانه بود و گزاف نیست اگر بگوییم در این عرصه بیرقیب بود. این شاعرانگی نه تنها در نثر او بلکه در مضمون داستانهایش نیز جریان داشت. ابراهیمی از آن نویسندگانی بود که روح نویسندگی را میشد در آثارش بخوبی درک کرد.با آن که شیوه روایت اغلب داستانهایش خطی است، اما با خلق یکی از درخشانترین آثارش «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» و با روایتی سیال در فضایی بیمکان و زمان تسلط خود را بر فرمهای مختلف نشان میدهد. او شیوه روایت خطی را خود انتخاب میکند.آثار دیگر نادر ابراهیمی نیز نثری شاعرانه دارند. «یک عاشقانه آرام» و «چهلنامه» که یادداشتهای عاشقانه او برای همسرش است پس از «بار دیگر...» نثر شاعرانه زیبایی دارند. و ابوالمشاغل و ابن مشغله اتوبیوگرافیهایی هستند که هر چند به قدرت آثار دیگرش نیستند، اما برای کسی که به نوشتههای نادر ابراهیمی علاقهمند است و شناخت واقعی او، جذاب و آموزنده است.
با آثار نادر ابراهیمی خیلیها بزرگ شدهاند، عاشق شدهاند، گریستهاند و خاطرات بسیار دارند.
بهزعم بعضی از منتقدان، نادر ابراهیمی را باید به عنوان یکی از کسانی که توسط رمان و داستان، هویت را پیگیری میکرد، باور کنیم. داستانهای او چه برای کودکان و چه برای بزرگسالان، بر محور هویت هستند. در این میان، او نویسندهای بود که عشقش به ایران از رملهای کویر گرفته تا جنگلهای حاشیه خزر و تا قله علم کوه، به گفته همه اطرافیانش بیشتر از هرچیز بود. خودش جایی میگوید:
«... من اگر وطنم را عاشقم،
خاکپرستی نیست،
دوست داشتن قدمگاه مردمی است
که سخت دوستشان دارم...»
امیرحسین بلاغت / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: