دیوانگی بی‌حاصل راننده سرشناس آلمانی

پس از گذشت 5 تورنمنت از رقابت‌های نوزده‌گانه اتومبیلرانی «فرمول یک» سال 2010، بیش از هر زمانی به نظر می‌رسد که بازگشت میشائیل شوماخر آلمانی به صحنه بعد از 3 سال بازنشستگی، کاری اشتباه بوده و قطعی به نظر می‌آید که او دیگر آن راننده مقتدر گذشته نیست.
کد خبر: ۳۳۰۳۴۹

شوماخر با فتح 91 تورنمنت گراندپری اتومبیلرانی و مجموعا 7 بار کسب عنوان قهرمانی جهان دارنده اکثر رکوردهای این عرصه ویژه و این رشته خطرناک ورزشی است، اما در حالی که در مورد بازگشت او به این پیکارها حرف‌ها و اخبار فراوانی در 4 ماه پایانی سال 2009 و همچنین 2 ماه آغازین سال 2010 پخش شده بود، همه آن حرف و حدیث‌ها پس از اتمام گراندپری‌های نخست فصل مشتی گمانه‌زنی افراطی و نگاه بیش از حد خوشبینانه به نظر می‌رسد. حالا رجعت او به صحنه یکی از خطرناک و در عین حال جذاب‌ترین ورزش‌های جهان، نه حرکتی حساب شده و مثمرثمر بلکه دیوانگی بی‌حاصل یک مرد میانسال نشان می‌دهد که به تبع آن بهره‌ای هم ندارد و محکوم به شکست و اقدامی محتوم است. او یقینا دلش برای شوق و هیجان مفرط پیکارهای «فرمول یک» تنگ شده و مسائلی مثل تاسیس تیم جدید مرسدس و دعوت این تیم آلمانی برای جذب وی و استفاده از مشهورترین راننده دوران معاصر برای فصل جاری، در رجعت وی نقش داشته، اما او در 41 سالگی با ارتکاب این اشتباه بزرگ، گمان کرد همان جادوی سابق و قدرت گذشته را دارد و وقایع مسابقات نخست فصل به طرز بیرحمانه‌ای به او و سایرین ثابت کرده که چنین نیست و حقیقت مثل یک مشت سنگین توی صورتش خورده است. شومی در این تورنمنت‌ها، آثار بالا رفتن سنش را به طور کامل آشکار ساخته است. نه فقط به وضوح می‌توان خطوط و چین و چروک اندک اما واضح دور چشم‌های میشائیل را دید، بلکه وی به لحاظ فنی نیز نمی‌تواند خودش را با شرایط موجود و نیازهای فنی این مسابقات وفق دهد. او تا اینجای کار و 14 تورنمنت مانده به پایان فصل نتوانسته است گرد و غبار سنگین 3 سال نراندن در رقابت‌های «فرمول یک» را از خود بزداید و اگر هرچه زودتر تغییری در این روند ایجاد نکند، فصل را به شکل بد و تلخی به پایان خواهد رساند. شواهد می‌گویند که بعید است او بتواند این تغییر را به وجود آورد.

وقتی باران می‌بارد...

شوماخر که در گذشته‌‌ای نزدیک بر تورنمنت‌های گراندپری اتومبیلرانی حکومت می‌کرد و سال‌ها و به کرات حریفان حتی قدرتمند خود را در هم می‌شکست، حالا آشکارا زورش به جوان‌ترها در این حرفه نمی‌رسد و مکررا در برابر آنها کم می‌‌آورد. در گذشته وقتی باران می‌بارید تسلط شومی بر پیست‌ها نه‌تنها کاهش نمی‌یافت بلکه به خاطر ریسک‌طلبی‌های موفق او بیشتر هم می‌شد و به لطف اعصاب پولادینش از هر معبر دشواری، راهی برای پیروزی خود می‌ساخت. حالا چنین نیست و او که در پاییز سال 2006 بعد از واگذاری عناوین جهانی 2005 و 2006 به فرناندو الونسوی اسپانیایی اعلام بازنشستگی کرد، فزون‌تر از 4 سال و نیم‌ بعد از آن تاریخ نتوانسته است همان شهامت سابق را ضمیمه کارش کند و شاید ‌آن را در همان دنیای بازنشستگی‌اش و در همان زمان جا گذاشته باشد.

شومی اکنون یک راننده معمولی «فرمول یک» نشان می‌دهد و این را در حرف‌های ولو احترام‌آمیز رقبای او و سایر شرکت‌کنندگان مسابقات امسال می‌توان حس کرد. یکی از آنها لوییس همیلتون راننده 26 ساله و بریتانیایی تیم مک‌لارن است که در سال 2008 به جوان‌ترین قهرمان جهان در این رشته تبدیل شد و اینک همراه با هموطن 30 ساله‌اش جنسن باتون یکی از قوی‌ترین تیم‌های مسابقات امسال را شکل داده است.

وی‌ می‌گوید: «رقابت با هریک از راننده‌های حاضر در مسابقه‌های 2010 به همان اندازه مهیج است که با شوماخر هست و فرقی در این زمینه بین آنها نیست.»

همیلتون این نظریه را زمانی مطرح کرد که از وی پرسیدند آیا رقابت با شوماخر او را به وجد و هیجان نیاورده است؟

ستاره حقیقی مرسدس

بزرگ‌ترین نماد نزول شوماخر در قیاس با گذشته، درخشش نیکورزبرگ، «هم‌تیمی» و هموطن وی در مرسدس، یعنی همان تیمی است که با خریداری امتیاز تیم براون تاسیس و جانشین آن شد. او با همان امکانات و اتومبیلی به موفقیت در رقابت‌های امسال رسیده است که شومی هیچ توفیقی در آن نداشته است.

با هدایت رزبرگ، مرسدس ماشینی توانا و قادر به رقابت‌جویی با بهترین‌ها نشان داده، هرچند سرعت غیرقابل مهار ماشین‌های ردبول را نداشته و در زمینه حرکت‌های سریع، اما کنترل شده هم با مک‌لارن و راننده‌های مجرب آن برابری نکرده است. وقتی رزبرگ پشت فرمان می‌نشیند مرسدس حتی بهتر از آنچه هست نشان می‌دهد، اما با رانندگی شومی تبدیل به وسیله‌ای مستعمل و کم‌توان می‌شود.

در این فصل و با پشتوانه‌های فوق، رزبرگ دائما در جلسات تمرینی و مسابقات زمان‌سنجی نیز سریع‌تر از شوماخر نشان داده و معمولا توانسته است در پیکارهای «تعیین‌ خط» خود را در جمع 3 نفر اول جای دهد و این مکانی است که برای راننده‌های «مسابقه‌ای» ایده‌آل می‌نماید، زیرا امکان تصادف آنها را با رقبا در بخش‌های آغازین مسابقه، هنگامی که همه چیز غرق در شتاب و برخوردها و تصادف‌ها می‌شود، به حداقل می‌رساند و آنها را از چنین احتمالی دور نگه می‌دارد. در جریان مسابقه هم و زمانی که رقابت اصلی شروع می‌شود، رزبرگ معمولا بهتر از شوماخر ظاهر می‌شود و حسن و نقطه قوت او این است که در جریان رقابت اصلی، حداقل همان رتبه حاصله در پیکار زمان‌سنجی Qualifying را تکرار یا از آن عبور می‌کند و اگر این ترتیب و روال در گراندپری چندی پیش مالزی (قبضه شده توسط راننده‌های ردبول)‌ تکرار نشد و او رتبه دومی در قسمت Qualifying را با سومی در مسابقه اصلی عوض کرد، به سبب نابسامانی‌ها در محیط و هوای نامساعد و البته مهارت راننده‌های جوان ردبول به سرکردگی سباستین فتل آلمانی بود.

عکس این قضیه برای شومی صادق است و مردی که سال‌ها پیش اولین عنوان قهرمانی جهانش را در تیم بنه‌تون تجربه و سپس به فراری کوچ کرد و به سبب مهارت و نظم و کنترلش و همچنین پشتیبانی شدن از سوی تشکیلات قوی فراری تبدیل به راننده برتر زمان شد، اینک روندی نزولی را طی می‌کند و حاصل کارش در زمان برگزاری مسابقه معمولا ضعیف‌تر از رقابت زمان‌سنجی است. درست است که او در تورنمنت نخست فصل با ششم شدن در جریان مسابقه اصلی بهتر از رقابت «تعیین خط» (رتبه هفتمی)‌ عمل کرد، اما در استرالیا در زمان‌سنجی هفتم شد و در رقابت اصلی به رتبه دهم تنزل کرد و در شانگهای نیز از رتبه نهم در روز قبل از مسابقه به رده دهم در روز رقابت اصلی پایین آمد. در استرالیا او به واقع با ماشین فراری تحت اختیار فرناندو آلونسوی اسپانیایی تصادف کرد و برای او یک عمر طول کشید تا حتی بتواند از ماشین متوسط تحت هدایت «خیمه الگرسواری» عضو تیم تورو روسو عبور کند!

خوب و بد

بدتر از همه گراندپری چین در شانگهای بود که شومی در شرایط «دائما در حال تغییر»‌ این شهر مثل یک «یویو» به این سو و آن‌سو می‌رفت و لحظه‌ای خوب و لحظه‌ای بسیار بد بود. قطع و وصل دائمی باران نیز مزید بر علت شده بود. در دور چهاردهم مسابقه در حالی که شومی تا همان مرحله نیز دوبار اقدام به تغییر تایر خود کرده بود، با شروع مجدد بارندگی با نگاهش از اطرافیان می‌پرسید که آیا باید باز هم دست به این کار بزند؟

شوماخر توضیحی عقلایی برای اتفاقات فوق نداشته است: «به نظرم می‌آید تایرهای بهتر و مقام‌تر و خشک‌تر را به رزبرگ داده‌اند و باران خورده‌‌ها را به من. برای من انگار قایقرانی در دریا یک هدف شده است. شانگهای از آن مسابقاتی بود که آدم دوست ندارد اصلا به آن فکر کند. این رقابت اصلا برای من خوب نبود و قبول دارم که خودم نیز قوی عمل نکردم.»

او به تاریخ تعلق دارد اما...

با شروع رقابت‌های گراندپری اتومبیلرانی در اروپا و به واقع با انتقال پیکارها از قاره‌های آسیا و اقیانوسیه به اروپا، شوماخر باز هم اطمینان خاصی را متوجه خود و کارش نمی‌بیند و تضمینی در دست نیست که تغییر شرایط جغرافیایی و فنی او را متحول کند. 14تورنمنت فصل باقی است، اما همان‌طور که پیشتر آمد شرایط و مقدمات به گونه‌ای نیست که شوماخر بتواند یک تغییر سریع و اساسی را در روند کارش ایجاد کند. او در 5 تورنمنت اول فقط 10 امتیاز اندوخت، حال آن که رزبرگ به عدد 50 رسید و جنسن باتون بریتانیایی که در تلاش برای تکرار عنوان دوره گذشته‌اش یک‌بار دیگر به صدر جدول صعود کرده، 60 امتیاز اندوخته و نشان داده پیش‌بینی کارشناسان در مورد احتمال نزول شدید او بعد از انتقالش از براون به مک‌لارن در پایان فصل گذشته یک برآورد علمی نبوده است.

درست است که کسب نتایجی ضعیف‌تر از این نیز در ادامه فصل پرونده بسیار درخشان گذشته شومی را زایل نخواهد کرد و استیلای او و فراری بر این پیکارها به تاریخ این ورزش خطر‌جویانه تعلق دارد، اما در این هم شکی نیست که شرکت دوباره شومی در «فرمول یک» و پایان دادن او به بازنشستگی 3 ساله‌اش یک حرکت کاملا ناموفق، نسجیده و توام با نزولی بزرگ بوده است.

گاردین / مترجم : وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها