در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر به این سوال پاسخ منفی بدهیم دایره خالقان آثار هنری حوزه دفاع مقدس را تنگ کردهایم و اگر پاسخ مثبت بدهیم با انتقاد گروهی از مخاطبان مواجه میشویم. این گروه از مخاطبان میپرسند کسانی که فرهنگ جبهه و جنگ را ندیدهاند و لمس نکردهاند چگونه میخواهند آن را به دیگران منتقل کنند.
فعلا میتوان 2 گروه را محق دانست اما یک نکته را نمیتوان فراموش کرد. خیلی از شاهکارهای سینمایی و تلویزیونی در ژانر جنگ از سوی کسانی خلق شده که خودشان حضور مستقیمی در مناطق جنگی نداشتهاند. کلید این معما در یک پاسخ یک کلمهای به نام «اقتباس» نهفته شده است. مراجعه به «ادبیات داستانی» جنگ یکی از راهحلهایی است که به کارگردانها در انعکاس حس واقعی جبهه و جنگ کمک میکند.
کارگردانهایی که خودشان جزییات فضای جبهههای 8 سال جنگ تحمیلی را از نزدیک ندیدهاند، میتوانند روایتهای «ادبیات پایداری» را دستمایه کار قرار دهند و گنجینه محصولات هنری «دفاع مقدس» را پر بارتر سازند.
تاکنون چه در سینما و چه در تلویزیون ما تعداد اقتباسهایی که از «ادبیات پایداری» شده کم و انگشتشمار بوده. در سینما دو مورد مشهور را به خاطر میآوریم. فیلم «اتوبوس شب» (کیومرث پوراحمد) که براساس داستانی کوتاه از حبیب احمدزاده ساخته شد و «پاداش سکوت» (مازیار میری) که اقتباسی از داستانهای کوتاه کتاب «من قاتل پسرتان هستم» احمد دهقان است.
برای یافتن پاسخ این سوال که چرا در حوزه اقتباس از ادبیات جنگ توفیقی نداشتهایم باید به سراغ بحث کلیتر و اساسیتری با عنوان رابطه ادبیات ایران و آثار نمایشیاش بپردازیم. به دلایل بسیار زیاد هنوز میان ادبیات ایران و فیلمها و سریالهایش پیوند دوستانه و تنگاتنگی برقرار نشده است.
طبیعی است که ادبیات پایداری نیز در زیرمجموعه همین کلیت قرار بگیرد و از همین قاعده پیروی کند.
کتاب دا علاوه بر این که در حوزه «ادبیات پایداری» یک اتفاق محسوب میشود میتواند به عنوان منبعی مستند و جزیینگر مورد استفاده کارگردانهای حوزه جنگ قرار بگیرد.
همه خوانندگان «دا» بر این نکته اعتراف میکنند که این داستان واجد ظرفیتهای نمایشی زیادی برای تبدیلشدن به یک فیلم و سریال داستانی است. «دا» یکی از معدود رمانهایی است که به نقش پررنگ زنان و مادران ایرانی در بحرانهای اجتماعی سالهای جنگ و آتش میپردازد. نکتهای که از دید بسیاری از داستاننویسان پنهان مانده است. علاوه بر این «دا» از زاویه نگاه یک «زن» روایت میشود و لحنی «زنانه» دارد.
این لحن زنانه لطیف وقتی در کنار اتفاقات خشن «جنگ» قرار میگیرد، بیشتر و پررنگتر به چشم میآید. در خیلی از کشورها به محض پایان یافتن نگارش یک کتاب، تلاشهای کارگردانها برای تصویری کردن آن آغاز میشود، اما در اینجا اقتباس سینمایی یا تلویزیونی داستانها با چند سال تاخیر صورت میگیرد. حال که مجموعه نمایش رادیویی«دا» با تاخیری کوتاه نسبت به زمان چاپ کتابش تهیه شده، باید قدر آن را دانست. این تجربه رادیویی و بازخوردهایش میتواند مورد استفاده کارگردانهای سینما و تلویزیون قرار بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: