در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند هفتهای از آزادی خرمشهر باید میگذشت تا آرامآرام نوحهای ورد زبان مردم شود که هنوز هم شنیدنش به دل مینشیند؛ نوحهای با صدای کویتیپور که از آزادی شهری خبر میداد که آن روزها همه ایران بود، شهری با جمعیتی 36 میلیونی (جمعیت آن زمان ایران).
فتح خرمشهر اتفاق بزرگی بود، این را میشد از خوشحالی همه مردم فهمید، کسانی که بیاختیار به خیابانها ریختند تا این پیروزی را به هم تبریک بگویند. اشغال «خرمشهر» انگار بغضی بود که گلوی مردم ایران را گرفته بود؛ بغضی که بالاخره روز سوم خرداد شکست.
در مورد پیچیدگیهای عملیات آزادسازی خرمشهر و ابتکار ایرانیها زیاد نوشتهاند و خواندهایم. تصاویر مستند زیادی از این شهر و آدمهایی دیدهایم که برای آزادیاش جنگیدهاند و خون دادهاند. اما هنوز آن طور که باید این عملیات و ویژگیهایش در قالب یک اثر هنری به تصویر درنیامده است.
فتح خرمشهر آنقدر مایههای داستانی و دراماتیک دارد که میتواند دستمایه خلق اثری تاثیرگذار و ماندگار در حوزه سینما یا ادبیات داستانی ما شود.
عملیاتی که هم ابعاد بزرگی داشت و هم اتفاقات زیادی در دل آن رقم خورد که هرکدام به تنهایی میتواند زمینهساز خلق یک اثر دیدنی و تاثیرگذار شود.
زندهیاد ملاقلیپور یکی از کارگردانانی بود که بارها در مصاحبههایش گفته بود که دوست دارد فیلمی در مورد آزادسازی خرمشهر بسازد؛ فیلمی که بتواند با پرداختی هنری این اتفاق بزرگ را به تصویر بکشد.
در مورد خود خرمشهر و اتفاقاتی که در آن رخ داده آثار بسیاری خلق شده که برخی هنری و تاثیرگذار بودهاند و برخی هم آنگونه که باید از کار درنیامدهاند اما جای فتح خرمشهر با همه ابعادی که داشت در حوزه سینما و ادبیات داستانی، خالی است.
کاش ملاقلیپور زنده میماند و میتوانست بالاخره به آرزوی دیرینهاش دست یابد یا حداقل کسی دستبه کار میشد و این اتفاق را با همه ابعادش به تصویر میکشید یا نهادی و مسوولی از خیر کارهای سفارشی و شعاری میگذشت و تصمیم میگرفت بودجهای را صرف خلق اثری هنری کند.
محمدرضا رستمی
دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: