در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر دو هدف تلویزیون یعنی آگاهی بخشیدن به مخاطب و سرگرم کردن او، در همه شبکهها دنبال میشود. البته ممکن است که در یک شبکه بیشتر به یکی از این دو هدف پرداخته شود ولی از آن هدف دیگر نیز غافل نمیماند. مثلا وقتی در تمام شبکهها ساعاتی به گزارش اخبار اختصاص دارد، نشاندهنده این است که گذشته از تمام برنامههای سرگرمکننده، هدف اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به مخاطب در همه شبکهها دنبال میشود و چیزی به نام تفکیک حوزه فعالیت در شبکههای داخلی وجود ندارد. یعنی بر خلاف بسیاری از کشورها که شبکههای گوناگون به صورت تخصصی و در حوزههای مشخص فعالیت میکنند در کشور ما همه شبکهها ساختار مشابهی دارند و یک مدل ثابت از برنامههای تلویزیونی را پخش میکنند. به این ترتیب تعریف مشخصی از حوزه مخاطبان هر شبکه وجود ندارد و مثلا شبکه ورزش و شبکه کودک از یکدیگر تفکیک نشدهاند. برنامههای همه شبکهها طبق الگویی یکسان و به صورت «در هم» عرضه میشود و در کنداکتور هر شبکهای بخشهای خبری، فیلمهای مستند، برنامههای ورزشی و کارتون در کنار هم پخش میشوند، بدون آنکه در ماهیت یا محتوای این برنامهها تفاوتی ایجاد شده باشد. البته رویکرد جدید صدا و سیما به تخصصی کردن شبکهها و تفکیک حوزههای رسانهای از یکدیگر قابل تامل است، اما به نظر میرسد که این سیاست صحیح تا عملی شدن کامل راه درازی در پیش دارد. در دورههای خاصی مثل زمان برگزاری مسابقات المپیک یا جام جهانی فوتبال، عملا شبکه 3 سیما به شبکه ورزش تبدیل میشود و بینندگان تلویزیون نیز عادت کردهاند که فوتبالهای خارجی را در فهرست برنامههای شبکه 3 دنبال کنند. اما این روند موقتی است و به محض پایان جام جهانی همهچیز سر جای اولش باز میگردد و پخش برنامههای عادی از سر گرفته میشود.
نکته:
هدف اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به مخاطب در همه شبکهها دنبال میشود و چیزی به نام تفکیک حوزه فعالیت در شبکههای داخلی وجود ندارد
وقتی همه شبکهها کارکرد و حتی شیوه عملکرد یکسانی دارند، بدیهی است که وظایف عمومی تلویزیون برای هر شبکهای جدا از شبکه دیگر لازمالاجرا و ضروری است. مثلا علاوه بر شبکه 3 که فوتبالهای خارجی را به صورت زنده و مستقیم روانه آنتن میکند شبکه 2 نیز برنامههای فوتبالی دارد و به همان سیاق 90 (پربینندهترین برنامه فوتبالی شبکه 3) یک جُنگ فوتبالی مشابه با نام ورزش از نگاه دو را پخش میکند. به این ترتیب هر دو شبکه با روشها، سرمایه، امکانات و نیروی انسانی خودش سعی در سرگرمسازی مخاطبان دارند. این قاعده درباره اطلاعرسانی و ارائه آموزشهای همگانی نیز صدق میکند. یعنی هر شبکهای سعی میکند با تکیه بر قابلیتهای خود و به شیوههای ابتکاری، حجم قابل قبولی از اطلاعات اجتماعی و آموزشهای همگانی را (از بهداشت گرفته تا راهنمایی و رانندگی) به بینندگانش منتقل کند و رسالت آگاهیبخشی خود را به بهترین شکل به انجام برساند. به این ترتیب برای یافتن روشهای موثرتر رقابتی میان شبکهها شکل میگیرد که فضای رسانهای تلویزیون را گرم میکند. اما مشکل اصلی وقتی خود را نشان میدهد که علاقهمندان طیف خاصی از برنامههای تلویزیونی (مانند ورزشدوستان یا دوستداران فیلمهای مستند) برای پیدا کردن برنامه دلخواهشان مجبور میشوند کنداکتور همه شبکهها را در همه روزهای هفته زیر و رو کنند تا خبردار شوند که کدام شبکه در چه روزی قصد دارد برنامه مورد علاقه آنها را پخش کند.
تخصصی کردن حوزه محتوایی شبکهها تا زمانی که محدود به شبکه آموزش یا شبکه قرآن باشد تأثیر چندانی در وضعیت کلی برنامههای تلویزیون ایجاد نمیکند و انتقال برنامههای کودک به شبکه دوم نیز بیش از آن که رویکردی دائمی باشد یک استراتژی موقت است که شامل بخش محدودی از مخاطبان تلویزیون یعنی کودکان میشود. صداوسیما با توجه به موقعیت انحصاری و بیجایگزینی که در عرصه رسانهای کشور دارد، از لحاظ تشکیلاتی روز به روز گسترش یافته و شرح وظایفش نیز گستردهتر و متنوعتر شده است. از همین حالا باید برای نظم دادن به این گستره عظیم رسانهای تلاش کرد و تفکیک شبکهها میتواند یکی از مهمترین شیوهها برای ایجاد تعادل در تلویزیون باشد وگرنه در چند سال آینده شاهد تراکم برنامههای مشابه خواهیم بود که تلویزیون را تا مرز انفجار اطلاعات پیش خواهد برد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: