در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس ، عصر 9 تیر 84، مأموران کلانتری 138 جنتآباد از وقوع یک فقره قتل ، در یکی از باغهای منطقه حصارک باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه ، متوجه شدند زن مسنی بر اثر اصابت ضربات چاقو به بدنش به قتل رسیده است و حاضران در محل جوانی به نام مصطفی را عامل قتل عنوان کردند.
شاهدان حادثه مدعی شدند جوان قاتل دچار جنون است و به همین دلیل مأموران او را با طنابی به درخت بستند. مصطفی هم به دلیل اصابت ضرباتی به بدنش به شدت مجروح شده بود که قبل از رسیدن به بیمارستان فوت کرد.
شوهر زن فوت کرده مدعی شد که به همراه همسرش در باغ و داخل چادری بودهاند که مصطفی در زمانی که همسرش تنها بوده است به او حمله کرده و او را به قتل رسانده است.من هم با دیدن صحنه وحشتناک قتل همسرم ، به سمت مصطفی حمله کردم و با چوبدستی چند ضربه به او زدم. او بیحال شد و در اولین فرصت مردم را باخبر کردم.
اما ، شواهد نشان میداد که مصطفی فقط بر اثر اصابت چوب دستی به قتل نرسیده است و وجود جراحات متعدد بر اثر چاقو روی بدن مصطفی نشاندهنده این بود که مصطفی مورد حمله دیگری قرار گرفته است.
4 نفر از حاضران در صحنه قتل که به همراه داماد پیرزن به صحنه آمده بودند ، به علت مشارکت در قتل عمدی مصطفی ، متهم شناخته شدند و با صدور قرار مجرمیت برای آنها، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. همه متهمان با ارائه وثیقه به طور موقت آزاد شدند.
صبح امروز، جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد.
اصغری روشن، نماینده دادستان با بیان اینکه طبق مدارک موجود در پرونده، به ترتیب، مجتبی، عینالله، امیررضا، محمدرضا و رضا متهمان به اتهام مشارکت در قتل عمدی متهم هستند مجازات آنها را خواستار شد. در ادامه جلسه، اولیایدم در جایگاه حاضر شدند و درخواست خود را قصاص متهمان عنوان کردند.
مادر مقتول گفت: روز حادثه مصطفی دچار حمله عصبی شد و شروع به داد و فریاد کرد. به پلیس و اورژانس زنگ زدیم تا آنها بتوانند مصطفی را کنترل کنند.مأموران پلیس به خانه ما آمدند و با بیان اینکه او حالت خطرناک ندارد، فقط به قفل کردن در اتاقش بسنده کردند و از خانه ما رفتند. اما بعد از رفتن آنها، مصطفی در را شکست و با چاقو از خانه فرار کرد.
پدر مصطفی هم گفت: همسرم با من تماس گرفت و موضوع را به من گفت اما وقتی به خانه رسیدم مصطفی فرار کرده بود. به سمت باغ رفتم و آنجا بود که دیدم عدهای در حال کتک زدن مصطفی هستند. خودم را روی مصطفی انداختم تا او را نزنند ولی آنها همچنان پسرم را میزدند. من نتوانستم هویت آنها را شناسایی کنم.
طبق گفته قاضی عزیزمحمدی، مدارک پزشکی موجود در پرونده نشان میدهد که مصطفی تا قبل از ارتکاب به قتل، دچار جنون بوده است.
بعد از اظهارات اولیایدم، مجتبی اولین متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام مشارکت در قتل عمد را قبول ندارم،گفت: روز حادثه در کارگاه خود بودم که با صدای جیغ زنی به خیابان آمدم. داماد پیرزن را دیدم که به همراه همسرش به سمت باغ میرفت و مدعی شد که مادر زنش را زدهاند.من و کارگرانم به همراه او به سمت باغ رفتیم و با حضور در محل قتل متوجه شدم که مصطفی روی بدن پیرزن نشسته است و با حالتی خاص قصد مخفی کردن جنازه او را دارد.مصطفی هم به شدت زخمی شده بود و از سر و صورتش خون فراوانی جاری بود. عینالله، داماد پیرزن، قصد داشت او را با سنگ بزرگی بکشد که من اجازه ندادم. مصطفی را به کناری پرت کردیم تا به پیرزن کمک کنیم اما او فوت کرده بود.
مجتبی، با بیان اینکه مصطفی هم به علت شدت جراحات قادر به بلند شدن نبود، گفت: در همین هنگام پدر مصطفی رسید و ابتدا او را کتک زد و از ما خواست او را با طناب به درخت ببندیم.
وی در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه زخمهای روی بدن مصطفی کار چه کسی بوده است، گفت: هیچ کس مصطفی را نزد و من هم ندیدم کسی او را بزند.
بعد از مجتبی ، 4 متهم دیگر پرونده به ترتیب در جایگاه قرار گرفتند و همه آنها اظهارات مجتبی را تکرار کردند و ضمن انکار اتهام مشارکت در قتل عمدی مصطفی ، مدعی شدند که هیچکس مصطفی را نزده است.
بعد از اتمام جلسه ، قاضی عزیزمحمدی به همراه مستشاران دادگاه وارد شور شدند و حکم به پرداخت دیه مقتول از بیتالمال به خانواده مقتول دادند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: