در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرمربی هلندی تیم ملی استرالیا که 54 سال دارد، از حالا تیم باشگاهی را هم که باید بعد از اتمام جام جهانی هدایت کند، برگزیده است که تمایلی به اعلام نام آن ندارد. این مساله مشخص است که فربیک در استرالیا به بیشتر اهداف خود رسیده است. او فقط 5 ماه بعد از رهنمون شدن تیم ملی کره جنوبی به مرحله نیمهنهایی جام ملتهای آسیا 2007 و کسب رتبه سوم آن سکاندار تیم ملی استرالیا شد و با رساندن این تیم به مرحله نهایی جام جهانی 2010 کارنامه قبولی گرفت و کاری را که گاس هیدینک در سال 2006 انجام داده بود، تکرار کرد. با این حال باید پذیرفت که کار هیدینک مهمتر بود، زیرا او استرالیا را از معبر رقابتهای انتخابی اقیانوسیه و سپس بازیهای پلیآف با نماینده منطقه آمریکای جنوبی بالا آورد، حال آن که استرالیا از همان تاریخ به بعد با ارجاع خود به صحنه فوتبال آسیا کار راهیابیاش به مرحله نهایی جام جهانی را آسانتر کرده است و این بار در دسته خود در آسیا با عنوان سرگروهی بالا رفت. به واقع فربیک در جام 2006 و موقعی که استرالیا با هدایت هیدینک و با پشتسر گذاشتن اروگوئه راه سخت صعود به جام جهانی را هموار کرد، دستیار دیک ادووکات در تیم ملی کره جنوبی بود و 4 سال پیش از آن هیدینک را در همان تیم با همان سمت حمایت و همراهی کرده و با آن به رتبه شگفتانگیز چهارم جهان رسیده بود.
فربیک از زمانی که سرمربیگری تیم ملی کره جنوبی را به جای دیک ادووکات (که راهی زنیت روسیه و سپس تیم ملی بلژیک شد) به عهده گرفت، هویت حقیقی خود را بازیافت ولی دوران حضور او در استرالیا خبرسازتر بوده است. او از یکسو با تاکید هر چه بیشتر بر کسب نتایج لازم و استفاده از سیستمهایی بسته صدای کسانی را در این کشور درآورده که میگویند تیم ملی استرالیا از زمان آمدن او به زیبایی گذشته بازی نمیکند.
از سوی دیگر او انتقاد مستمر از مدیران فوتبال استرالیا و همچنین گردانندگان لیگ این کشور را هم در دستور کار خود داشته و معتقد است این لیگ یک عامل حمایتی لازم و موجب تقویت تیم ملی نیست. به اعتقاد برخی ناظران فربیک حتی اعتراض به این لیگ و تاثیر اندک آن بر تیم ملی استرالیا را به حد توهین کشانده و به واقع پلهای پشتسر خود را خراب کرده است.
فربیک که پیشینه هدایت اسپارتا روتردام، فورتونا سیتارد و حتی فاینورد را هم در لیگ هلند دارد و با پشتسر نهادن فیلیپ تروسیه فرانسوی، دیگر نامزد هدایت تیم ملی استرالیا حائز این سمت شد، میگوید: آنقدر که از لیگ این کشور (موسوم به «A - League») تعریف و تمجید میشود، این مسابقهها واقعا تعریفبردار نیست و اگر یک تیم منتخب از نفرات برتر این لیگ جمعآوری و به میدان گسیل شود، از عهده بیشتر حریفان در قاره کهن برنمیآید. ماجرا وقتی جدیتر شد که فربیک کانگوروها را آماده مقابله با قطر در دور مقدماتی جام جهانی 2010 کرد و تیمی متشکل از نفرات شاخص این لیگ را به اردو فراخواند و سپس به خبرنگاران حیرتزده گفت شاید از هیچیک از آنها در این مسابقه سود نجوید. اظهارات او شوخی نبود و وی به واقع نیز تیمی متکی بر لژیونرها و بدون حتی یک نفر از دعوت شدههای اولیه را راهی میدان کرد. در آن دیدار که استرالیا 3 بر صفر برنده شد، لژیونرهایی مثل تیم کاهیل که ستاره اورتون انگلیس است و جاش کندی از کارلسروهه آلمان گلزن و سرنوشتساز شدند و برت امرتون از بلکبرن هم خوب کار کرد و جای زیادی برای اعتراض به فربیک و ترکیب گزینش شده او باقی نماند.
فربیک یک فرد شیفته فوتبال و بیش از حد پرکار در این زمینه توصیف شده و میگویند تمام فکر و زندگیاش فوتبال است. وقتی مسابقهای جریان دارد، معمولا لب خط میایستد و بارها رخ میدهد که از فرط عصبی بودن با دستهایش موهای خود را از جلو به سمت عقب میزند. تحت هر شرایطی او ایدههای دفاعیاش را که توسط رسانههای استرالیا بسیار محافظهکارانه توصیف شده است، کنار نمیگذارد. وی معمولا دو هافبک وسط دفاعی و توپ نگهدار را به کار میگیرد و فقط یک نوک حمله را در زمین میگذارد و به سانتر از جناحین برای گلزنی چشم دارد. با این حال همین سیستم باعث شد که استرالیا در گروه انتخابی خود در دور مقدماتی جام جهانی 2010 با 5 امتیاز برتری بر ژاپن و با اقتدار اول شود؛ به نظر میرسد همین روش و رویکرد کامل به لژیونرها سلاحهای نخست فربیک در میادین آفریقای جنوبی هم باشد.
تصمیم فربیک برای ترک استرالیا بعد از اتمام جام جهانی با این که نشانگر اهمیت بیشتر او برای کار در اروپا است، خبر از حل نشدن اختلافات او با برنامهریزان لیگ استرالیا هم میدهد. او در طول سال 2009 نیز چند بار بصراحت به ملیپوشان استرالیا توصیه کرد از خیر بازگشت به این کشور و شاغل شدن در لیگ استرالیا بگذرند و حتما در لیگهای اروپایی باقی بمانند و اگر جایی در آن قاره ندارند برای خود مکانی دست و پا کنند. فربیک این روال کاری را هم قبول ندارد که «A - League» در ماه فوریه هر سال به پایان برسد و بخصوص برای فصلی که نقطه پایانی آن جام جهانی است او ترجیح میداد ملیپوشان استرالیا در اروپا شاغل باشند تا بتوانند تا یک ماه مانده به شروع این جام در سطحی بالا در تحرک و فعالیت باشند.
چالش مفید یا تقابل مضر؟
بن باکلی مدیر اجرایی فدراسیون فوتبال استرالیا که اداره لیگ این کشور را هم به عهده دارد، میگوید حرفهای فربیک لزوما محدودکننده حوزه عمل ملیپوشان استرالیا نیست و آن را بیشتر یک چالش مفید خوانده تا تقابل مضر اما به نظر میرسد پایان کش و قوسهای کلامی فربیک و سران فوتبال استرالیا فقط زمانی باشد که وی از این کشور برود و در یک لیگ اروپایی مشغول به کار شود و مربی دیگری کار را در سیدنی به عهده بگیرد؛ چیزی که استرالیاییها در سالهای اخیر به آن عادت کردهاند و شاید دفعات زیاد تغییر مربی تیم ملیشان پایهگذار اصلی نابسامانیهای کار این تیم در دهه گذشته بوده باشد؛ نابسامانیهایی که دو بار راهیابی متوالی به دور پایانی جامهای جهانی اخیر نیز لزوما حلال و پایانبخش آن نبوده است.
سایت Soccernet / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: