در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درد و رنج جای خود و خوشحالی و به دست آوردن دل نوهها جای خود. این را از من کوچکتر نشنوید از مادر بزرگ 85 سالهای بشنوید که کلی بیماری و درد دارد.
خانم تاج بانوی 85 سالهای است که تنها زندگی میکند ولی دهها نوه و نتیجه دارد.
خانم تاج را وقتی ملاقات کردم که سر گرم تغییر دکوراسیون بود. او داشت عکس همسرش را دستمال میکشید تا جایش را عوض کند. خانهاش مرتب بود و بیشترکارهایش را کرده بود. از او پرسیدم: برای استقبال از نوه هایت چه میکنی؟
او پاسخ داد: چیز زیادی از دستم بر نمیآید مادر جان. پولدار نیستم اما اینقدری وسعم میرسد که برای بچهها نفری هزار تومان عیدی کادو پیچ کنم.
عیدی بچهها را از خرجی که پسرهایم میدهند مدتها پیش کنار گذاشتهام. جای عیدی لای قرآن است تا تبرک شود و برای بچهها سلامتی و شادی بیاورد.
خانم تاج با مریمیاش از چند روز قبل دارد تدارک هدیههای عید را میبیند.
مریمی نتیجه خانم تاج است که حالا 12 سال دارد.
میگوید: برای مریمی که عصای دستم شده است هدیه ویژه دارم. او اولین کسی است که بعد از سال تحویل به خانه من میآید و به عنوان شگون قرار است به او یک کادوی ویژه بدهم. هرکی زودتر بیاید جایزه دارد. نگویید خانم تاج بین بچهها فرق میگذاردها!
به این مادربزرگها و پدربزرگهایی که قیافهشان عبوس و بد اخلاق است بگویید سگرمههایشان را باز کنند و دست کم این روزها لبخند بزنند. به مردم چه ربطی دارد که آنها درد دارند. ما که دست مردم طلب نداریم.
نگاهی به کادوهای خانم تاج میاندازم. مریم با توری و روبانهای رنگ به رنگ برگهای گل و نقل و آجیل را توی توری میگذارد و اسکناسها را هم چین میدهد و یک روبان وسطشان میزند و وقتی نوهها به دیدن مادر بزرگ خوش اخلاقشان میآیند هر کدام یک بسته عید تحویل میگیرند.
برعکس خانم تاج بابا رحمت حال و حوصله به قول خودش این النگ دولنگها را ندارد.
او هم کلی نوه و نتیجه دارد و از خانم تاج هم جوانتر است. او فقط 80 سال دارد.
بابا رحمت میگوید: آنقدر درد و مرض دارم که فقط منتظر هستم عزرائیل در خانه ام را بزند.
می گویم بابا جان چرا اینقدر ناامید و خستهای من با کسانی صحبت کردهام که 115 سال داشتند و هنوز منتظر نبودند اولین کسی که در میزند عزرائیل باشد. با لبخند عید راحتتر در خانهتان را میزند.
بابا رحمت میگوید: ببین پدر جان نوهها که میآیند نتیجهها که میآیند سرو صدا میآید. باید ملاحظه من پیرمرد را داشته باشند که صبر و تحملم هماندازهای دارد. زانوهایم درد دارند و چشمانم کمسو شده است. عید به درد من نمیخورد. عید مال کوچکترها است مال بچهها که توی سربالایی عمر آرام و سنگین حرکت میکنند نه من که افتادهام توی سرپایینی.
میگویم چطور به استقبال عید میروی؟ میگوید: خدمتکار گرفتم خانه را مرتب کندو همه چیز را تمیز کند. به یاد همسرم که یک روز عید مرا تنها گذاشت همیشه عیدها میروم سرخاکش. الان 20 سال است که این کار را میکنم. نمیخواهم بچه ها در خانه من جمع باشند. همان پنجشنبه آخر سال هم یاد مادرشان کنند بس است. من را هم به حال خودم بگذارند.
بابا رحمت میگوید: عیدی بچهها را هر وقت ببینمشان میدهم از زیر عیدی که نمیشود در رفت. وقتی بچهها 15 ساله شدند عیدی هم تمام میشود.
تارا رحمانی روانشناس بهار را آغاز تحرک و روشنی میداند و میگوید: بهار بهانهای است برای نو شدن. طبیعی است که هر بهار سالمند به فکر سالهای زیادی که پشت سر گذاشته و عزیزان زیادی که دیگر در این دنیا نیستند و به یاد سفر آخرت بیفتد.
به قول سالمندی که میگفت وقتی زمستان میرود یادم میافتد که من هم باید بروم.
اما دلیلی ندارد که در این فکر بمانید و دیگران را از افسردگی کلافه کنید.
سعی کنید حتی اگر آخرین بهار را سپری میکنید با گلهای بهاری شکوفا شوید و نوههایتان را با لبخند تخم مرغ رنگی و نقل و آبنبات خوشحال کنید.
رحمانی به خانوادهها توصیه میکند: اگر سالمند غمگینی در خانواده دارید او را تنها نگذارید یا سال تحویل را پیش او برویدو یا او را نزد خود بیاورید.
وی تاکید میکند: در ماههای آخر سال فکر سالمندان باشید و اگر وضع اقتصادی او خوب نیست هدیه عید مناسبی به او بدهید و پول و هدایایی برای بچهها تهیه کنید و به او بدهید که بزرگ خانوادهتان نزد بچهها به خاطر دستهای خالی شرمنده نباشد.
این روانشناس توصیه میکند: در روزهای عید به جای اینکه سالمندان را در خانه بگذارید که از خانه مراقبت کنند آنان را به همراه خود به سفر و گلگشت ببرید و در عوض اشیای قیمتی خود را در صندوقهای امانات بگذارید تا خیالتان راحت باشد.
وی به سالمندان توصیه کرد به خاطر دست تنگی بچهها را از دور و بر خود نرانند و اگر استطاعت مالی ندارند به لبخند گل نقل و آبنبات تخم مرغ رنگی و چیزهای کوچک و دوست داشتنی که نوهها عاشق آن هستند و خودشان بهتر از هر کسی میدانند اکتفا کنند.
برای بهاری شدن سن مهم نیست کافی است با شکوفهها همراه شوید.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: