در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه بینندگان در زنجیره بصری این سه سری از داستانهای کلانتر میبینند، نام سریال و حضور بازیگر ثابت دو سری قبل یعنی ایرج نوذری است.
به نظر میرسد صرف حضور یک بازیگر ثابت در 3 مجموعه کمترین و حداقل یک روند دنبالهدار است و قطعا المانها و موارد مشخصتر میبایست وجود میداشت. این نقیصه آنقدر به چشم میآید که بینندگان بعضا یک تفکیک مشخص در هر سه مجموعه برای کلانتر قائل میشوند. در سریال «کلانتر» که شنبه شبها در حال پخش است، باید ابتدا به محتوای آن نقدی داشت. همواره سوژههای پلیسی به جهت تقابل میان پلیس و جنایتکاران مورد توجه و اقبال مخاطبان میباشد و از همین روی است که جزو بخشهای ثابت هر شبکه تلویزیونی محسوب میشود. البته مشروط به قصه و محتوای ویژه و خاص سریال، این قصه و موضوع داستان است که ایجاد انگیزه برای تعقیب اثر را فراهم میآورد. بویژه آن که قصه؛ نوعی ریشه در معضلات اجتماعی داشته باشد. این اتفاق در مجموعه کلانتر یک طرفه است. قصه هر بخش تا حدودی برگرفته از پروندهها و مشکلات موجود در جامعه میباشد لکن پردازش نهایی آنقدر ضعیف و ناقص است که حتی به اصل محتوا ضربه زده و همه فاکتورها را مبدل به یک روند ساختگی و مصنوعی نموده است. این وضعیت بزرگترین ضربه ممکن را به «کلانتر» زده است.
پاسگاه انتظامی بیشتر به یک خانه آرام شبیه است. وسایل تمیز و دیوارها آنقدر مرتب و خوشرنگ است که مخاطب اگر چند المان نیروی انتظامی را در آن نبیند تصور میکند که میخواهد یک درام خانوادگی را تعقیب کند.
نکته قابل تامل دیگر در زندگی شخصی این افراد است؛ به طوری که زندگی فردی هر یک از کارکنان انتظامی حاضر در این سریال را خاص نشان میدهد. البته امیدواریم واقعیت همین باشد در خود قصهها نیز ضعف محتوایی بشدت آزاردهنده است، سرعت داستان آنقدر آرام است که بیننده را خسته میکند، در اکثر ماجراها گویا میبایست فلشبک زده شود، بیآنکه کارگردان این اجازه را به بیننده بدهد تا خودش حدس بزند، مرتبا مجرم در حال بیان گفتار است و با بازگشت به گذشته، داستان بازسازی میشود. همین نکته تعلیق را آنچنان کمرنگ میکند که دیگر بیننده این حس اساسی را که جزو لاینفک داستانهای پلیسی است، لمس نمیکند. کلانتر میتوانست قبل از آن که تبدیل به سری سوم شود، یک بازآرایی دقیق محتوایی شود، بازآرایی که کیفیت را قویتر نماید و تبدیل به سریالهایی نظیر، کارآگاه علوی 2 و یا کمیسر لسکو شود؛ ولی چنین نشد و سبب گشت تا کلانتر 3 حتی به دو سری قبلی هم ضربه جبرانناپذیری را وارد نماید. باید کمی هم انصاف و ظرافت و خلاقیت داشت و پس از آن دست به تولید یک برنامه زد.
* سیدهفائقهالسادات خراسانیاصل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: