نتیجه سماجت بیش از حد این فیلمسازان و تهیهکنندگان ، ساخت و تولید فیلمهایی شده که دایره بازیگرانشان تنگ و محدود است و از چند نام تکراری فراتر نمیرود. همین الان فهرست بازیگران فیلمهای در حال اکران را مرور کنید تا ببینید این فیلمها چطور از حضور ستارههای قدیمی اشباع شدهاند.
بهرام رادان، لیلا حاتمی (بیپولی)، رضا عطاران،نیکی کریمی (آقای هفت رنگ)، پرویز پرستویی (کتاب قانون)، محمدرضا گلزار (دو خواهر)، مهتاب کرامتی (تردید) و... همگی ستارگانی هستند که از زمان تاریخ تولد سینماییشان بیش از یک دهه میگذرد.
به همین سبب است که بیشتر کارگردانها برای گزینش نقشهای جوانان دختر و پسر 20 تا 30 سال به مشکل برمیخورند و مجبور به استفاده از ستارههایی میشوند که میانگین سنیشان بالای 35 سال است و به همین سبب است که خیلی از ستارهها این فرصت را پیدا میکنند تا در طول یک سال در3، 4 فیلم مختلف جلوی دوربین بروند.
ظهور و تولد بیشتر این بازیگران نتیجه اعتماد و اطمینان کارگردانی بوده که سالها پیش در یکی از فیلمهایش برای اولین بار نقشی تاثیرگذار و مهم را به آن ستاره سپرده است. اتفاقی که در چند سال اخیر کمتر تکرار شده. از همین رو دایره ستارگان سینمای ایران سال به سال تنگتر و تنگتر شده است.
در چند سال اخیر کارگردانهای ما تا چه اندازه توانستهاند در جهت معرفی بازیگران جدید موفق عمل کنند؟ چرا سینمای ما اینقدر به ستارگانش متکی است و نمیتواند برای جذب مخاطب، از دیگر عناصر جذابیت آفرین بهره ببرد. آیا تهیهکنندگان ما در چند سال اخیر جسارت استفاده از بازیگران تازهکار را در نقشهای اصلی داشتهاند؟ آیا آنها نتوانستهاند بازیگران مطمئن و مستعدی را جایگزین داشتههای قدیمی کنند؟
در این مطلب به سراغ چند تن از سینما گران رفته و پاسخ این پرسشها را از آنها جویا شدهایم.
مهرداد فرید: سینمای ایران دچار فقر ستاره است
مهرداد فرید، کارگردان فیلمهای «همخانه» و «آرامش در میان مردگان» میگوید: سینمای ایران دچار فقر ستاره است. این که چرا ستاره جدیدی ساخته نمیشود، به نوع فیلمسازی ما برمیگردد. اگر فیلمهای استاندارد ساخته شود، به دنبال آن بازیگران جدید هم محبوبیت پیدا میکنند و ستاره میشوند وگرنه این دایره همچنان تنگ باقی میماند و افراد داخل دایره انگشتشمار میشوند.
این فیلمساز ادامه میدهد: البته همه چیز را نمیشود گردن فیلمسازان انداخت. سینمای ایران یک سینمای دولتی است و دخالتهای دولت در آن تاثیرگذار است. سینمای ایران بازار کوچکی دارد و تیراژ و فروش فیلمها کم است. در نتیجه تعداد کمتری از مردم فیلم را میبینند و کمتر به بازیگرها علاقهمند میشوند. پس ستاره جدیدی ظهور نمیکند.
فرید تاکید میکند: وقتی فیلم استاندارد ساخته نشود سرانه تماشاگر کم میشود و متعاقبش ستارهای ساخته نمیشود.
در این میان تهیهکنندهها هم حق دارند. تهیهکننده بخش خصوصی نمیتواند ریسک کند و بازیگر ناشناخته بیاورد. بحرانهای سیاسی نه فقط در بخش سینما بلکه در تمام بخشهای اقتصادی تاثیر گذار بوده و حرکتهای جسورانه در سینما امکان وقوع ندارند.
وی با یادآوری به این نکته که در فیلم همخانه از چند بازیگر تازهکار استفاده کرده، میگوید: من در آن فیلم جسارت انتخاب بازیگر جدید را داشتم. اما با یک گل بهار نمیشود. مجموعه جسارتها باید در کنار هم قرار بگیرند تا ستاره جدیدی دیده شود.
فرید با بیان این که در حوزه بازیگران 20 تا 30 سال کمبود داریم میگوید: با گریم میتوانیم یک ستاره را 10 سال جوان کنیم یا 20 سال پیر کنیم.اما مردم بازیگران را میشناسند و از ما نمیپذیرند که بازیگر 30 ساله را 50 ساله کنیم.
این کارگردان ادامه میدهد: به خاطر کمبود بازیگر خوب پروژه «از ما بهتران» من چند ماه به تاخیر افتاد. بازیگر اصلی ما یعنی رضا عطاران با دو سه جای دیگر قرارداد دارد و ما منتظریم قراردادش تمام شود. اگر رضا عطارانهای بیشتری داشتیم این تاخیر پیش نمیآمد.
سعید سهیلی: سینما به خون تازه نیاز دارد
سعید سهیلی کارگردان فیلمهای «شب برهنه»، «سهراب» و... دراین رابطه میگوید: ترجیح میدهم در فیلمهایم از ترکیبی از بازیگران شناخته شده و بازیگران جدید استفاده کنم. چرا که سینما یک هنر جدی است و باید همه عواملش حرفهای باشند. ضمن این که استعدادهای جدید هم باید به سینما معرفی شوند.
وی با تاکید بر این که در حوزه بازیگری باید خونی تازه به رگهای سینمای ایران تزریق شود، میگوید مدتی است بازیگر و چهره جدیدی معرفی نشده و تهیهکنندگان و کارگردانها باید به این نکته توجه داشته باشند.
سهیلی با بیان این که تا چند سال دیگر دوره بازیگران شناخته شده امروز به سر میرسد، ادامه داد: از بازیگران جدید میتوان در نقشهای مکمل استفاده کرد و لزومی ندارد حتما آنها بازیگران نقش اول فیلم باشند.
پوران درخشنده: باید از ستارهها درست استفاده کنیم
پوران درخشنده، کارگردان درباره این که بازیگرانش را چگونه انتخاب میکند، میگوید: بازیگری انتخاب میکنم که به صلاح فیلمنامه باشد و برایم مهم نیست که آن بازیگر شناخته شده باشد یا نه. خیلی دنبال سوپراستار نیستم.
وی با اشاره به این که در زمینه بازیگران نوجوان 15 تا 20 سال دچار کمبود هستیم، تاکید میکند: در این چند سال در ژانر کودک و نوجوان فیلمهای زیادی ساخته نشده. در نتیجه بازیگران نوجوانی هم که در این فیلمها خوب کار کردهاند زود فراموش شدهاند. ما به بازیگران با استعداد جدید نیاز داریم نه نابازیگرانی که وارد چرخه پولمداری میشوند و پول میدهند و نقش میگیرند.
او راه حل را در ساخت فیلمهایی میداند که در آن تفکر و اندیشه حرف اول را میزند و میگوید: باید برویم به سمت فیلمهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند تا خیلیهای دیگر هم بتوانند وارد سینما شوند. فیلمهای بدون محتوایی که ستارهها را پشت سر هم قطار میکنند، به حوزه بازیگری ما ضربه میزنند.
درخشنده که با فیلمهای رویای خیس از چند بازیگر نوجوان جدید استفاده کرده اضافه میکند: در فیلم جدیدم از دو نابازیگر جدید استفاده کردهام.
وی میافزاید: باید از ستارهها درست استفاده کنیم و به آنها نقشهایی بدهیم که با ویژگی شان تناسب داشته باشد. اگر صرفا فیزیک ستاره برایمان اهمیت داشته باشد، از آنها در جهت جذب گیشه، استفاده ابزاری کردهایم. وی به ذکر خاطرهای در این باره میپردازد و میگوید: از یکی از این ستارهها خواستم نقش برادر یک معلول را بازی کند که او قبول نکرد. به این خاطر که فکر کرد ممکن است شان اجتماعیاش لطمه بخورد. ضمن این که میگفت برای این نقش باید زمان زیادی بگذارم. درخشنده یادآور میشود: ستارهها باید درست انتخاب و دلسوزانه راهنمایی شوند. من در فیلم «شمعی در باد» از ستارهها استفاده کردم. اما نقشهای شیک را به آنها ندادم. ستارهها نقشهایی ارائه کردند که مناسب آن بودند.
مهران رجبی: بازیگران جدید دیده نشدهاند
مهران رجبی میگوید: نمیتوانیم با قطعیت بگوییم در 2، 3 سال اخیر ستاره جدیدی ظهور نکرده. الان برای قضاوت زود است. باید هر ده سال یکبار بیاییم ستارهها را بشماریم و با دهه قبلش مقایسه کنیم. او ادامه میدهد: بازی کردن و ستاره شدن دو بحث جداست. خیلی از ستارههای فعلی به قصد ستاره شدن معرفی نشدهاند. آنها معرفی شدند که بازی کنند اما ستاره شدند. در فوتبال هم خیلیها بیشتر از مهدی مهدویکیا دویدند، اما دیده نشدند.
این بازیگر میگوید: بازیگران جدید معرفی شدند اما دیده نشدند. شاید به این خاطر که کثرت بازیگران خیلی زیاد بود و آنها نتوانستند در معرض دید قرار بگیرند.
غلامرضا موسوی: تهیهکننده فقط بخشی از چرخه ستارهسازی است
غلامرضا موسوی رئیس شورای عالی تهیهکنندگان سینما میگوید: ما تهیهکنندگان یک بخشی از کار هستیم. ما وسیله میشویم و بازیگر جدیدی را در یک فیلم معرفی میکنیم. خود بازیگر هم باید این ویژگی را داشته باشد که بتواند رشد کند. مثلا پس از فیلم قرمز محمدرضا فروتن و هدیه تهرانی با بازی درخشانشان و سیمرغهایی که گرفتند به عنوان ستاره تثبیت شدند. الناز شاکردوست هم کشف کیومرث پوراحمد بود و با فیلم «گل یخ» معرفی شد. در بین فیلمهایی که من تهیه کردهام، یک بازیگر هم در فیلم «نوک برج» بازی میکرد که نتوانست چهره شود. وی ادامه میدهد: هیچ جای دنیا این طور نیست که یک بازیگر را امروز معرفی کنند و فردا ستاره بشود. یک بازیگر باید یک پروسه زمانی پنجساله را طی کند. یک فیلم از تولید تا اکران یک تا دو سال زمان میبرد. بازیگرهای خوب هم معولا از فیلم سوم به بعد ستاره میشوند. باید به بازیگر زمان داد. نمیشود مواد منفجره را منفجر کنیم تا یک نفر ستاره شود. باید شرایط خاصی مهیا شود. فیلم کیفیت خوبی داشته باشد، با استقبال مردم و مطبوعات مواجه شود، بازی موفق آن بازیگر در چند فیلم دیگر تکرار شود و...
موسوی تاکید میکند: فقط این نیست که ما تهیهکنندهها یک نفر جدید را بیاوریم و معرفی کنیم. این آدم اگر نداند بعدها در چه فیلمهایی بازی کند، اگر استعداد نداشته باشد، اگر جذب سریالهای تلویزیونی شود و... خودش جلوی ستاره شدن خودش را میگیرد. همه اینها در سرنوشت آیندهاش تاثیر میگذارد. این تهیهکننده با بیان این که باید به دنبال کشف استعدادهای جدید باشیم وگرنه در آینده به مشکل برمیخوریم میگوید: تهیهکنندهها باید بدانند بازخورد تماشاگر فقط براساس بازیگر ستاره نیست. فیلم باید قصه خوبی داشته باشد. اگر هم بازیگر ستارهای ندارد، باید بتوانند فیلم را از طریق تبلیغات جا بیندازند نه این که فقط به ستاره متکی باشند.
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم