پای حرف‌های مت دیمون

یک خبرچین هالو یا یک کلاهبردار زبل؟

با وجود شایعه اینترنتی هفته پیش درباره مرگ مت دیمون، این بازیگر 38 ساله خیلی سرد و گنده در جشنواره فیلم تورنتو ظاهر شد و آخرین فیلمش «خبرچین» را معرفی کرد.او برای بازی در این فیلم 15 کیلو چاق شده است. 8 سال پیش، وقتی استیون سودربرگ از مت دیمون خواست در نقش یک آدم عجیب و غریب، خپل و مستعد برای دروغ بافتن بازی کند، دچار وحشت شد. آن زمان، دیمون از این می‌ترسید که پس از موفقیت درخشان فیلم «ویل هانتینگ خوب» که موفقیت تجاری بسیاری به همراه داشت و برای او یک جایزه اسکار هم به همراه آورد، در چنین فیلمی بازی کند. یکی از نقش‌هایی که او پس از «ویل هانتینگ» پذیرفت، بازی در نخستین سه‌گانه «11 یار اوشن» در کنار جورج کلونی و براد پیت بود. او ثابت کرد که بلد است آهسته و معقول جلو برود. «مت دیمون» با آخرین فیلمش که کارگردانی آن را استیون سودربرگ بر عهده داشته و یک فیلم کمدی جنایی به نام «خبرچین» است، در جشنواره ونیز حضور داشت. فیلم آنها در افتتاحیه یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های سینمایی جهان یعنی تورنتو هم به نمایش درآمد. دیمون 38 ساله، در مصاحبه‌ای در جشنواره تورنتو درباره خیلی چیزها صحبت کرد و گفت: «من این دعوت را از پرهیجان‌ترین کارگردان هالیوود دریافت کردم و این تجربه خوبی بود که از کار با او به دست آوردم. یک داستان فوق‌العاده از یک شخصیت معرکه.»!
کد خبر: ۲۸۵۶۷۲

برای سودربرگ تجربه کار با مت دیمون در نقش «آقای ریپلی با استعداد» خیلی مهم بود و به همین دلیل هم او را بهترین انتخاب می‌دانست.

در این فیلم، ما شاهد تلاش استیون سودربرگ و کمپانی وارنربرادرز برای خلق یک داستان درباره خلافکاری‌های سازمان یافته، تبانی‌های جستجوگرانه، بی‌آبرویی، جنجال و البته حضور مت دیمون چاق و دست و پا چلفتی هستیم. این فیلم که براساس یک کتاب غیرداستانی و مستند به قلم یکی از خبرنگاران نیویورک‌تایمز ساخته شده، درباره شخصیتی به نام مارک ویتاکر، ملقب به «برادر کوچک خرفت ارین براکوویچ» است. او زیر نظر قوه مجریه فعالیت می‌کند و به اف.بی.آی کمک می‌کند تا بزرگ‌ترین کلاهبرداری مالی بین‌المللی را حل کند. مت دیمون در حقیقت خبرچین اف.بی.آی است که 2 سال به شکل مخفی در شرکت تولید مواد غذایی آرچر دانیلز میدلند کار می‌کند تا میلیون‌ها دلار اختلاس این شرکت را کشف کند. داستان این فیلم واقعی است. این شرکت در سال 1996 گناهکار شناخته شد و مجبور شد 100 میلیون دلار خسارت بپردازد.

او که اول به عنوان یک قهرمان شناخته می‌شود، خیلی زود تبدیل به چهره‌ای می‌شود که خودش در یک اختلاس بزرگ دست داشته و بعد معلوم می‌شود که این اتهام بر مبنای شواهد درستی به او زده ‌شده است. مت دیمون می‌گوید از کارگردان این اثر یعنی سودربرگ سوال کرده که می‌خواهد این مرد از نظر فیزیکی چه شکلی دیده شود؟ و او جواب داده: «شل و ول مثل خمیر.»

دیمون می‌گوید: «برای همین دیگر سوال نکردم چرا. فقط شروع کردم به خوردن و آنقدر خوردم که حتی دماغم باد کرد. یک تکه اضافه روی دماغ من هست که کاملا مصنوعی به نظر می‌رسد، اما در واقع استیون نمی‌خواست هیچ خط صافی در چهره‌ام وجود داشته باشد. او می‌خواست که این شخصیت کاملا غیرقابل تشخیص باشد. آنقدر که شما نتوانید دقیقا بگویید که او کیست. این کاراکتر، شخصیت اصلی این فیلم است.»

برخلاف رابرت دنیرو که از 30 کیلو چاق شدن برای بازی در فیلم «گاو خشمگین» حسابی خشمگین بود، دیمون از این چالش لذت برد.

او می‌گوید: «خیلی جالب بود... واقعا جالب بود! تنها کاری که می‌کردم این بود که هر چه می‌خواستم بخورم. این خیلی قشنگ بود که به هیچ چیز دیگری فکر نکنی. منظورم این است که در مقایسه با فیلم «جیسون بورن» که وقتی به خانه می‌رفتم مجبور بودم حرکات ژیمناستیک انجام بدهم، وقت زیادی داشتم تا با خانواده‌ام باشم و از این فرصت برای خوردن استفاده کنم.»

اسکار به بازیگرهایی که تغییر شکل می‌دهند تا در یک نقش فرو بروند خوشش می‌آید و از آن استقبال می‌کند. او در پاسخ به این سوال که آیا امیدوار است اسکار را ببرد با لحنی شوخ می‌گوید: «اولین چیزی که با پذیرفتن این نقش به آن فکر کردم این بود که اسکار در دست‌های من باشد.» او در پاسخ به این شایعه که اعلام شده بود هفته پیش در کوه‌های پالوورده کالیفرنیا مرده پیدا شده گفت: «واقعا مجبور شدم به والدینم زنگ بزنم. این واقعا تنها کاری بود که شتابان انجام دادم، اما نفهمیدم چرا کسی ممکن است فکر کند این شایعه بامزه است.»

او می‌گوید: «با وجود 15 کیلو اضافه وزن، باز هم هر روز عده‌ای می‌آمدند و به من می‌گفتند این طوری خیلی بهتر از فیلم‌هایت به نظر می‌رسی.»!

او با لحنی شوخ اضافه می‌کند: «سنگین‌ترین دوره زندگی‌ام را گذراندم. همه‌اش آرزو می‌کردم روز ساعت‌های بیشتری داشته باشد تا بتوانم بیشتر بخورم و به فست‌فودهای بیشتری بروم. وقتی شب را با یک همبرگر بزرگ مک‌دونالد تمام می‌کردم، با خودم می‌گفتم فردا را با یک پرس جوجه سوخاری شروع خواهم کرد.»

دیمون می‌گوید: «این فیلم بسیار سرگرم‌کننده بود، چون مردی که نقش او را بازی کردم، واقعا دچار توهم است، اما کارهای بامزه‌ای هم می‌کند. این قصه به تدریج خودش را پیدا می‌کند. در مرحله اول، شما نمی‌دانید که این مرد دروغ می‌گوید و بعد چشمتان کمی بیشتر باز می‌شود و بالاخره یواش یواش آرواره‌تان را فشار می‌دهید. اوایل کار، وقتی فیلمنامه هنوز کامل نشده بود، استیون به من گفت این فیلم خیلی متفاوت است. چون ما داریم فیلمی می‌سازیم که راوی ماجرا از اول دارد به ما دروغ می‌گوید. با این حال، برای دیمون سخت نبود که اضافه وزن پیدا کند، یک لباس بد ترکیب بپوشد و کمی کم‌مو باشد. خودش می‌گوید فیلمبرداری در محل فیلم در «دکاتور» به او کمک کرد تا راحت‌تر در این نقش فرو برود: «بعضی وقت‌ها تمام روز فیلمبرداری می‌کردیم. شب‌ها را هم با هم می‌گذراندیم و درباره کارهایی که باید فردا می‌کردیم صحبت می‌کردیم.» یک چیزی که باید درباره استیون بگویم این است که او باور دارد تو برای کار، توانایی حسابی داری و این باورش را قبل از مراحل شروع تولید به تو منتقل می‌کند. بعد وقت فیلمبرداری می‌گویی خب، حالا پیش برویم و واقعا بدون نگرانی کارت را انجام می‌دهی. ما هر روز 8 صفحه از متن را فیلمبرداری می‌کردیم و جلو می‌رفتیم و این واقعا عالی است. شب‌ها هم فقط باید استراحت می‌کردیم و به فردا فکر می‌کردیم.»

او باز هم گریزی به پرخوری می‌زند و می‌گوید: «اما پرخوری آدم را قوی می‌کند. یک روز داشتم درباره اضافه وزن با رابرت دنیرو صحبت می‌کردم. گفت 15 کیلوی اولش خوب بود. بعد از آن هیچ کاری نمی‌توانی بکنی جز این که همه‌اش بخوری. اما برای من این‌طوری نبود. برای من همه‌اش خوشایند بود و کیف کردم. در عین حال آماده بودم تا وقتی لازم شد دست از خوردن بکشم. آن موقع شروع کردم به خوردن غذای سالم و حسابی ورزش کردم و این اضافه وزن را از بین بردم.»

او با یادآوری این که برای بازی در فیلم «شهامت زیر آتش» در سال 1996 مجبور شد 20 کیلو از وزنش را کم کند می‌گوید: «برای آن فیلم مثل یک آدم مردنی شده بودم. انگار داشتم می‌مردم» اما اضافه می‌کند: «اما خدای من، حتی هیچ شباهتی بین آن تجربه و این یکی وجود ندارد! از این که خودم را محروم کنم متنفرم. خیلی بهتر است که بتوانی بروی توی یک فست فود و بگویی یک همبرگر بزرگ لطفا با سیب زمینی سرخ کرده و کوکای غیر رژیمی و مطمئن باشی که برای اضافه وزن پیدا کردن هیچ مشکلی نداری»!

ایستوود یک استاد است

مت دیمون برای کار بعدی اش قرار است در پروژه‌ای از کلینت ایستوود ظاهر شود و در درامی درباره نلسون ماندلا بازی کند. این پروژه 11 دسامبر کلید می‌خورد. دیمون می‌گوید: «در برابر آدمی مثل او من اصلا مشکل ندارم، چون در برابر مهارتی که او در حرفه‌اش دارد، نباید به هیچ چیز فکر بکنم. من باید بیشتر مراقب هوشیاری زیاد او باشم و ببینم واقعا از من چه می‌خواهد تا انجام بدهم. این خیلی مهم است که ایستوود از بازیگری به کارگردانی آمده و حالا چم و خم همه چیز را می‌داند.» مت دیمون می‌گوید: «او کارگردانی را وقتی 39 ساله بود شروع کرد. من حالا 38 ساله هستم. امیدوارم بتوانم تا وقتی بازیگر هستم با همان قدرت بازی کنم و وقتی 40 ساله شدم و می‌خواستم کارگردانی کنم با همان قدرت فیلم بسازم. آدم‌های کمی در زندگی این امکان را پیدا می‌کنند که همان کاری را که دوست دارند انجام بدهند. اما آدم‌های دور و برمن، مثل بن افلک و جورج کلونی، مثل کلینت قوی هستند و توانسته‌اند هر چه را که می‌خواهند به دست بیاورند.» مت دیمون که در بوستون متولد شده پس از جدایی پدر و مادرش، با مادر و برادرش به کمبریج نقل مکان کرد و آنجا بود که با بن افلک آشنا شد. او کارش را با بازی در تئاتر شروع کرد و بعد وارد دانشگاه هاروارد شد، اما برای شرکت در یک پروژه فیلمسازی مجبور شد درس خواندن را رها کند. این ماجرا مربوط به سال 1988 وبازی در فیلم پیتزای جادویی بود.

او برای بازی در فیلم «شهامت زیر آتش» در سال 1996 تحسین شد و بعد برای نوشتن فیلمنامه ویل هانتینگ خوب، همراه بن افلک در سال 1997 جایزه اسکار گرفت. او بعد در سه‌گانه «بورن» ظاهر شد و در کمدی سه‌گانه «اوشن‌ها» و بعد هم برای بازی در «بازمانده» اسکورسیزی اسکار برد. اما او می‌گوید چیزی که بزرگ‌ترین تغییر را در زندگی‌اش به وجود آورد، پدر شدنش بود: «این احساس همه چیز آدم را عوض می‌کند. به یک آدم دیگر تبدیل می‌شوی و حس می‌کنی تازه وارد زندگی شده‌ای. دیگر همه چیز فقط به خانواده مربوط است. فقط خودت نیستی و همه چیز به شادی آنها برمی‌گردد.» دیمون با لوچیانا دیمون ازدواج کرده و پدرخوانده دختر 11 ساله او آلکسیا است. او دخترهای خودش را هم دارد که «ایزابلا» 3 ساله و «جیا» یک ساله هستند. او می‌گوید: «چیزی که خیلی یادشان می‌دهم این است که هوادار بیسبال باشند و از تیم بوستون طرفداری کنند« !وقتی رد ساکس در بازی‌های جهانی برنده شد، زندگی من هم عوض شد. این برد زندگی همه آدم‌ها را در بوستون عوض کرد و ما احساس کردیم که به این ترتیب با همه جهان مرتبط شده‌ایم. حالا واقعا امیدوارم که این اتفاق برای شیکاگو بیفتد. بیش از 100 سال است که مردهای این شهر منتظر چنین اتفاقی هستند.» دیمون اما از هر چیز بگوید، حرف زدن درباره بورن خوش‌تر است. او می‌گوید: «دلم می‌خواهد پروژه 4 را هم بسازیم. اما بیش از هر چیز به 2 تا چیز کوچک احتیاج داریم: یک قصه حسابی و یک فیلمنامه حسابی. نمی‌شود به این قهرمان بگویم هی دور دنیا بدو و همه چیز را فراموش کن و مردم هم تو را نگاه می‌کنند. فکر می‌کنم این طوری بیننده‌ها همه ذرت‌ها را به طرف پرده پرت ‌کنند و بگویند: هی یارو! برو بشین تو خونه»!

مترجم: آرزو پناهی
منبع: شیکاگو سان‌تایمز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها